
فرارو- اکران فیلم سینمایی «ستارههای سگی» تازهترین اثر ریدلی اسکات در سینماهای جهان آغاز شده است. این اثر در نگاه نخست قرار است یک تریلر پساآخرالزمانی درباره بقا، تنهایی و تلاش انسان برای پیدا کردن معنا در جهانی فروپاشیده باشد اما در میان چند ایده جذاب سرگردان میماند.
به گزارش فرارو، کارگردان که در سالهای اخیر با «ناپلئون» و «گلادیاتور ۲» نتوانسته به استاندارد آثار شاخص کارنامهاش نزدیک شود، این بار نیز فیلمی ساخته که از نظر بصری جاهطلب است اما از نظر روایی و دراماتیک، اغلب کمرمق به نظر میرسد.
داستان در سال ۲۰۳۵ و حدود یک دهه پس از شیوع یک آنفلوآنزای مرگبار میگذرد. این بیماری بخش بزرگی از جمعیت را از بین میبرد و تمدن را تا مرز فروپاشی میکشاند.
داستان درباره «هیگ» با بازی جیکوب الوردی، خلبانی تنهاست که همراه سگش، جاسپر در یک فرودگاه متروکه در کلرادو زندگی میکند. او با هواپیمایی کوچک در مناطق مختلف پرواز میکند تا دارو، غذا و سوخت پیدا کند و همزمان با خاطرات همسر ازدسترفتهاش دستوپنجه نرم میکند.
تنها دوست او مردی به نام «بنگلی» است. او اعتقاد دارد برای زنده ماندن نباید به دیگران اعتماد کرد و حتی پیش از حمله احتمالی آنها دست به کار شد. این در حالی که عقاید «هیگ» از زمین تا آسمان با «بنگلی» متفاوت است.
تضاد آنها هسته اصلی قصه را شکل میدهد که پرسشهایی درباره اخلاق، اعتماد و معنای انسانبودن پس از نابودی به وجود میآورد. ایدههای جذاب اما پرداختی کمعمق
در واقع «ستارههای سگی» این پرسش را مطرح میکنند که وقتی قانون، دولت و ساختار اجتماعی از بین رفتهاند آیا اخلاق هم باید همراه آنها نابود شود؟
با این حال مشکل جایی که فیلم بارها این پرسشها را مطرح میکند، اما پاسخی جذاب به آن ارائه نمیدهد. در عین حال فیلم هم میخواهد درباره سوگ باشد، هم تنهایی، هم عشق، هم بقا و هم امکان بازسازی جامعه اما بسیاری از این خطوط داستانی …











