
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، ناتالیا نائومنکو، اقتصاددان و استاد دانشگاه جورج میسون، در مقالهای نوشت:
قحطی سال ۱۹۳۳ در اتحاد جماهیر شوروی بین ۶ تا ۱۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند. علاوه بر این، ۶۰میلیون نفر دیگر نیز در معرض گرسنگی شدید قرار گرفتند یا شاهد گرسنگی مرگبار اطرافیان خود بودند اما زنده ماندند؛ تجربیاتی که احتمالا آسیبهای روحی و روانی عمیقی تا پایان عمر بر جای گذاشت. این قحطی دومین قحطی بزرگ در تاریخ سده بیستم میلادی پس از «قحطی بزرگ چین» بود و از نظر نسبت تعداد کشتهشدگان به کل جمعیت، شباهت بسیار زیادی به قحطی چین داشت. سال ۱۹۳۳ ممکن است در نگاه اول زمانی بسیار دور به نظر برسد، اما ما درباره پدربزرگها، مادربزرگها یا اجداد همین نسل صحبت میکنیم که با کابوسها و وحشتهای باورنکردنی دستوپنج نرم کردند: از خالی شدن کامل روستاهای متعددی از سکنه گرفته تا بروز موارد دردناک آدمخواری.
در این میان، قربانیان اوکراینی به طرز ناهمگون و بیتناسبی بالا بودند. با اینکه جمهوری شوروی اوکراین تنها ۲۰درصد از کل جمعیت اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل میداد، اما دستکم ۴۰درصد از کل تلفات ناشی از این قحطی به این منطقه اختصاص داشت. امروزه کشور اوکراین قحطی سال ۱۹۳۳ (معروف به هولودومور) را یک «نسلکشی» رسمی میداند. حافظه تاریخی و رنجهای بهجامانده از این قحطی هنوز هم بر سمتوسوی سیاست و توسعه اقتصادی در این مناطق تاثیرگذار است.
این یادداشت خلاصه پژوهشهایی است که من به همراه آندری مارکویچ و نانسی چیان منتشر کردهایم. بررسی نقشههای جغرافیایی نشان میدهد که پراکندگی جمعیت اوکراینیتبارها و میزان مرگومیر مازاد در سال ۱۹۳۳ با یکدیگر همپوشانی دارند: یعنی هر جا که اوکراینیهای بیشتری زندگی میکردند، میزان مرگومیر ناشی از قحطی به شدت بالاتر بود. با این حال، همچنان یک بحث علمی عمیق وجود دارد: آیا این اتفاق به این دلیل رخ داد که اقوام اوکراینی، با قصد قبلی و از طریق یک قحطی برنامهریزیشده و عمدی هدف قرار گرفته بودند، یا اینکه اوکراینیها صرفا به طور تصادفی در مناطق اصلی تولید غلات شوروی زندگی میکردند و این مناطق حاصلخیز بر اثر آبوهوای بد یا سیاستهای ناکارآمد دولتی دچار آسیب شدند؟
برای پاسخ به این پرسش کلیدی، باید یک گام …











