
چرا مغز در هنگام خواب، انرژی خود را خالی میکند

مدیریت برق از بانک تا قصابی | گزارش تفاوت سرمایش در مراکز دولتی و مغازههای منطقه ۷ | انصاف نیوز
کسبه در منطقه هفت تهران برای کم کردن هزینه برق، چراغها و کولرها را مدیریت میکنند؛ اما برای مغازههایی که یخچال و فریزر بخش اصلی کارشان است راه چندانی برای کاهش مصرف وجود ندارد. در مراکز دولتی، کاهش مصرف گاهی از جایی شروع میشود که مراجعین آن را احساس میکنند: سرمایش سالن انتظار. در سوی دیگر، پاساژهای بزرگ منطقه با سرمایش مرکزی و روشناییِ تماموقت، مصرفی بیحسابوکتاب دارند.
خبرنگار انصاف نیوز از ساعت ده صبح تا یک ظهر دوشنبه، به چند بانک، دفتر پیشخوان دولت، پلیس +۱۰ را از میدان نامجو تا میدان سپاه رفت و عصر همان روز به مغازهها و پاساژ تیراژه دو سر زد.
ساعت ده صبح تا یک ظهر
در هفت شعبه بانکی که خبرنگار انصاف نیوز به آنها سر زد، الگوی مصرفیشان نسبت به قبل تغییر کرده است. ساختمانهایی که فن کویل داشته باشند، بخش عمده سرمایش را به عهده آن میگذارند و از یک کولر گازی یا پنکه به عنوان مکمل استفاده میکنند. ساختمانهایی هم که فن کویل ندارند، کولرهای گازی را یکی در میان روشن میکنند. یکی از مراجعین به خبرنگار انصاف نیوز گفت: یک روز آمده بودم بانک فقط یک پنکه روشن بود. از کارمند پرسیدم چرا کولر روشن نمیکنید؟ گفت اجازه نمیدهند.
تفاوت شیوه مدیریت سرمایش در شعب مختلف دیده میشود. در بانک ملی ایران شعبه میدان نامجو، هوای داخل با بیرون تفاوتی ندارد، وسیله سرمایشیای روشن ندارد و خانمی چادری خود را با مدارکش باد میزند. یک کولر گازی ایستاده خاموش هم در گوشه سالن قرار دارد. با این حال افراد زیادی برای انجام کارهای بانکیشان به این شعبه میآیند. اما بانک ملت در آنطرف میدان با محوطه بسیار کوچکتر سه کولر گازی از پنج کولر گازیاش روشن است. یک کولر گازی ایستاده به سمت میز مدیر ۱۸ درجه و یک کولر گازی ایستاده به سمت مراجعین ۲۳ درجه تنظیم شدهاند.
عمده دفاتر پیشخوان دولت و پلیس +۱۰ از کولرهای آبی و پنکه استفاده میکنند. فضای این دفاتر از بانکها گرمتر به نظر میرسد، و سالنهایشان کوچکتر است. با اینکه در بسیاری از این مراکز تنها بخشی از تجهیزات سرمایشی روشن است، برق در ساعت یازده قطع میشود. ساختمان پلیس +۱۰ کوچه رفیعی برخلاف بانکهای محدوده برق اضطراری ندارد و حدود ده مراجع با ناراحتی و عصبانیت از ساختمان خارج میشوند. یکی از آنها بلند میگوید: مملکت نیست که.
پلیس +۱۰ میدان سپاه یک دریچه کولر آبی دارد و چند پنکه بالاسر کارمندان اداره. مدیر اداره از یکی از مراجعین میخواهد به اتاق مدیریت برود و به او میگوید: اینجا خنکتر است.
ساعت هفت عصر تا ده شب
با رسیدن به ساعات پایانی روز مغازهها چراغهایشان را روشن میکنند. برخی از کسبه برای کاهش هزینههای ناشی از مصرف برق، روشنایی و سرمایش را مدیریت میکنند؛ با استفاده از لامپها و کولرهای کم مصرف.
یک طلا فروش به خبرنگار انصاف نیوز گفت: کنتور برق رو تازه عوض کردم و تصاعدی حساب میشه. قبض برق آخرم ۸۰۰ هزار تومان بود، چراغها را الایدی گذاشتم کم مصرف باشه.
کمی پایینتر فروشنده یک بوتیک کوچک با قبض برق یک الی دو میلیون تومانی میگوید کولر اکثر روز خاموشه، بعضی وقتها روشن میکنم که آگه اونم نکنم اینجا بوی نم میگیره.
اما مغازههایی که یخچال دارند هزینههاشان بیشتر است و راه چندانی برای مدیریت ندارند. یک فروشنده لبنیاتی میگوید: قبض برق ما حدود ده دوازده میلیون تومان میآید. بیشتر مصرف هم بهخاطر یخچالهاست که کاریشم نمیشه کرد.
یک فروشنده سوپرمارکت هم به خبرنگار انصاف نیوز گفت که ساعتهایی در روز یخچالهایش به جز یخچال بستنیها را خاموش میکند که قبض برقش کمتر بیاید. کولر گازی را هم “اینوِرتر” انتخاب کرده تا هم مشتریها راضی نگه دارد هم هزینهها را کمتر کند.
به گفته او قبلاً از اداره برق خواسته تا مصرفشان را صنعتی حساب کنند نه تجاری اما صدایش به جایی نرسیده است.
مغازههای یخچالدار یکی از مشکلاتشان بیشتر بودن هزینههاست. بخش دیگر مشکلات قطعیهای برق است. فروشنده مغازه پروتئینی میگوید: هر روز برق من دو ساعت قطع میشه، خب یخچال نداشته باشم گوشت سبز میشه و باید دور بندازم. گوشت هم که از کشتارگاه گرم میآید وقتی برق نداشته باشم چیکار کنم.
در پاساژ تیراژهدو شرایط متفاوت است. به گفته نگهبان سیستم سرمایش پاساژ مرکزی و از ۱۰ صبح تا ۱۰: ۳۰ شب روشن است. عمده راهروها و مغازهها خنک هستند و روشنایی محیط بالاست. بعضی مغازهها مثل شهر کتاب پنکه دارند. با اینحال این پاساژ در ساعت نه خلوت بود.
تفاوت میان کسبوکارها و مراکز دولتی در نحوه مواجهه با مصرف انرژی هم دیده میشود. یک فروشگاه برای حفظ مشتری ناچار است میان هزینه برق و آسایش او تعادل برقرار کند؛ خاموش کردن کولر یا تاریک کردن ویترین میتواند به قیمت از دست دادن مشتری تمام شود. در مراکز دولتی اما مراجعه کننده همچنان برای دریافت خدمت به شعبه مراجعه میکند، حتی اگر تمرکز سرمایش روی کارمندان باشد.
از سوی دیگر چراغ یک بوتیک را میتوان خاموش کرد و کولر یک مغازه را کمتر روشن کرد؛ اما یخچال پروتئینی و لبنیاتی را نمیتوان به سادگی کنار گذاشت. برای بعضی کسبه، برق هزینهای است که میتوان آن را مدیریت کرد و برای بعضی دیگر، شرط ماندن کالا روی قفسه.
انتهای پیام
تحلیل و پیشبینی بازار خودرو هفته اول شهریور ۱۴۰۵ / ردپای نرخ چهارم بنزین در بازار خودرو دیده شد؟ + جدول
به گزارش تجارت نیوز، بازار خودرو در هفتههای اخیر بیش از آنکه از یک روند قیمتی مشخص پیروی کند، درگیر انتظار و سنجش چشمانداز آینده بوده است. حجم پایین معاملات و نوسان محدود قیمتها نشان میدهد که نه تقاضای کافی برای شکلگیری یک موج صعودی وجود دارد و نه فشار فروش به اندازهای است که بتواند بازار را وارد یک مسیر نزولی پایدار کند. گزارشهای اخیر نیز از تداوم رکود معاملاتی و حرکت قیمتها در یک دامنه محدود حکایت دارند.
در این شرایط، بازار خودرو را نمیتوان صرفاً با نرخ ارز توضیح داد. ارز زمانی به محرک جدی بازار تبدیل میشود که از محدودههای حساس عبور کند و این تغییر، انتظارات تورمی را در میان فعالان بازار تقویت کند. در غیر این صورت، حتی نوسانات روزانه نرخ ارز نیز الزاماً به تغییر متناسب قیمت خودرو منجر نمیشود. رفتار هفتههای اخیر نیز نشان داده که واکنش بازار خودرو به تحولات ارزی، با فاصله و شدت متفاوتی نسبت به بازار ارز اتفاق میافتد.
در کنار ارز، ریسک سیاسی و چشمانداز مذاکرات همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده انتظارات است. بازار در حال حاضر با دو سناریوی متفاوت روبهروست: کاهش تنش و افزایش احتمال توافق میتواند انتظارات کاهشی را تقویت کند؛ چراکه در این حالت، چشمانداز بهبود واردات، افزایش تنوع و عرضه خودرو و کاهش فشارهای ارزی پررنگتر میشود. در مقابل، تشدید تنشها میتواند انتظارات تورمی را افزایش داده و خودرو را دوباره بهعنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی مطرح کند. به همین دلیل، ابهام سیاسی عملاً یکی از عوامل اصلی تعویق تصمیم خرید و فروش در بازار است.
از سوی دیگر، سمت عرضه نیز با محدودیتهایی مواجه است. کاهش تولید داخلی، مشکلات تأمین و محدودیتهای وارداتی باعث شده است که حتی در شرایط رکود تقاضا، ظرفیت کاهش قیمت در همه بخشهای بازار یکسان نباشد. در بازار وارداتی نیز کندی فرآیند واردات و فاصله میان ثبت سفارش و ورود واقعی خودرو، همچنان یکی از متغیرهای مهم عرضه محسوب میشود.
در نتیجه، شرایط فعلی را میتوان حاصل برهمکنش چند نیروی متفاوت دانست؛ رکود تقاضا از یک سو بر معاملات فشار وارد میکند، ریسکهای سیاسی و انتظارات تورمی از سوی دیگر رفتار خریداران و فروشندگان را تحت تاثیر قرار میدهد و محدودیت عرضه در بخشهایی از بازار نیز بر روند قیمتها اثر میگذارد. برآیند این عوامل تاکنون بازاری کمنوسان اما شکننده ساخته است. بازاری که ممکن است با یک تغییر جدی در هر یک از متغیرهای اصلی، از وضعیت فعلی خارج شود. اما کارشناسان چشمانداز بازار خودرو را چگونه ارزیابی میکنند؟ بازار خودرو طی ۲ هفته گذشته در یک مدار کمنوسان حرکت کرده است / گمانهزنیهای مرتبط با افزایش نرخ بنزین منجر به رشد نسبی تقاضا برای خرید خودروهای برقی شده است
مسیح فرزانه، کارشناس صنعت خودروسازی و فعال بازار خودررو، در گفتوگو با تجارتنیوز گفت: بازار خودرو طی دو هفته گذشته در هر سه بخش خودروهای داخلی، مونتاژی و وارداتی، نوسان قابلتوجهی نداشته و قیمتها در یک مدار کمنوسان حرکت کردهاند. با این حال، انتشار برخی اخبار درباره حاملهای انرژی، بهصورت استثنا بر بازار خودروهای برقی اثر گذاشته و باعث افزایش جزئی قیمت این خودروها و رشد نسبی تقاضا برای خرید آنها شده است.
او ادامه داد: با وجود برخی کاستیهای زیرساختی در حوزه خودروهای برقی، به نظر میرسد بخشی از مصرفکنندگان همچنان این خودروها را بهعنوان خودروی دوم و عمدتاً برای استفادههای درونشهری مورد توجه قرار میدهند. در این میان، خودروهای پلاگین هیبریدی که هم از موتور برقی و هم از موتور بنزینی استفاده میکنند، میتوانند برای این گروه از مصرفکنندگان گزینه مناسبتری باشند. روند واردات خودروهایی با حجم موتور زیر ۲۵۰۰ سیسی پویایی لازم را ندارد / تداوم محدودیت در عرضه خودروهای وارداتی میتواند در بلندمدت منجر به اصلاح بازار خودرو شود
فرزانه عنوان کرد: در بخش خودروهای وارداتی نیز با وجود اعلام ورود محدود برخی خودروهای دارای کارت اقامت، روند ثبت سفارش خودروهای وارداتی زیر ۲۵۰۰ سیسی، بهویژه خودروهای مربوط به سهمیه جانبازی، همچنان پویایی لازم را ندارد. به نظر میرسد بخشی از این وضعیت به کنترل شرایط ارزی از سوی دستگاههای مربوطه بازمیگردد.
این کارشناس صنعت خودروسازی ادامه داد: در صورت ادامه این روند، تحقق وعدههای برخی نهادها درباره واردات تعداد بالای خودرو تا پایان سال با تردید مواجه خواهد شد. تداوم محدودیت در واردات و کاهش عرضه خودرو در بازار نیز میتواند در بلندمدت به اصلاح قیمتها منجر شود. باید توجه داشت که روند واقعی واردات خودرو، عملاً از زمان ورود خودروها به گمرکات آغاز میشود. پیش از خصوصیسازی باید چالشهای مرتبط با بسترهای اقتصاد بینالملل و مدیریت راهبردی صنعت خودروسازی برطرف شوند
فرزانه اظهار کرد: در بخش خودروهای داخلی و مونتاژی نیز آخرین آمارهای رسمی همچنان از کاهش میانگین حدود ۳۰ درصدی تیراژ تولید نسبت به مدت مشابه سال گذشته حکایت دارد. آثار این کاهش تولید در بازار نیز قابل مشاهده است. این وضعیت با توجه به اتفاقات یک سال اخیر و انباشت مشکلات صنعت خودرو طی دهههای گذشته، دور از انتظار نبوده است.
او اضافه کرد: در همین حال، موضوع خصوصیسازی خودروسازان نیز در شرایط فعلی صنعت و بازار خودرو مطرح شده است. با این حال، خصوصیسازی بهتنهایی نمیتواند تمام مشکلات این صنعت را برطرف کند و پیش از آن باید بسترهای اقتصاد بینالملل و مدیریت راهبردی صنعت خودروسازی مورد بازبینی قرار گیرند. در غیر این صورت، این احتمال همچنان وجود دارد که خصوصیسازی نتواند به تسهیل مشکلات صنعت خودروسازی در کشور منجر شود. ثبتنامهای طولانیمدت، مرحلهای و اقساطی ریسکهای جانبی بالایی دارند
این فعال بازار خودرو در پایان گفت: برای مصرفکنندگان نیز با توجه به شرایط فعلی بازار، در صورتی که نیاز به خرید خودرو وجود دارد، بهتر است انتخاب متناسب با بودجه انجام شود و تا حد امکان خودرویی با مدارک کامل و پلاک آماده خریداری شود. همچنین توصیه میشود مصرفکنندگان از ثبتنامهای طولانیمدت، مرحلهای و اقساطی که میتواند ریسکهای جانبی بیشتری به همراه داشته باشد، تا حد امکان پرهیز کنند.
با صفحه تحلیل بازار خودرو تجارتنیوز همراه باشید.
گزارش روزنامه اعتماد از زندگی مردم اصفهان زیر بمباران در جنگ ۴۰ روزه / ماجرای شهادت ۴ کودک در خانه پدربزرگ و مادربزرگ چه بود؟
کد خبر: 787447 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۰۵:۵۶ اعتمادآنلاین |
فرشته فریادرس-«همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره خورده با خاطره، زیبایی و زندگی.» شهری که در سایه پلهای تاریخی، میان نقش و نگار کاشیها، در امتداد زایندهرود و در رفتوآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صد ساله ایران را با خود حمل میکند. برای بسیاری، اصفهان همان «نصف جهان» است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سالها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر بهجا گذاشت؛ تصویری دور از قابهای آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. این گزارش، روایت همان مردمی است که آن روزها را از نزدیک تجربه کردند و خاطراتشان حالا بخشی از حافظه این شهر شده است. شبهایی که شهر بیدار میماند
اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجرهها، صدای انفجار و شبهایی تجربه کرد که خواب در آنها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حملهها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. بخش زیادی از آنچه بر اصفهان و ساکنانش گذشت، هنوز در روایتهای رسمی و رسانهای کمتر دیده و شنیده شده است؛ روایتهایی که فقط از انفجار و تخریب نمیگویند، بلکه از ترس، ترک خانه و تلاش برای ادامه زندگی در شهری حکایت دارند که هر شب ممکن بود با صدای انفجاری دیگر از خواب بیدار شود. این گزارش تلاش میکند بخشی از این خلأ را از زبان کسانی روایت کند که جنگ را زیستهاند.
خانه «مریم» تنها یک خیابان با ساختمان «اپتیک صاایران» فاصله دارد؛ ساختمانی که در همان روزهای نخست حمله امریکا و اسراییل در فروردین ماه بارها هدف قرار گرفت. او هنوز ساعت نخستین انفجار را به یاد دارد؛ «چهارم فروردین» حدود ساعت 30: 9 تا ۱۱ صبح، اولین حمله انجام شد. خانه مستقیما کنار محل انفجار نبود، اما موج انفجار به حدی شدید بود که در و پنجرهها بهشدت میلرزیدند. ساختمان اپتیک دو بار دیگر نیز هدف قرار گرفت و با فرارسیدن نیمه شب، انفجاری شدیدتر بار دیگر منطقه را لرزاند. در روزهای بعد، حملات به نقاط دیگری از شهر نیز گسترش یافت. مناطقی در حوالی خانه اصفهان و رباط اول، با وجود فاصلهای حدود یک خیابان از محل سکونت مریم، هدف قرار گرفتند و موج انفجار بار دیگر در خانه احساس شد.
اما یکی از صبحهایی که شاید هرگز از ذهن او پاک نشود، بین ساعت 7 تا 8 رقم خورد؛ زمانی که چندین نقطه شهر تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند. چهارراه پلیس، پاسگاه کمال اسماعیل و چند مرکز دیگر در فاصلهای کوتاه مورد اصابت قرار گرفتند.
پاسگاه کمال اسماعیل درست پشت خانه دخترخاله مریم قرار داشت. شدت انفجار به اندازهای بود که تمام شیشههای خانه شکست و ساکنان تصور کردند انفجار در داخل منزل رخ داده است. چند ساعت بعد، حوالی ظهر، حمله دیگری در منطقه باهنر رخ داد. مریم میگوید در همان روز، بسیاری از مراکز نظامی، پاسگاهها و مراکز وابسته در نقاط مختلف اصفهان بهصورت پیاپی هدف قرار گرفتند و فضای شهر را سرشار از اضطراب و ناامنی کردند.
به گفته او، دامنه حملات تنها به اصفهان محدود نبود. نجفآباد نیز بارها هدف قرار گرفت و شدت انفجارها خانهها و باغهای اطراف را لرزاند. شاهینشهر نیز دستکم یک بار در ساعات میانی روز هدف قرار گرفت.
«مریم» میگوید آنچه بیش از همه برای مردم غیرقابلباور بود، این بود که حملات اینبار فقط در حاشیه شهر رخ نمیداد؛ بسیاری از اهداف در داخل شهر قرار داشتند و همین موضوع احساس ناامنی را چند برابر کرده بود. بیشتر حملات نیز در نیمهشب، بامداد یا ساعات اولیه صبح، حوالی چهار، پنج، هفت و هشت انجام میشد؛ ساعتهایی که خواب و آرامش را از بسیاری از خانوادههای اصفهانی گرفته بود. همسایهها نوبتی نگهبانی میدادند
حملات فقط صدای انفجار نبودند؛ پس از هر حمله، زندگی مردم با ترس، نگرانی و بلاتکلیفی ادامه پیدا میکرد. بسیاری نمیدانستند شب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا خانهشان همچنان امن خواهد بود یا نه.
«زهرا فریدزادگان»، فعال رسانهای و شهروند اصفهانی، از شبهایی میگوید که خواب برای بسیاری به تجربهای همراه با اضطراب تبدیل شده بود: «خودم بارها با صدای انفجار از خواب میپریدم. از شدت ترس بدنم میلرزید و تا مدتی نمیتوانستم آرام شوم. چند شب واقعا وحشتناک بود.» به گفته او، بیشتر حملات در ساعات پایانی شب یا نزدیک صبح رخ میداد. یکی از شدیدترین شبهایی که زهرا به یاد دارد، شبی بود که یک زاغه مهمات در اصفهان هدف قرار گرفت. پس از اصابت، آتشسوزی گستردهای رخ داد و شعلههای آتش آسمان شب را روشن کرد.
او میگوید: «صحنه خیلی عجیب بود؛ از یک طرف منظره آتش و روشن شدن آسمان چشمگیر بود، اما از طرف دیگر همه میدانستیم که پشت این تصویر زیبا، یک اتفاق ترسناک در حال رخ دادن است.» همزمان، حملات به برخی مراکز نظامی دیگر شهر نیز ادامه داشت. «زهرا» از حملات مکرر به یکی از فرودگاههای نظامی اصفهان یاد میکند و میگوید شدت انفجارها به اندازهای بود که لرزش آن در خانهها احساس میشد و شیشهها به صدا درمیآمدند. اما برای مردم، جنگ به لحظه انفجار محدود نمیشد؛ پس از هر حمله، نگرانی از خسارت، امنیت خانهها و احتمال حمله دوباره آغاز میشد. در برخی مناطق که خسارت بیشتری دیده بودند، مردم ناچار شدند مدتی خانههای خود را ترک کنند. «مریم» اما از مجموعه «زرباف» یاد میکند؛ جایی که بسیاری از ساکنان به دلیل شدت آسیبها مدتی از خانههایشان دور ماندند. او میگوید: حدود یک ماه، برخی خانوادهها به دلیل ترس از حملات مجدد و نگرانی درباره سرقت، در خانههای خود حضور نداشتند.
در شرایطی که بسیاری احساس میکردند حمایت کافی وجود ندارد، خود اهالی محله دست به کار شدند. همسایهها نوبتی نگهبانی میدادند، از ساختمانها مراقبت میکردند و تلاش داشتند امنیت محله را حفظ کنند. در میان ترس و نگرانی، همین همکاریهای کوچک به یکی از معدود نقاط امیدبخش آن روزها تبدیل شد؛ مردمی که خودشان آسیب دیده بودند، اما برای مراقبت از یکدیگر کنار هم ایستادند. خانههایی که دیگر مثل قبل نبودند
جنگ برای بسیاری از مردم اصفهان با پایان صدای انفجارها تمام نشد. در بخشهایی از شهر، نشانههای آن روزها همچنان باقی مانده بود؛ ساختمانهایی که آسیب دیده بودند، خانههایی که دیگر قابل سکونت نبودند و خانوادههایی که مجبور بودند برای مدتی زندگی خود را در جایی دیگر ادامه دهند.
لیلی از مناطقی مانند «زرباف، باهنر، اپتیک و کمال اسماعیل» یاد میکند؛ مناطقی که به گفته او آثار حملات هنوز در آنها دیده میشود. برخی ساختمانها کاملا غیرقابل سکونت شده بودند و تعدادی از ساکنان هنوز نتوانسته بودند به خانههایشان بازگردند. در برخی موارد، مردم خودشان دست به کار شده بودند؛ شیشههای شکسته را تعویض و بخشهای آسیبدیده خانه را با هزینه شخصی تعمیر کرده بودند، چراکه روند جبران خسارتها برای بسیاری از خانوادهها کند بود.
او از حمله به منطقه «صفه» نیز یاد میکند؛ حملهای که با وجود فاصله بیشتر، از پشتبام خانهشان بهخوبی دیده میشد. لیلی میگوید شدت نور انفجار به حدی بود که ابتدا تصور کردند حادثه در کوچههای نزدیک خانه رخ داده است. پس از انفجار نیز آتشسوزی و انفجارهای پیدرپی ادامه داشت. او احتمال میدهد محل اصابت مربوط به یک مرکز یا انبار نظامی بوده باشد؛ تصویری که برای او و بسیاری از مردم، یکی از هولناکترین صحنههای آن روزها بود. اما دشواری اصلی برای بسیاری، بازگشت به زندگی عادی بود. خانوادههایی که در روزهای جنگ برای حفظ جان خود شهر را ترک کرده بودند، هنوز با نگرانی و ترس زندگی میکردند. لیلی میگوید در آن دوره بسیاری از مردم اصفهان به شهرهای اطراف رفته بودند و شهر بسیار خلوتتر از گذشته شده بود. از آوار جنگ تا روزهای بعد از آن
برای بسیاری، پایان حملات به معنای بازگشت فوری آرامش نبود. لیلی میگوید قطعیهای مکرر برق، بهویژه در ساعات عصر و شب، همچنان بخشی از زندگی روزمره مردم است. فشار اقتصادی نیز محسوس بود؛ کاهش قدرت خرید، کم شدن مشتریان و دشوارتر شدن شرایط کسبوکار، خانوادهها و صاحبان مشاغل را تحت فشار قرار داده بود. او میگوید در خیابان محل زندگیشان، دو فروشگاه بزرگ به دلیل کاهش شدید مشتری و ناتوانی در پرداخت هزینههای جاری، از جمله اجاره، تعطیل شدند؛ به گفته او، این اتفاق تنها مربوط به یک یا دو واحد تجاری نبود؛ بلکه نشانهای از شرایطی بود که بسیاری از کسبوکارهای محلی با آن روبرو بودند؛ شرایطی که در آن ادامه فعالیت برای برخی صاحبان مشاغل دیگر صرفه اقتصادی نداشت.
«لیلی» همچنین از تغییرات اجتماعی محله میگوید. خانه آنها در کنار یک پارک قرار دارد و او در ماههای پس از جنگ، تعداد بیشتری از افراد بیخانمان و معتاد را در پارک و اطراف آن مشاهده میکرد؛ موضوعی که به گفته او احساس ناامنی ساکنان را افزایش داده بود. مجموع این تجربهها باعث شده بود بسیاری از خانوادهها احساس کنند زندگی دیگر مانند گذشته نیست؛ تغییری که نه فقط در ساختمانهای تخریب شده، بلکه در اقتصاد، روابط اجتماعی و احساس امنیت مردم نیز دیده میشد. چهار کودکی که به خانه برنگشتند
در میان تمام روایتهایی که از روزهای جنگ در اصفهان نقل میشود، برخی اتفاقها به دلیل تلخی و غیرمنتظره بودن، در ذهن مردم ماندگار شدهاند. یکی از این اتفاقها، روایت خانوادهای است که تصمیمی ساده در یک شب معمولی، سرنوشت تلخی برایشان رقم زد.
«زهرا» همچنین از خانوادهای میگوید که آن شب، مانند بسیاری از شبهای دیگر، میزبان فرزندان و نوههای خود بودند. دخترخاله و همسرش به همراه دو فرزندشان به خانه پدربزرگ و مادربزرگ آمده بودند. در پایان شب، وقتی زمان رفتن فرا رسید، بچهها اصرار کردند که همانجا بمانند.پدر و مادر ابتدا موافق نبودند و میخواستند بچهها را با خود به خانه ببرند، اما اصرار کودکان ادامه پیدا کرد. درنهایت، با رضایت پدربزرگ و مادربزرگ، تصمیم گرفته شد که آن شب را همانجا بمانند. شبی که قرار بود مثل بسیاری از شبهای دیگر برای آن چهار کودک با آرامش به صبح برسد. اما همان شب، خانه هدف اصابت قرار گرفت. سقف پذیرایی فرو ریخت و چهار کودک که در همان محل خوابیده بودند، جان خود را از دست دادند. این فعال رسانهای میگوید این حادثه تاثیر روحی عمیقی بر مردم اصفهان گذاشت. این حادثه برای مردم شهر تنها یک خبر نبود؛ یادآور این واقعیت بود که در شرایط جنگ، حتی لحظههای معمولی زندگی نیز میتوانند ناگهان تغییر کنند. جنگ در قفسههای داروخانه
جنگ تنها در صدای انفجارها و تخریب ساختمانها خلاصه نمیشد. در کنار آسیبهای مستقیم، زندگی روزمره مردم نیز با مشکلاتی مواجه بود؛ مشکلاتی که گاهی دور از نگاهها اتفاق میافتاد.
«حمید» که در یک داروخانه فعالیت دارد، از یکی از دشوارترین بخشهای آن روزها میگوید: کمبود داروهای ضروری، به ویژه انسولین برای بیماران دیابتی.
به گفته او، در دوران جنگ تهیه برخی داروهای حیاتی دشوار شده بود و در مقاطعی داروخانهها با کمبود جدی انسولین مواجه بودند. برای بیمارانی که به طور روزانه به این دارو نیاز داشتند، این وضعیت اضطراب زیادی ایجاد میکرد. گاهی بیماران درحالی برای تهیه انسولین مراجعه میکردند که دارو در دسترس نبود و داروسازان نیز، با وجود تلاش برای کمک، امکان تامین داروی موجود نبودن را نداشتند.
در کنار کمبود دارو، نگرانی درباره احتمال حمله به تاسیسات هستهای و پیامدهای احتمالی آن نیز میان مردم گسترش یافته بود. به گفته حمید، در روزهای ابتدایی جنگ شایعهای شکل گرفته بود که در صورت آسیب دیدن تاسیسات هستهای، مواد رادیواکتیو در محیط منتشر میشود و مصرف قرص ید میتواند از مردم در برابر این خطر محافظت کند.
به همین دلیل، تعدادی از شهروندان با نگرانی روزانه به داروخانهها مراجعه میکردند تا قرص ید تهیه کنند. «حمید» میگوید بخش زیادی از زمان او صرف توضیح به مراجعهکنندگان میشد؛ اینکه مصرف خودسرانه قرص ید راهحل عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی نیست و استفاده از آن باید تنها در شرایط مشخص و با توصیه مراجع بهداشتی انجام شود.
به گفته او، این ماجرا نشان میداد که جنگ فقط با انفجار و تخریب همراه نیست؛ ترس، شایعات و نبود اطلاعات کافی نیز میتواند فشار روانی مردم را بیشتر کند.
برای بسیاری از مردم اصفهان، آن روزها ترکیبی از صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، دشواری تامین نیازهای روزمره و تلاش برای حفظ زندگی عادی بود؛ تجربهای که هر کدام آن را به شکلی متفاوت، اما با احساسی مشترک، به یاد دارند. از آوار تا گرانی
«آقای شمس»، دیگر شهروند اصفهانی، روایتش از ۱۲ اسفند ماه را از صبحی آغاز میکند که قرار بود حدود ساعت ۸ تا 20: 8 از خانه بیرون بزند؛ صبحی که از یک هفته پیش، هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پادگانها و مراکز نظامی اصفهان بر آن سایه انداخته بود. خانه او تنها حدود ۱۰۰ متر با ستاد فرماندهی نیروی انتظامی استان اصفهان فاصله داشت.
هنوز زمان زیادی از آغاز روز نگذشته بود که دو انفجار، همهچیز را تغییر داد. شدت انفجارها در و پنجرههای خانه را شکست؛ بخشی از پنجره به داخل خانه پرتاب شد و شیشههای اتاق خواب تقریبا بهطور کامل فرو ریخت.
«شمس» فرزندانش را به طبقات پایین ساختمان برد و همراه دیگر ساکنان به پارکینگ پناه برد. پس از فروکش کردن موج اولیه، راهی محل انفجار شد؛ جایی که حدود ۳۰ متر با پاسگاه نیروی انتظامی فاصله داشت.
ساختمان دو طبقه پاسگاه به شدت آسیب دیده و بخشهایی از آن فرو ریخته بود. به گفته شمس، دو انفجار نخست تلفات جانی نداشت؛ زیرا از چند روز قبل درباره احتمال هدف قرار گرفتن این محل هشدار داده شده بود و تعدادی از سربازان هنگام حمله در پاسگاه حضور نداشتند. اما حدود ۴۵ دقیقه بعد، شمس که به محل بازگشته بود، با آثار سه اصابت دیگر روبهرو شد؛ اینبار حمله پنج کشته، شامل چهار سرباز و یک درجهدار، برجا گذاشته بود. در اطراف پاسگاه نیز تخریب گسترده بود. ساختمان سه طبقه مجاور تقریبا به طور کامل تخریب شده، ساختمان کناری به شدت آسیبدیده و دیوار سمت پادگان یک ساختمان ششطبقه نیز کاملا فرو ریخته بود. از یک ساختمان مسکونی سه طبقه و شش واحدی نیز پس از خاکبرداری تقریبا چیزی باقی نمانده بود. برخی ساکنان ساختمانهای اطراف نیز مدتی بعد هنوز امکان بازگشت به خانههایشان را نداشتند.
اما روایت شمس در آوار متوقف نمیشود. از نگاه او، مشکلات امروز اصفهان حاصل یک عامل واحد نیست؛ «تحریمها، جنگ و ناترازیهای مدیریتی» در کنار یکدیگر فشار بر زندگی مردم را بیشتر کردهاند.
او از تاخیر در پرداخت حقوق حقوقبگیران و بازنشستگان میگوید که گاهی به چند روز و حتی ۱۰ روز میرسد. همزمان، افزایش قیمت کالاها و هزینههای روزمره، فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. به گفته شمس، افزایش هزینه تمامشده کالاها، مالیات و سایر هزینههای فروشندگان درنهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
حتی معاملات نیز تغییر کردهاند. به گفته او، در گذشته خرید با چکهای کوتاهمدت امکانپذیر بود، اما حالا بسیاری از فروشندگان تنها در صورت دریافت نقدی یا واریز فوری وجه حاضر به تحویل کالا هستند؛ تغییری که نشاندهنده بیثباتی اقتصادی است. زندگی در سایه بحرانهای انباشته
«شمس» در ادامه به بحرانی اشاره میکند که سالهاست اصفهان با آن دست و پنجه نرم میکند: «آب».
او وضعیت ساختوساز را تقریبا راکد میداند و میگوید فعالان این حوزه منتظرند ببینند شرایط کشور به کدام سمت میرود. در همین حال، قیمت مسکن و هزینه رهن افزایش یافته است. بحران آب به کشاورزی نیز رسیده است. شمس میگوید امسال آب حدود سه ماه برای کشاورزان جریان داشته، اما زمان آن با فصل مناسب کشت هماهنگ نبوده و کشاورزان نتوانستهاند استفاده مطلوبی از آن داشته باشند.
برای «شمس»، «جنگ، تحریم، بحران آب و فشار اقتصادی» قطعات یک پازلاند که همزمانی آنها شرایط مردم اصفهان را پیچیدهتر کرده است. اما اقتصاد اصفهان را نمیتوان بدون صنعت تصور کرد. بخش مهمی از اقتصاد شهر به کارخانهها و صنایع بزرگ وابسته است. شمس صنایع فولادی را از مهمترین بخشهای این اقتصاد میداند؛ صنعتی که علاوه بر کارخانهها، شبکه گستردهای از مشاغل مانند تراشکاری، قطعهسازی و نیروهای فنی و متخصص را دربر میگیرد.
در جریان جنگ، فولاد مبارکه نیز آسیب دید. به گفته شمس، بخشی از تاسیسات، ازجمله قسمت مربوط به برق و تولید برق کارخانه، هدف قرار گرفت. او از دوستی میگوید که خودروی او همچنان زیر آوار کارخانه مانده و خودش نیز شغلش را از دست داده است.
پالایشگاه اصفهان همچنان فعال است، اما بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر با مشکلات جدی روبهرو هستند. «شمس» معتقد است اقتصادی که در دهههای گذشته با ظرفیت بالایی فعالیت میکرد، اکنون به کمتر از ۲۰درصد ظرفیت بالقوه خود رسیده است. دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر شده و برخی کارخانههای خصوصی برای ادامه فعالیت ناچار به تعدیل نیرو شدهاند. قطعی برق نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است؛ گاهی از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح و در برخی موارد چندین نوبت در هفته.
درنهایت، تصویری که این شهروند از اصفهان ترسیم میکند، تنها تصویر شهری آسیب دیده از جنگ نیست؛ بلکه روایت شهری است که جنگ به بحرانهای قدیمیترش اضافه شده است: تحریم، بحران آب، قطعی برق، افزایش قیمتها، رکود ساختوساز، آسیب صنایع و ناترازیهای مدیریتی.
از نگاه او، مساله فقط خسارت یک ساختمان یا توقف یک کارخانه نیست؛ مساله اقتصادی است که زمانی با بخش قابلتوجهی از ظرفیت خود کار میکرد و حالا فاصله زیادی با توان واقعیاش پیدا کرده است. اصفهان، در روایت شمس، شهری است که جنگ به آن ضربه زده، اما پیش از آن نیز زیر بار مجموعهای از بحرانها خم شده بود. اخبار مرتبط اطلاعیه فوری؛ حمله اسراییل به سه شهر استان اصفهان ببینید| واعظی: در جنگ ۴۰ روزه تندروها به مرخصی رفته بودند

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

نماینده مجلس: دارو، خودرو نیست که بگویند مردم فعلا نخرند

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

توضیح رئیس سازمان سنجش در خصوص برق یکی از حوزه های امتحانی کنکور

بازنشستگان تامین اجتماعی یکصدا شدند؛ ۷۱۶ هزار تومان، مطالبهای که نباید پشت درهای تصمیمگیری بماند

