همزمان با زادروز محمد قاضی، مترجم نامآشنای ادبیات ایران، میتوان سه رمان «مادام بوواری»، «معجزهای برای پرین» و «دوریت کوچک» را از زاویهای متفاوت خواند؛ سه اثری که در هر یک، زنی با سرگذشتی متفاوت اما با میل شدید به زیستن و جنگیدن برای زندگی حضور دارد. آیا میتوان این سه شخصیت را سه برش از یک شخصیت واحد دانست؟
شاید بتوان در میان ترجمههای او، فارغ از شهرت و اهمیت خود آثار، به یک الگوی جالب نیز توجه کرد
محمد قاضی از آن دست مترجمانی است که نامش با بخش مهمی از ادبیات کلاسیک جهان در زبان فارسی گره خورده است. او با ترجمه آثاری از نویسندگان بزرگ جهان، نهتنها متنهای ادبی را به فارسی منتقل کرد، بلکه برای بسیاری از خوانندگان ایرانی راهی به سوی جهان ادبیات گشود.
اما شاید بتوان در میان ترجمههای او، فارغ از شهرت و اهمیت خود آثار، به یک الگوی جالب نیز توجه کرد؛ الگویی که البته بیش از آنکه یک واقعیت اثباتشده باشد، میتواند فرضیهای برای خواندن دوباره آثار قاضی باشد. …












