
امضای توافق دفاع مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، صرفنظر از مفاد رسمی و تأکید امضاکنندگان بر ماهیت دفاعی آن، نشانهای مهم از تغییر تدریجی در معماری امنیتی منطقه است؛ تغییری که نمیتوان پیامدهای آن را برای ایران نادیده گرفت. از همین رو، طرح پیشنهادهایی مبنی بر پیوستن ایران به این پیمان با هدف خنثیکردن احتمالی رویکرد ضدایرانی آن، در نگاه نخست ممکن است راهکاری برای کاهش حساسیتها به نظر برسد، اما با واقعیتهای سیاسی و امنیتی کنونی منطقه سازگاری چندانی ندارد.
به گزارش شرق، مسئله اصلی آن است که ائتلافها در خلأ شکل نمیگیرند؛ آنها محصول برداشت مشترک اعضا از تهدید، منافع و ضرورتهای امنیتی هستند. در شرایط کنونی نیز به نظر میرسد میان تهران و بخشی از کشورهای عربی منطقه، شکافی جدی در ادراک امنیتی شکل گرفته و در این بین، تحولات نظامی اخیر و گسترش دامنه منازعات به جبهه یمن، آن را عمیقتر کرده است.
در چنین فضایی، انتظار اینکه ایران بتواند به همان سازوکاری بپیوندد که اساسا بر پایه همگرایی امنیتی میان اعضای آن شکل گرفته، بیش از آنکه یک سناریوی عملی باشد، بیانگر نادیدهگرفتن منطق درونی ائتلافهای امنیتی است. اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که توجه داشته باشیم در سالهای گذشته، بخش مهمی از نگرانی مشترک کشورهای عربی و ایران، ناشی از سیاستهای اسرائیل و پیامدهای بیثباتکننده جنگهای منطقهای بود.
اما اکنون در کنار آن نگرانی، ادراک تهدید نسبت به قدرت و ظرفیت منطقهای تهران نیز در میان برخی دولتهای عربی تقویت شده است. این تحول را نمیتوان با انکار یا تقلیل آن به یک پروژه بیرونی نادیده گرفت، بلکه باید آن را به عنوان یک واقعیت جدید در محیط پیرامونی ایران شناخت و برای مدیریت آن چارهاندیشی کرد.
از این منظر، مسئله اساسی برای ایران نه تلاش برای ورود به «پیمان مکه»، بلکه جلوگیری از تثبیت یک شکاف امنیتی پایدار میان ایران و همسایگان عرب است. اگر این شکاف عمیقتر شود، ائتلافهای امروز میتوانند به سازوکارهای منسجمتر فردا تبدیل شوند و حتی در صورت تغییر شرایط، ظرفیت بازتولید …









