
Pause Play % buffered00:00 00:00Unmute Mute Settings CaptionsDisabled Quality360p SpeedNormal Captions Go back to previous menu Quality Go back to previous menu 360p 270p 180p Speed Go back to previous menu 0.5× 0.75× Normal 1.25× 1.5× 1.75× 2× 4× PIP Exit fullscreen Enter fullscreen Download دریافت 29 MB
«فقط خدا» در این مسیر تلاش میکند معنویت را نه در قالب یک گفتار انتزاعی، بلکه از دل تجربه انسانی روایت کند؛ انسانی که برای رسیدن به خواستههایش میجنگد، در برابر برخی پیشنهادها میایستد، بهای انتخابهایش را میپردازد و در نهایت درمییابد که شاید دشوارترین مبارزه، نه مبارزه با جهان بیرون، بلکه مواجهه با خود باشد.
فصل اول
مردی که پیش از آغاز داستان، مبارزه را شروع کرده است
فقط خدا از آن اجراهایی است که نقطه شروعش را نباید صرفاً در نخستین دیالوگ جستوجو کرد. نمایش پیش از آنکه شخصیت درباره گذشته، رنجها و انتخابهایش سخن بگوید، او را در حال تمرین و ضربه زدن به کیسه بوکس نشان میدهد و به این ترتیب، بدن بازیگر تبدیل به نخستین روایت نمایش میشود. تماشاگر هنوز نمیداند این مرد چه کسی است، چه چیزی را از دست داده و قرار است در طول اجرا به کجا برسد، اما یک چیز را خیلی زود میفهمد: با انسانی مواجه است که زندگی را همچون میدان مبارزه تجربه کرده است. مشتهایی که به کیسه فرود میآیند، تنها تمرین یک بوکسور نیستند؛ در ادامه اجرا میتوان آنها را به عنوان نشانهای از شیوه مواجهه شخصیت با جهان نیز خواند؛ انسانی که برای رسیدن به هدف خود حاضر نیست به آسانی عقب بنشیند و مسیرش را با انتخابهای دشوار ادامه میدهد، حتی اگر نتیجه این انتخابها فاصله گرفتن از دیگران و رسیدن به تنهایی باشد.
این شروع فیزیکی، از همان ابتدا یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای محمود رشیدی را نیز مشخص میکند. در یک اجرای تکنفره، بازیگر نمیتواند صرفاً حامل متن باشد؛ او باید همزمان فضا، ریتم، شخصیت و بخش قابل توجهی از جهان نمایش را با بدن خود ایجاد کند. اجرای تکپرسوناژ در تئاتر معاصر، بهویژه در سنت seul en scène فرانسه، …












