
به گزارش اقتصادنیوز، در قرن بیستم، اقتصاد آزاد مدافعانی اندک نداشت، اما همه آنها از یک زاویه به این موضوع نگاه نمیکردند. عدهای بازار را کارآمدترین سازوکار برای تخصیص منابع میدانستند و گروهی دیگر بر آزادی انتخاب و محدود شدن نقش دولت تاکید میکردند.
صدیقه نژادقربان در هفته نامه تجارت فردا نوشت: «دان لاووی» (Don Lavoie) از نسلی دیگر بود. او بهجای اینکه دفاع از بازار را از بحث قیمتها یا کارایی آغاز کند، توجهش به پرسشی معطوف بود که فردریش هایک سالها پیش مطرح کرده بود؛ دانشی که تصمیمهای اقتصادی بر پایه آن گرفته میشوند، در اختیار چه کسی است؟ لاووی بخش مهمی از زندگی علمی خود را صرف پاسخ دادن به همین پرسش کرد.
از بازخوانی مناظره مشهور محاسبه اقتصادی در نظام سوسیالیستی گرفته تا پژوهش درباره کارآفرینی، هرمنوتیک و حتی فناوری نرمافزار، همه آثار او به یک دغدغه مشترک بازمیگشتند؛ اینکه اقتصاد چگونه از دانشی استفاده میکند که در ذهن میلیونها انسان پراکنده است و هر روز در جریان تجربه، رقابت و تعامل با دیگران تغییر میکند؟
همین نگاه، او را به یکی از مهمترین چهرههای نسل جدید مکتب اتریشی تبدیل کرد. لاووی در عین وفاداری به میراث هایک و میزس، به تکرار آرای آنها بسنده نکرد. او تلاش کرد مسئله دانش را به زبان زمانه خود بازخوانی کند؛ زمانی که فناوری اطلاعات، شبکههای ارتباطی و شیوههای تازه تولید و مبادله، پرسشهای جدیدی را پیشروی اقتصاد قرار داده بودند. به همین دلیل، نام او امروز بیش از آنکه با دفاع از اقتصاد آزاد شناخته شود، با تلاشی شناخته میشود که برای توضیح سازوکار یادگیری، کشف و هماهنگی در اقتصاد انجام داد.
خبر مرتبط تراژدی بهشت کمونیستی | «تصفیه بزرگ» و مواجهه مرگبار چپهای ایرانی با کمونیسم واقعی | چگونه تصفیههای استالین به ایرانیان کمونیست رسید؟ مهندسی که اقتصاددان شد
دان لاووی مسیر عجیبی تا رسیدن به قلب مکتب اتریشی طی کرد. او در سال ۱۹۷۳ مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه پلیتکنیک وستر گرفت، رشتهای که ظاهراً هیچ ربطی به بحثهای فلسفی درباره برنامهریزی متمرکز و بازار ندارد. همین پیشینه فنی اما بعدها به یکی از امضاهای فکری او تبدیل شد؛ لاووی همواره اقتصاد را بهعنوان …








