
نظم منطقهای سنتی در خاورمیانه، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین جنگ غزه به پایان راه رسیده است. ناتوانی واشینگتن در سرنگونی رژیم تهران و حفاظت از متحدان خلیج فارس، بنبست در مسئله فلسطین، پایههای امنیتی و اخلاقی دهههای گذشته را ویران کرده است. تحولات اخیر ثابت کرد که قدرت نظامی محدودیتهای جدی دارد و متحدان منطقهای دیگر نمیتوانند به تضمینهای امنیتی آمریکا تکیه کنند. فروپاشی این نظم، فرصتی نادر برای واشینگتن ایجاد میکند تا سیاست خود را از «مهار نظامی» به سوی «دیپلماسی فراگیر» و حمایت از حقوق بشر و دموکراسی تغییر دهد.
تحلیل ریشههای بحران و فروپاشی نظم قدیمی
1 میراث نظم ۱۹۹۱ و فرسایش تدریجی نظم خاورمیانهای که پس از فروپاشی شوروی و آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت، بر پایه سه رکن اساسی بود:
برتری نظامی آمریکا: ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی برای مهار ایران و عراق
تضمین امنیت استبداد: حمایت از رژیمهای اقتدارگرا در ازای ثبات منطقهای و جریان انرژی
فرآیند صلح اعراب و اسرائیل: تلاش برای ادغام اسرائیل در یک چارچوب امنیتی مشترک با اعراب
شکست در اجرا: در حالی که این نظم برای نخبگان و کشورهای ثروتمند خلیج فارس منافعی داشت، برای اکثریت مردم منطقه با خشونت، محرومیت و سرکوب همراه بود.
2 غزه و جنگ با ایران
دو رویداد کلیدی به عنوان کاتالیزور نهایی برای پایان دادن به نفوذ آمریکا عمل کردند:
جنگ غزه (نابودی اخلاقی): حمایت بیچون و چرا از اسرائیل، ادعاهای حقوق بشری آمریکا را نزد افکار عمومی بیاعتبار کرد.
جنگ با ایران (شکست توهم قدرت نظامی): ناتوانی در تغییر رژیم و بسته شدن تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت نظامی آمریکا دیگر نمیتواند امنیت مطلق ایجاد کند.
3 شکافهای کلیدی و واقعیتهای نوین منطقهای
بیاعتمادی متحدان خلیج فارس: رهبران عرب از اینکه واشینگتن بدون مشورت با آنها وارد جنگ با ایران شد و نتوانست یا نخواست از آنها در برابر حملات ایران محافظت کند، خشمگین هستند.
رقابتهای درونی: تنزاع میان عربستان و امارات بر سر رهبری منطقه و روابط با اسرائیل، تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک جبهه متحد ضد ایرانی را مختل کرده است.
خودمختاری بازیگران: متحدان سابق اکنون به دنبال …










