
محمد مسجدجامعی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت: «در بخشهای پیشین آمد که شناخت الگوهای فکری، محاسبات راهبردی و افقهای سیاست خارجی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، به ضرورتی برای فهم مسائل امنیتی، سیاسی و اقتصادی منطقه تبدیل شده است و سخن به اینجا رسید که اگر واقعه هفت اکتبر و مسئله غزه پیش نمیآمد، تمامی
کشورها ی کرانه جنوبی خلیج فارس همان راهی را میرفتند که امارات رفت؛ اما بحران غزه معادلات را کاملاً تغییر داد و تنشهای اخیر با ایران نیز این تفاوت را دوچندان کرد. اینک ادامه سخن:
پرسش و پاسخ
آینده روابط کشورهای حوزه خلیج فارس را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسائل را در میانه جریانی که در حال وقوع است، بهسختی میتوان پیشبینی کرد؛ یعنی در این شرایط، پیشبینی علمی چندان ممکن نیست. اکنون ما در وسط یک جریان هستیم و به همین دلیل، واقعاً دشوار است که با قاطعیت درباره آینده سخن بگوییم.
یکی از مشکلات بزرگی که ما در مورد شیخنشینها داریم و این مشکل را با دیگر همسایگانمان، دستکم به این شکل نداریم، این است که نه فقط سیاست ما، بلکه رفتار، گفتار و بهویژه رفتار دیپلماتیک ما با این کشورها بیش از اندازه با مجامله، تعارف و تأکید بر برادری، اخوت و امثال اینها همراه است. به نظر من، این درست نیست.
ایران بهعنوان یک کشور، با توجه به حجم، وزن تاریخی، وزن تمدنی، وضعیت موجود، مساحت، ظرفیتهای انسانی و همه مؤلفههای دیگر، باید سیاستی در شأن کلیت خودش داشته باشد. اینکه مدام بگوییم ما با هم رفیق هستیم، برادریم، اخوت اسلامی داریم، بیش از آنکه در عمل تأثیر مثبت داشته باشد، گاه نتیجه معکوس میدهد.
شما نباید بیش از اندازه در پی لبخند به طرف مقابل باشید و تصور کنید چون از این حرفها خوشش میآید، پس رابطه بهدرستی پیش میرود. در چنین وضعی، طرف مقابل دیگر شما را آنگونه که باید و در آن حجم و جایگاهی که واقعاً دارید، تحویل نمیگیرد و احترام لازم را برای شما قائل نمیشود. یک مشکل بزرگ همینجاست.
ترکیه با اینکه همسایه این کشورها نیست، اما در قبال همه آنها، با وجود …








