
به گزارش اقتصادنیوز، هنگامی که دوباره درگیریها میان ایالات متحده و ایران در ۸ جولای از سر گرفته شد، یک پیششرط، این تصمیم را از نظر سیاسی برای واشنگتن مقرون به صرفه میکرد: اوضاع بازار جهانی نفت بهبود یافته بود.
نفت برنت از سقف بهاری خود تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه به حدود ۷۲ دلار در اوایل جولای کاهش یافته بود -چرا که محمولههای سرگردان خلیج فارس سرانجام تخلیه شدند و امارات متحده عربی پس از خروج اوپک تولید خود را افزایش داده بود. واشنگتن این داستان را به عنوان مدرکی مبنی بر عبور از بحران انرژی تلقی کرد و پنداشت که میتوان با خیال آسوده از بابت قیمتها تنشها را تشدید کرد. خبر مرتبط چگونه جنگ معاملات «هوش مصنوعی» ترامپ در خلیج فارس را نابود کرد؟ | آمریکا معامله قرن را به اماراتیها داد
اقتصادنیوز: مراکز داده از سالها پیش بخشی از اهداف حملات سایبری بودهاند، اما حملات فیزیکی به آنها مختص سال ۲۰۲۶ هستند.
با این همه، به نظر میرسد این تصوری نادرست بود. سیستمی که نفت خام را به فرآوردههای سوختی و حاملین انرژی تبدیل میکند، هرگز بهبود نیافت و کمپین اوکراین علیه پالایش روسیه، ظرفیت تولید اضافی را در هم میشکست. دو ماه بعد، این دو جنگ، در پیوندی که هیچکدام از طرفین متخاصم پیشبینیاش را نکرده بودند، به یکدیگر گره خوردهاند و به طور فزایندهای به اختلالات اقتصادی آبشاری، فراتر از هر دو جبهه نبرد، دامن میزند. استراتژی پشت بازگشت به جنگ ایران
به نوشته نشنال اینترست، هدف جنگی ایران از 28 فوریه ثابت بوده است. تهران از نظر نظامی نمیتواند با ایالات متحده برابری کند، بنابراین در مسیری میجنگد که اهرم فشار دارد: تبدیل یک درگیری نظامی به یک بحران اقتصادی که واشنگتن کنترلی بر آن ندارد. درگیریها زمانی از سرگرفته شد که تهران متوجه شد که نهادینه کردن یا بهرهمندی از ترتیبات پس از درگیری در تنگه هرمز مطابق انتظارش پیش نمیرود.
توافقنامه ماه ژوئن مجوز موقت فروش نفت خام و فرآوردههای نفتی را به ایران اعطا کرد، اما واشنگتن ظرف چند هفته پس از بازگشایی تنگه آن را لغو کرد. هیچ ترتیبات دریایی پایداری از مذاکرات حاصل نشد و صادرات تهران دوباره تحت کمپینهای فشار شدید قرار گرفت. بازیگری که از خویشتنداریاش هیچ بهره …











