
با «گل» چه باید کرد؟ مقابله و سرکوب؟ مدارا و تحمل، یا مهار و کنترل؟
بخش اول میزگرد تلاقی درباره نحوه مواجهه با مصرف گل در ایران قبلا منتشر شد و حالا بخش دوم محتوای این میزگرد با حضور دکتر حمید یعقوبی، دانشیار روانشناسی بالینی دانشگاه شاهد و دکتر امید مساح، پژوهشگر مرکز تحقیقات سوءمصرف مواد و هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی، اکنون پیش روی شماست:
ایرنا: یک بار پرسیدم چگونه میتوان چیزی را که همه بر تأثیر سوء آن بر مغز اتفاق نظر دارند، آزاد کرد؟ دوست کارشناسم پاسخ داد: «همانگونه که برای چیزی که بر ریه تأثیر سوء دارد، این کار را انجام دادیم.» نظر شما در این باره چیست؟
یعقوبی: درست است که برای سیگار چنین رویکردی اتخاذ شد، اما در اینجا عواقب آن بسیار بیشتر از سیگار است. عوارض جسمانی و روانی که این ماده دارد، بسیار گسترده تر و سنگین تر است.
مساح: ما با پدیدهای مواجه هستیم که وجود دارد؛ الکل وجود دارد، سیگار وجود دارد و کانابیس یا همان گیاه شاهدانه نیز به راحتی در هر گلدان و بالکنی قابل کشت است. وقتی این پدیده وجود دارد و فرد آن را تجربه میکند، لذتی که از آن میبرد، مدارهای مغزی را درگیر میکند. علیرغم تمام ضررهایی که دارد، یکی از نشانههای اختلال این است که فرد علیرغم آگاهی از آسیبهایی که به خود میزند و با وجود اینکه عملکردش دچار اختلال میشود، همچنان بر مصرف پافشاری کرده و آن را ادامه میدهد و حتی افزایش میدهد. این یکی از ویژگیهای موادی است که اختلال مصرف ایجاد میکنند. شما درست میفرمایید اما باید در برابر آن قوانینی وضع شود. اگر نمیتوان آن را به طور کامل کنترل کرد، تجربه منطقی نشان میدهد که ما در این زمینه شکست خوردهایم.
همه کشورها در کنترل روانگردانها شکست خوردهاند
همه کشورها در کنترل موادی که به طور کلی روانگردان هستند، شکست خوردهاند. بنابراین، لااقل باید به سمت کاهش آسیب و رویکرد هزینه فایده حرکت کرد؛ یعنی تشخیص داد که در چه نقطهای، جامعه کمترین آسیب و بیشترین بهره وری را میتواند داشته باشد. هر جامعهای باید این نقطه برش را برای خود پیدا کند. الگویی که اروگوئه در پیش گرفته، یک الگوی کاملاً دولتی است با کمترین مضرات؛ بدین صورت که ماده فقط در مکانهای دولتی و به مقدار بسیار محدود و برای گروه سنی خاص (۲۱ …












