
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
محسن افراشته: «اوراتوریای اتهام» در نخستین مواجهه، اجرایی است با ارجاعی روشن به «بازجویی» پتر وایس؛ اثری که خود بر پایۀ اسناد و شهادتهای دادگاه فرانکفورت آشویتس شکل گرفته و وایس آن را نه در قالب درام متعارف، بلکه در ساختاری نزدیک به اوراتوریو و بر محور شهادت، اتهام، جنایت و مسئولیت سازمان داده است. اما اگر بخواهیم اجرای محمودرضا رحیمی را صرفاً با میزان وفاداریاش به وایس بسنجیم، بخش مهمی از اتفاقی را که در صحنه رخ میدهد از دست خواهیم داد. مسئلۀ اینجا دیگر فقط انتقال یک متن تاریخی به صحنه نیست. مسئله این است که صحنه چگونه خود به محل تولید معنا تبدیل میشود؛ محلی که در آن اتهام، شهادت، بدن، حافظه، خشونت و مسئولیت نه فقط بازنمایی، بلکه تجربه میشوند.
از همینجا شاید بتوان پرسش اصلی اجرا را پیدا کرد: چه اتفاقی میافتد وقتی کارگردان دیگر پشت صحنه پنهان نمیماند و وارد همان جهانی میشود که خودش ساخته است؟
«اوراتوریای اتهام» پیش از آنکه رسماً آغاز شود، آغاز شده است. تماشاگر حدود ده دقیقه پیش از شروع اعلامشده وارد سالن میشود و در این فاصله با موقعیتی مواجه است که هنوز نمیتوان نام دقیقی بر آن گذاشت. بازیگران در میان تماشاگران حرکت میکنند، دَمام شنیده میشود، موسیقی جنوب و نغمههای آیینی و سوگ در فضا جریان دارد و گاه صداهایی از میان جمعیت به گوش میرسد. در این لحظه نه مرز بازیگر و تماشاگر کاملاً برقرار است و نه مرز میان سالن و صحنه.
این تأخیر در اعلام آغاز، در واقع یک تمهید ساده برای ایجاد فضای نمایشی نیست. اجرا از همان ابتدا قرارداد معمول تئاتر را دستکاری میکند. تماشاگر نمیتواند بهسادگی بگوید نمایش از اینجا شروع شد. او پیش از آنکه با متن، شخصیت و موقعیت نمایشی مواجه شود، درون یک وضعیت قرار گرفته است.
این نکته را میتوان در پرتو آنچه ریچارد شِخنِر از «رویداد اجرایی» میفهمد، دقیقتر دید. برای شِخنِر، تئاتر را نمیتوان فقط در متن و بازیگر جستوجو کرد؛ رویداد اجرایی مجموعهای از بازیگر، تماشاگر، فضا، صدا، تجهیزات، معماری و مناسباتی است که در لحظۀ اجرا به یکدیگر متصل میشوند. مرز میان تئاتر و زندگی نیز در این نگاه مرزی قطعی و از پیش تثبیتشده نیست. از این منظر، آن ده دقیقۀ پیش از شروع رسمی را …












