قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

رقابت بر سر منابع حیاتی

ایالات متحده با توجه به نقش مواد معدنی حیاتی در هوش مصنوعی (AI)، تولید پیشرفته، گذار انرژی و حوزه دفاعی، توجه روزافزونی به مواد معدنی نشان می‌دهد.
 رقابت بر سر منابع حیاتی

چن‌جی سونگ*

اکنون کشورهای خلیج‌فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، در حال تبدیل شدن به بازیگران مهمی در این رقابت جهانی هستند. «مجمع آینده مواد معدنی» در ریاض به یکی از نقاط اصلی گردهمایی در این حوزه تبدیل شده و صندوق‌های ثروت ملی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در جمهوری دموکراتیک کنگو انجام داده‌اند.

این سه کشور خلیج‌فارس در حال توسعه الگوهای اقتصادی پس از دوران نفت هستند؛ الگوهایی که در آنها مواد معدنی حیاتی، نهاده‌های اساسی به شمار می‌روند. زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر، تولید باتری و ظرفیت‌های ملی در حوزه هوش مصنوعی، همگی به دسترسی مطمئن به موادی وابسته‌اند که زنجیره تامین آنها روزبه‌روز بیشتر محل رقابت قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی ابوظبی، برنامه فناورانه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی و اقتصاد دیجیتال نوظهور قطر، همگی تقاضا برای موادی را ایجاد می‌کنند که جمهوری دموکراتیک کنگو از ذخایر فراوان آنها برخوردار است. جاناتان فالتون**

فلیکس تشیسکی‌دی، رئیس‌جمهور جمهوری دموکراتیک کنگو، به‌صراحت تلاش کرده است سرمایه‌های خلیج‌فارس و آمریکا را به‌عنوان وزنه تعادلی در برابر سلطه چین جذب کند و صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج‌فارس نیز با تعهدات سرمایه‌ای قابل‌توجه به این درخواست پاسخ داده‌اند. کشورهای خلیج‌فارس در مسیر ایجاد سهم خود در این بازار، راهبردهای متفاوتی را برای حرکت در نقطه تلاقی منافع تجاری و ریسک‌های ژئوپلیتیک دنبال می‌کنند. با این حال، تفسیر این ساختارهای سرمایه‌گذاری به‌عنوان نشانه‌ای از همسویی دیپلماتیک، تصویری ناقص از نحوه عملکرد واقعی این صندوق‌ها ارائه می‌دهد. صندوق‌های ثروت ملی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بازی متفاوتی نسبت به دولت آمریکا انجام می‌دهند. هدف اصلی آنها به حداکثر رساندن بازده سرمایه‌گذاری در کنار حفظ امکان انتخاب‌های راهبردی است. در این فرآیند، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری آنها در حال شکل دادن به ژئوپلیتیک رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی است. ساختارهای آمریکا و چین

سامانه‌های تامین مواد معدنی حیاتی در آمریکا و چین، از نظر ساختار و الزامات مشارکت، تفاوت‌های قابل‌توجهی دارند. جایگاه چین در جمهوری دموکراتیک کنگو طی دو دهه تعامل مستمر شکل گرفته است؛ این روند با توافق «سیکومینز» در سال۲۰۰۷، یعنی توافق منابع در برابر زیرساخت، آغاز شد و پس از آنکه شرکت‌های معدنی غربی در دهه بعد از این کشور خارج شدند، شتاب بیشتری گرفت. شرکت‌های چینی اکنون در سراسر زنجیره معدن، فرآوری، لجستیک و تجارت این کشور حضور تثبیت‌شده‌ای دارند.

جذابیت عملی حضور در بخش معدن جمهوری دموکراتیک کنگو برای صندوق‌های خلیج فارس، تا حدی به زیرساخت‌های عملیاتی بازمی‌گردد که شرکت‌های چینی پیش‌تر ایجاد کرده‌اند. مشارکت در این نظام، یک تصمیم تجاری است که به دسترسی به شبکه‌هایی متکی است که هر تازه‌واردی، صرف‌نظر از ترجیحات سیاسی خود، ناچار است با آنها تعامل کند. ساختار آمریکا به‌طور فزاینده‌ای به سمت یک بلوک تجاری چندجانبه‌گرا حرکت کرده است که چین را کنار می‌گذارد. نشست وزیران مواد معدنی حیاتی در فوریه ۲۰۲۶، ۵۴ کشور را گردهم آورد و شاهد امضای تفاهم‌نامه میان شرکت گلنکور و «کنسرسیوم مواد معدنی حیاتی اوریون» بود. همزمان، شرکت تامین مالی توسعه‌ای آمریکا (DFC) مذاکرات سرمایه‌گذاری مشترک برای تامین ۱۰۰هزار تن مس کنگویی برای بازار آمریکا و ۵۰ هزار تن برای متحدان کشورهای حاشیه خلیج فارس را اعلام کرد.

 «پروژه خزانه»، ذخیره راهبردی ۱۲‌میلیارد دلاری مورد حمایت بانک صادرات و واردات آمریکا و «FORGE»، جانشین «مشارکت امنیت مواد معدنی»، از اجزای اصلی این ساختار هستند؛ ساختاری که زنجیره‌های تامین را میان اعضا هماهنگ می‌کند، همزمان ثبات قیمت‌ها را افزایش می‌دهد و در برابر سیاست‌های عرضه تهاجمی چین و کاهش مصنوعی قیمت‌ها از سوی این کشور، محافظت ایجاد می‌کند. سه کشور حاشیه خلیج فارس با ساختارهای متفاوت

هر یک از کشورهای خلیج‌فارس رویکردی متفاوت و مبتنی بر ساختارهای خاص خود برای سرمایه‌گذاری در جمهوری دموکراتیک کنگو و به‌طور گسترده‌تر در حوزه مواد معدنی حیاتی انتخاب کرده‌اند و هر یک از این ساختارها نشان‌دهنده برداشت متفاوتی از این مساله است که منافع تجاری و ریسک‌های ژئوپلیتیک در کدام بخش‌ها بیشتر متمرکز شده‌اند.

امارات متحده عربی: ابوظبی عمیق‌ترین سطح ادغام را با چارچوب تحت رهبری آمریکا ایجاد کرده است. صندوق ثروت ملی امارات، «ای‌دی‌کیو» (ADQ)، در کنار شرکت تامین مالی توسعه‌ای آمریکا (DFC)، از شرکای موسس «کنسرسیوم مواد معدنی حیاتی اوریون» است؛ کنسرسیومی که با هدف هدایت تولیدات معدنی جمهوری دموکراتیک کنگو به سوی خریداران در بازارهای همسو با آمریکا طراحی شده است.

پیش از این، در ژوئیه۲۰۲۳، امارات متحده عربی توافقی به ارزش ۱.۹میلیارد دلار با شرکت دولتی معدن جمهوری دموکراتیک کنگو، «ساکیما» (Sakima)، برای توسعه چهار معدن مواد معدنی حیاتی امضا کرد. پس از آن، در دسامبر همان سال، ۱.۱میلیارد دلار در «معادن مس موپانی» زامبیا سرمایه‌گذاری کرد.

در ژانویه۲۰۲۶، شرکت تامین مالی توسعه‌ای آمریکا (DFC) همراه با شرکت «هلدینگ بین‌المللی ابوظبی» در حوزه مواد معدنی حیاتی و در بخش‌هایی با منافع راهبردی مشترک سرمایه‌گذاری مشترک انجام داد. در ماه بعد نیز شرکت «ای‌دی پورتس» مستقر در ابوظبی با توسعه یک پایانه چندمنظوره در ماتادی، در امتداد رود کنگو، موافقت کرد؛ اقدامی که حضور لجستیک امارات را در مسیر معدنی جمهوری دموکراتیک کنگو گسترش می‌دهد.

امارات همچنین به طرح «پکس سیلیکا» (Pax Silica) ایالات متحده پیوسته و در پردیس هوش مصنوعی «استارگیت» (Stargate) حضور دارد؛ موضوعی که ادغام این کشور در پیوند میان فناوری و مواد معدنی را به شیوه‌ای عمیق‌تر از یک توافق صرفا معدنی افزایش می‌دهد. امارات از طریق جایگاه خود در حوزه فرآوری و لجستیک، خود را به‌عنوان یک واسطه پالایشی تثبیت کرده است؛ به این معنا که مواد معدنی جمهوری دموکراتیک کنگو را پیش از ارسال نهایی به آمریکا، از طریق تاسیسات اماراتی هدایت می‌کند.

این مساله پرسشی را مطرح می‌کند که سیاستگذاران آمریکایی باید با دقت بررسی کنند: آیا این ساختارها واقعا یک زنجیره تامین رقابتی ایجاد می‌کنند یا صرفا لایه‌ای مالی و لجستیک بر زیرساخت‌های عملیاتی چین هستند؟ ساختاری که اهداف امنیت زنجیره تامین غرب را تامین می‌کند، اما در عین حال، سلطه چین را در نقطه آغاز زنجیره یعنی بخش نهاده‌ها، بدون تغییر باقی می‌گذارد.

قطر: قطر همزمان در هر دو ساختار حضور خود را حفظ کرده است. سرمایه‌گذاری ۵۰۰‌میلیون دلاری «سازمان سرمایه‌گذاری قطر» در شرکت «آیوانهو ماینز» (Ivanhoe Mines)، سرمایه قطری را در معرض پروژه مس «کاموا-کاکولا» (Kamoa-Kakula) در جمهوری دموکراتیک کنگو قرار می‌دهد؛ مجتمع مسی‌ که آیوانهو مالکیت آن را تقریبا به‌طور مساوی با گروه معدنی چینی «زیجین ماینینگ» (Zijin Mining Group) در اختیار دارد. این همکاری مشترک، شریک چینی را به جای نگه داشتن در فاصله‌ای بیرونی، در ساختار عملیاتی دارایی ادغام کرده است.

قطر همزمان عضو «پکس سیلیکا» است و در هر دو نظام، موقعیت خود را حفظ کرده است. قطر برخلاف کشورهایی که دارای ذخایر معدنی داخلی هستند، منابع معدنی قابل عرضه به‌عنوان ارزش متقابل در اختیار ندارد؛ ازاین‌رو از نقش میانجی خود میان جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا به‌عنوان مسیری برای دستیابی ترجیحی به ذخایر کنگو استفاده می‌کند و سرمایه سیاسی خود را به ابزار ورود به این حوزه تبدیل کرده است.

عربستان سعودی: عربستان سعودی بیشترین فاصله را از هر دو ساختار حفظ کرده است. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) از طریق شرکت «مناره مینرالز» (Manara Minerals)، سرمایه‌گذاری مشترک میان صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و شرکت معدنی معادن که در سال ۲۰۲۳ تاسیس شد، متعهد شده است تا سال ۲۰۳۰، ۱۵‌میلیارد دلار در بخش معدن و فلزات در سراسر جهان سرمایه‌گذاری کند. این شرکت تاکنون ۲.۵میلیارد دلار برای خرید ۱۰درصد از سهام «فلزات پایه واله» (Vale Base Metals) اختصاص داده است. عربستان سعودی در «مجمع آینده مواد معدنی» در سال۲۰۲۴ با جمهوری دموکراتیک کنگو، مصر و مراکش تفاهم‌نامه‌هایی امضا کرد و در جریان سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به ریاض نیز تفاهم‌نامه همکاری در حوزه مواد معدنی حیاتی با آمریکا به امضا رساند؛ با این حال، همچنان تنها کشور از میان سه دولت خلیج‌فارس است که خارج از «پکس سیلیکا» باقی مانده است.

صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان، سهم‌های اقلیت در شرکت‌ها را بر ساختارهای کنسرسیومی ترجیح می‌دهد تا در شرایطی که چشم‌انداز زنجیره تامین در حال تثبیت است، انعطاف‌پذیری خود را حفظ کند.  پنجره در حال کوچک شدن

این تمایز، هرچه چارچوب آمریکا بیشتر شکل می‌گیرد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. «پروژه خزانه» و «FORGE» هنوز در مراحل ابتدایی توسعه خود قرار دارند؛ اما می‌توانند در آینده مجموعه‌ای از هنجارها و اصول مربوط به مواد معدنی حیاتی را نمایندگی کنند که با رویکرد چین تفاوت دارد. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در نشست وزیران در ماه فوریه اعلام کرد که آمریکا می‌خواهد اعضا یک بلوک تجاری متشکل از متحدان و شرکا ایجاد کنند. در شرایط کنونی، این امکان برای قطر وجود دارد که عضو «پکس سیلیکا» باشد و همزمان در کنار نهادهای مرتبط با دولت چین سرمایه‌گذاری مشترک انجام دهد؛ اما اظهارات ونس نشان می‌دهد که این وضعیت ممکن است تغییر کند. الگوی دوجانبه عربستان سعودی که خارج از چارچوب‌های چندجانبه باقی مانده و در عین حال روابط تجاری خود را با هر دو طرف حفظ کرده، ممکن است دوام بیشتری داشته باشد. با این حال، تثبیت معماری‌های زنجیره تامین میان متحدان، به‌تدریج می‌تواند گزینه‌های پیش روی کشورهایی را که به ساختارهای غربی متعهد نشده‌اند، محدود کند. در رقابت آمریکا و چین بر سر مواد معدنی حیاتی، صندوق‌های ثروت ملی خلیج‌فارس در حال ایجاد موقعیت‌هایی هستند که اهرم نفوذ آنها را در برابر هر دو طرف به حداکثر می‌رساند.

ساختار این موقعیت‌ها دارای وزن ژئوپلیتیک است؛ وزنی که با شکل‌گیری هر یک از این دو معماری، مدیریت آن دشوارتر خواهد شد. پرسش پیش روی واشنگتن این نیست که خلیج‌فارس در کدام جبهه قرار دارد، بلکه این است که آیا ساختارهای سرمایه‌گذاری‌ای که صندوق‌های خلیج‌فارس برای تامین منافع تجاری خود ایجاد کرده‌اند، همچنان بر اساس همین چارچوب ژئوپلیتیک تفسیر خواهند شد یا اینکه معماری در حال تثبیت زنجیره‌های تامین تحت رهبری آمریکا، در نهایت کشورها و پایتخت‌های خلیج فارس را ناچار خواهد کرد انتخاب‌هایی انجام دهند که تاکنون با موفقیت از آنها اجتناب کرده‌اند.

* دانشجوی دکترای دانشگاه جانز‌ هاپکینز

** پژوهشگر ارشد برنامه‌های خاورمیانه این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۶ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی


۹ دقیقه قبل / سایت نبض قیمت

سیگنال انفجاری نفت ۹۳ دلاری در آستانه تحولات سیاسی ایران؛ فردای بازار چه می‌شود؟ | زنگ خطر؛ بشکه‌ای ۹۳ دلاری و چشم‌ها به تصمیم‌گیری‌های ساعات آینده! چرا تحلیلگران نفس‌ها را حبس کرده‌اند؟ (تاریخ:امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)

بازار جهانی نفت در روزهای پایانی مرداد ۱۴۰۵، صحنه‌ای از هیجان، ابهام و شوک‌های پیدرپی شده است. امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، قیمت هر بشکه نفت برنت با جهشی چشم‌گیر به ۹۳.۵۱ دلار رسیده و نفت خام WTI نیز با عبور از مرز ۸۷ دلار، در محدوده ۸۷.۰۲۳ دلار معامله می‌شود. این صعود انفجاری در حالی رخ داده که تنها چند روز پیش، نفت برنت در محدوده ۸۸ دلار نوسان داشت و حالا در کمتر از یک هفته، رکوردی جدید ثبت کرده است.

عامل اصلی این طوفان قیمتی چیست؟ پاسخ را باید در تحولات سیاسی ساعات و روزهای اخیر جست‌وجو کرد. تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده و نگرانی‌ها از اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، معامله‌گران را به خرید سهام نفت ترغیب کرده است. در این گزارش جامع، به بررسی ابعاد مختلف این جهش قیمتی، علل پشت‌پرده آن، تأثیرات بر اقتصاد ایران و پیش‌بینی‌های کارشناسان برای روزهای آینده می‌پردازیم. جدول قیمت نفت امروز و انواع فرآورده‌های نفتی (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) در بازار انرژی نوع فرآورده قیمت (دلار) قیمت (تومان) تغییرات نفت اوپک ۹۲.۸۴ حدود ۱۷,۶۴۰,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۱.۵۷+) نفت خام WTI ۸۷.۰۲۳ حدود ۱۶,۵۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۵٪ (۰.۴۳۳+) نفت برنت (میانگین وزنی) ۹۳.۵۱ حدود ۱۷,۷۷۰,۰۰۰ افزایش ۱.۹۴٪ (۱.۷۸+) نفت کوره ۴.۴۹۱۵ حدود ۸۵۳,۰۰۰ افزایش ۰.۱۶٪ (۰.۰۰۷۱+) بنزین (RBOB) ۳.۳۲۷۹ حدود ۶۳۲,۰۰۰ افزایش ۱.۵۶٪ (۰.۰۵۱+) گاز طبیعی ۲.۷۵۰۷ حدود ۵۲۲,۰۰۰ کاهش ۰.۴۹٪ (۰.۰۱۳۵-) گازوییل ۱,۱۹۸.۷۴ حدود ۲۲۷,۷۶۰,۰۰۰ بدون تغییر (۰) زغال سنگ ۸۲.۸ حدود ۱۵,۷۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۶۸٪ (۰.۵۶+) زغال سنگ (کک) ۲۴۹ حدود ۴۷,۳۱۰,۰۰۰ افزایش ۰.۲٪ (۰.۵+) متانول ۲,۸۵۱ حدود ۵۴۱,۶۹۰,۰۰۰ افزایش ۱.۶۴٪ (۴۶+) نفتا ۷۵۵.۶۴ حدود ۱۴۳,۵۷۰,۰۰۰ افزایش ۰.۴۲٪ (۳.۱۷+) پروپان ۰.۷۶ حدود ۱۴۴,۰۰۰ کاهش ۱.۳۲٪ (۰.۰۱-) اتانول ۲.۰۷۵ حدود ۳۹۴,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۰.۰۳۵+) نفت ۹۳ دلاری؛ رکوردی که کمتر کسی انتظار داشت جهش ۶ درصدی در یک هفته؛ چه اتفاقی افتاد؟

قیمت نفت برنت که در ابتدای هفته جاری در حوالی ۸۸ دلار نوسان داشت، امروز با جهشی حدود ۶ درصدی به ۹۳.۵۱ دلار رسیده است. نفت خام WTI نیز با رشد مشابه، از محدوده ۸۲ دلار به بالای ۸۷ دلار صعود کرده است. این جهش هم‌زمان با پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین آمریکا و ایران رخ داده و نگرانی‌ها از تشدید تنش‌های نظامی و اقتصادی در منطقه را به اوج رسانده است. نقش کلیدی تنگه هرمز در طوفان قیمتی

تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند، بار دیگر به خط مقدم نبرد اقتصادی تبدیل شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که محاصره دریایی آمریکا، عرضه نفت خام ایران به خریداران چینی را به شدت کاهش داده و این موضوع، قیمت نفت برنت را به بالای ۹۳ دلار رسانده است. ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با تهدید به «جنگ اقتصادی بی‌سابقه» علیه ایران، عملاً بازارهای نفت را در وضعیت هشدار قرار داده است. بررسی روند قیمت نفت در هفته‌های اخیر از کاهش ۸۲ دلاری تا صعود به ۹۳ دلار

نگاهی به روند قیمت نفت خام در هفته‌های اخیر نشان‌دهنده نوسانات شدیدی است. در اوایل مرداد ماه، نفت برنت در محدوده ۸۲ دلار معامله می‌شد، اما با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل ۳۰ مرداد و پایان مهلت تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، روند صعودی شتاب گرفت. افزایش ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته

نکته قابل توجه اینکه قیمت نفت برنت نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. این جهش عمدتاً به تنش‌های ژئوپلیتیکی و کاهش عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ نسبت داده می‌شود. تأثیر بر بازارهای داخلی

با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، انتظار می‌رود که قیمت بنزین و سایر فرآورده‌های نفتی در بازار داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. هرچند دولت ایران معمولاً با اعمال یارانه‌ها، از افزایش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری می‌کند، اما فشارهای ارزی ناشی از تحریم‌ها، این امکان را محدود کرده است. چرا قیمت نفت امروز جهش کرد؟ واکاوی علل اصلی ۱. پایان مهلت مذاکرات ایران و آمریکا

مهم‌ترین عامل افزایش قیمت نفت، پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین ایران و آمریکا بدون دستیابی به توافق صلح بوده است. ترامپ با صدور اولتیماتوم به ایران، هشدار داده که در صورت عدم موفقیت دیپلماتیک، درگیری تشدید خواهد شد. ۲. تشدید محاصره اقتصادی ایران

آمریکا مجوز فروش نفت برای ایران را که در ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ صادر شده بود، لغو کرده است. این اقدام عملاً صادرات نفت ایران را با مانع جدی مواجه کرده و بازارهای جهانی را با کاهش عرضه مواجه ساخته است. ۳. اختلال در عبور و مرور تنگه هرمز

گزارش‌های بین‌المللی حاکی از آن است که تنگه هرمز تا حد زیادی بسته شده و این موضوع، ریسک ژئوپلیتیکی را به شدت افزایش داده است. هر گونه اختلال در این تنگه، به معنای کاهش چشمگیر عرضه نفت به بازارهای جهانی است. ۴. کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا

ذخایر نفت خام آمریکا در هفته‌های اخیر کاهش یافته و این موضوع نیز به افزایش قیمت‌ها دامن زده است. کاهش سطح ذخایر معمولاً به عنوان نشانه‌ای از تقاضای قوی تفسیر می‌شود. تأثیر قیمت نفت ۹۳ دلاری بر اقتصاد ایران درآمدهای نفتی؛ فرصت یا تهدید؟

از یک سو، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمدهای ارزی ایران است. بر اساس برآوردهای اخیر، درآمد نفتی ایران در سال ۱۴۰۵ می‌تواند بین ۱۴.۶ تا ۴۳.۸ میلیارد دلار متغیر باشد. با قیمت‌های فعلی، ایران می‌تواند درآمد بیشتری از صادرات نفت کسب کند. اما تحریم‌ها؛ مانع بزرگ

از سوی دیگر، تشدید تحریم‌های آمریکا و محاصره دریایی، عملاً امکان صادرات نفت ایران را با مشکل جدی مواجه کرده است. بازار انرژی در شرایطی با افزایش قیمت مواجه شده که ایران به سختی می‌تواند از این فرصت استفاده کند. تأثیر بر بازار ارز و طلا در ایران

افزایش قیمت نفت معمولاً به معنای افزایش تقاضا برای دلار در بازار ایران است و این موضوع می‌تواند به افزایش نرخ ارز و به تبع آن، قیمت طلا و سکه منجر شود. در روزهای اخیر، نرخ دلار در بازار آزاد با افزایش مواجه شده و روند صعودی قیمت طلا نیز ادامه دارد. واکنش بازارهای جهانی به طوفان قیمتی نفت رشد شاخص‌های انرژی در بورس‌های جهانی

با افزایش قیمت نفت، سهام شرکت‌های نفتی در بورس‌های جهانی با رشد چشمگیری مواجه شده است. شاخص‌های انرژی در وال‌استریت و بورس لندن، بهترین عملکرد هفتگی خود را ثبت کرده‌اند. تأثیر بر قیمت‌های سایر کالاها

افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاها از جمله فلزات پایه و محصولات کشاورزی منجر می‌شود. دلیل این موضوع، افزایش هزینه‌های حمل و نقل و تولید است. نگرانی از تورم جهانی

بانک‌های مرکزی کشورهای بزرگ نگران هستند که افزایش قیمت نفت، تورم را دوباره شعله‌ور کند. این نگرانی می‌تواند به تداوم سیاست‌های انقباضی پولی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت؛ تحلیلگران چه می‌گویند؟ سناریوی خوش‌بینانه؛ تداوم صعود تا ۹۵ دلار

برخی تحلیلگران معتقدند که در صورت ادامه تنش‌ها در خاورمیانه، قیمت نفت برنت می‌تواند تا ۹۵ دلار نیز افزایش یابد. در این سناریو، نفت WTI نیز به محدوده ۹۰ دلار نزدیک خواهد شد. سناریوی واقع‌بینانه؛ تثبیت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار

گروه دیگری از کارشناسان بر این باورند که قیمت‌ها در کوتاه‌مدت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار تثبیت خواهند شد. این سناریو با پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی نیز همخوانی دارد که انتظار دارد قیمت نفت برنت در سه ماهه سوم ۲۰۲۶ به طور متوسط حدود ۸۵ دلار باشد. سناریوی بدبینانه؛ سقوط به ۸۰ دلار

در صورت کاهش تنش‌ها و توافق احتمالی بین ایران و آمریکا، قیمت نفت می‌تواند با افت شدیدی مواجه شود و به محدوده ۸۰ دلار بازگردد. این سناریو با پیش‌بینی سیتی‌گروپ که انتظار دارد قیمت نفت برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۶۰ تا ۶۵ دلار کاهش یابد، هماهنگی دارد. جدول پیش‌ بینی قیمت نفت نوع نفت پیش‌بینی کوتاه‌مدت (دلار) پیش‌بینی کوتاه‌مدت (تومان) نفت برنت ۹۴.۷۵ حدود ۱۸,۰۰۰,۰۰۰ نفت WTI ۸۸.۵۰ حدود ۱۶,۸۱۵,۰۰۰ نفت اوپک ۹۴.۰۰ حدود ۱۷,۸۶۰,۰۰۰ تحلیل تکنیکال نفت؛ سطوح کلیدی پیش رو مقاومت‌ها و حمایت‌های مهم

بر اساس تحلیل تکنیکال، نفت برنت با مقاومت روانی ۹۴ دلار مواجه است. در صورت شکست این سطح، احتمال رسیدن به ۹۶ دلار وجود دارد. در سمت پایین، حمایت‌های کلیدی در سطوح ۹۱ و ۸۹ دلار قرار دارند. شاخص‌های فنی چه می‌گویند؟

شاخص قدرت نسبی (RSI) برای نفت برنت در محدوده ۷۰ قرار دارد که نشان‌دهنده اشباع خرید است. این موضوع ممکن است به اصلاح قیمتی در روزهای آینده منجر شود. با این حال، روند صعودی کوتاه‌مدت همچنان پابرجاست. حجم معاملات و احساسات بازار

حجم معاملات در روزهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته و این نشان‌دهنده ورود سرمایه‌گذاران جدید به بازار نفت است. احساسات بازار به شدت صعودی است و معامله‌گران بر روی افزایش بیشتر قیمت‌ها شرط‌بندی می‌کنند. تأثیر قیمت نفت بر بودجه و اقتصاد کلان ایران بودجه ۱۴۰۵ و قیمت نفت

بودجه سال ۱۴۰۵ ایران با فرض قیمت نفت حدود ۶۰ دلار بسته شده است. با افزایش قیمت نفت به ۹۳ دلار، درآمدهای بودجه‌ای به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت، مشروط بر اینکه صادرات نفت با مانع جدی مواجه نشود. کسری بودجه و امکان جبران

افزایش قیمت نفت می‌تواند به جبران کسری بودجه کمک کند، اما تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی، این امکان را با چالش مواجه کرده است. دولت ایران برای استفاده از این فرصت، نیاز به راه‌کارهای خلاقانه برای دور زدن تحریم‌ها دارد. تأثیر بر نرخ تورم

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، از دو کانال می‌تواند بر تورم در ایران تأثیر بگذارد: اول از طریق افزایش هزینه‌های واردات و دوم از طریق افزایش نرخ ارز. بانک مرکزی باید سیاست‌های احتیاطی را برای مهار تورم در پیش بگیرد. قیمت نفت و بازار جهانی؛ نگاهی به رقبا عربستان سعودی؛ افزایش تولید؟

عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولیدکننده اوپک، معمولاً از افزایش قیمت نفت استقبال می‌کند. با این حال، نگرانی از کاهش تقاضا در بلندمدت، ممکن است ریاض را به افزایش تولید و تعدیل قیمت‌ها ترغیب کند. روسیه؛ برنده بزرگ طوفان قیمتی

روسیه که تحت تحریم‌های غرب قرار دارد، از افزایش قیمت نفت سود زیادی می‌برد. قیمت نفت بالای ۹۰ دلار، درآمدهای نفتی روسیه را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و به آن کشور اجازه می‌دهد تا هزینه‌های نظامی خود را تأمین کند. آمریکا؛ تولید شیل و سودآوری بالا

تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا با قیمت‌های بالای ۹۰ دلار، سودآوری بالایی دارند. این موضوع می‌تواند به افزایش تولید در آمریکا و در نتیجه، افزایش عرضه در بازارهای جهانی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت در میان‌مدت و بلندمدت چشم‌انداز ۶ ماه آینده

پیش‌بینی می‌شود که نفت برنت در شش ماه آینده در محدوده ۸۵ تا ۹۵ دلار نوسان داشته باشد. عامل اصلی این نوسانات، تحولات سیاسی در خاورمیانه و تصمیمات اوپک‌پلاس درباره سطح تولید خواهد بود. چشم‌انداز یک سال آینده

بر اساس پیش‌بینی بانک جهانی، قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یافته است. با این حال، در صورت برقراری صلح در منطقه، قیمت‌ها ممکن است به زیر ۷۰ دلار سقوط کنند. نقش اوپک‌پلاس در تعیین قیمت‌ها

اوپک‌پلاس که شامل اوپک و متحدانش از جمله روسیه است، نقش کلیدی در تعیین قیمت نفت دارد. تصمیم این گروه درباره افزایش یا کاهش تولید، می‌تواند مسیر قیمت‌ها را در ماه‌های آینده تعیین کند. بیشتر بخوانید هشدار؛ توقف کامل تردد در تنگه هرمز و پایان آتش‌بس، نفت را به اوج ۳ هفته‌ای رساند / برنت ۹۴ دلاری در سایه بن‌بست سیاسی قیمت نفت امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به کانال جدید صعود کرد؛ سیگنال قوی به بازارهای جهانی، معادلات نفتی تغییر کرد | تحول بزرگ؛ چرخش ناگهانی در بازار انرژی، همه معامله‌گران را غافلگیر کرد؛ راز صعود بی‌سابقه نفت برنت به بالای ۹۴ دلار چیست؟ زنگ خطر در بازار انرژی؛ نفت برنت بعد از جهش ۸ درصدی سقوط کرد | مذاکرات پشت پرده تنگه هرمز قیمت‌ها را شوکه کرد + پیش‌ بینی جدید (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) آتش جنگ بازارها را شعله‌ور کرد / تحلیل روز؛ سقوط سهام در برابر صعود نفت و طلا نفت برنت زیر ۶۳ دلار ماند و اوپک نگران شد | تنگه هرمز قیمت نفت جهانی را منفجر می‌کند؟ | پیش‌بینی قیمت نفت خام برنت ۱۰ تیر ۱۴۰۵


۵۴ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

پوست خربزه بنزین زیر پای دولت پزشکیان | گرانی سوخت، راه‌حل ناترازی یا شوک تازه به اقتصاد؟

رویداد۲۴| افزایش قیمت بنزین در حالی بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات تصمیم‌گیری دولت تبدیل شده که همزمانی رشد مصرف، محدودیت تولید و افزایش هزینه واردات، اصلاح نظام انرژی را به یک ضرورت تبدیل کرده است؛ با این حال، تجربه‌های گذشته و شرایط اقتصادی جامعه نشان می‌دهد هرگونه افزایش قیمت می‌تواند هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی برای دولت به همراه داشته باشد.

به گزارش روزنامه جهان صنعت، در هفته‌های گذشته موضوع افزایش قیمت بنزین به یکی از بحث‌های داغ تصمیم‌گیران تبدیل شد و حتی افزایش قیمت برای مدتی در کرمان اجرا شد، اما دولت از ادامه آن منصرف شد. اسماعیل سقاب‌اصفهانی، معاون سازمان تازه‌تأسیس بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی نیز طی روز‌های گذشته با حضور در برنامه‌های مختلف تلویزیونی، سناریو‌های مطرح‌شده در دولت را تشریح کرد.

با این حال، شدت انتقاد‌ها موجب شد سناریو‌های افزایش قیمت فعلا به بایگانی برگردد. در این میان، اگرچه برخی نمایندگان مجلس از افزایش قیمت انتقاد کرده‌اند، گروهی دیگر دولت را به سمت اجرای مدل‌هایی مانند اختصاص سهمیه بنزین به خانوار به جای خودرو سوق می‌دهند.

مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، از جمله نمایندگانی است که بر تغییر شیوه سهمیه‌بندی تاکید دارد و گفته است: «تخصیص سهمیه نباید به‌تعداد خودرو بلکه باید به‌خانوار باشد.» بنزین؛ مسئله‌ای فراتر از قیمت

دولت پزشکیان با یک مسئله واقعی در بازار انرژی مواجه است؛ رشد مصرف از یک سو و محدودیت منابع و تولید از سوی دیگر، فشار بر دولت برای اصلاح بازار انرژی را افزایش داده است.

با این حال، پاسخ به این مسئله لزوما افزایش ناگهانی قیمت نیست. مسعود پزشکیان نیز طی هفته‌های گذشته بار‌ها از ضرورت مدیریت مصرف بنزین، گاز، برق و آب سخن گفته و بر این نکته تاکید کرده است که تصمیم‌های اصلاحی باید با اطلاع‌رسانی و همراهی مردم انجام شود.

در مقابل، اکثریتی از نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای خواستار حرکت به سمت سیاست‌های غیرقیمتی و اختصاص سهمیه بنزین به کد ملی شده‌اند؛ رویکردی که استدلال می‌کند افزایش قیمت به‌تنهایی نتوانسته در سال‌های گذشته مشکل ناترازی انرژی را حل کند. دعوای قیمت یا دعوای توزیع یارانه؟

بخش مهمی از اختلافات موجود بر سر بنزین به نحوه توزیع یارانه بازمی‌گردد. مالک شریعتی، نماینده تهران، معتقد است حدود ۴۷ درصد خانوار‌های ایرانی خودرو ندارند و در نتیجه از یارانه‌ای که مستقیما به خودرو تعلق می‌گیرد، سهمی دریافت نمی‌کنند.

از این منظر، ادامه نظام فعلی سهمیه‌بندی به معنای پرداخت یارانه بیشتر به خانوار‌هایی است که خودرو‌های بیشتری در اختیار دارند. البته شریعتی تاکید کرده انتقال سهمیه به کد ملی به‌تنهایی تمام مشکلات عدالت در توزیع یارانه را حل نمی‌کند و دولت باید برای بازار ثانویه، فروش کارت سوخت و رفتار‌هایی که ممکن است در صورت افزایش فاصله قیمت‌ها شکل بگیرد، از پیش برنامه داشته باشد؛ بنابراین حتی در میان منتقدان افزایش قیمت نیز یک توافق ضمنی وجود دارد: وضع موجود قابل دوام نیست. اختلاف اصلی بر سر این است که هزینه اصلاح چگونه و میان چه گروه‌هایی توزیع شود.

افزایش یکباره قیمت، از منظر حسابداری دولت شاید ساده‌ترین ابزار باشد، اما از منظر اقتصاد سیاسی می‌تواند یکی از پرهزینه‌ترین گزینه‌ها باشد. خانواری که طی سال‌های اخیر قدرت خریدش کاهش یافته، افزایش قیمت بنزین را تنها در عدد درج‌شده روی تابلوی جایگاه نمی‌بیند؛ بلکه آن را در کرایه حمل‌ونقل، قیمت کالاها، خدمات و انتظارات تورمی احساس خواهد کرد. فاصله تولید و مصرف بنزین بیشتر شد

در سوی دیگر، آمار‌های صنعت نفت نیز فشار موجود بر دولت را نشان می‌دهد.

عماد رفیعی، مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، اعلام کرده ظرفیت تولید بنزین کشور با افزایش بهره‌وری پالایشگاه‌ها و استفاده از ظرفیت پتروشیمی‌ها به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. با این حال، مصرف در روز‌های اخیر تا حدود ۱۵۳ میلیون لیتر افزایش یافته است.

متوسط مصرف روزانه بنزین که در سال ۱۴۰۱ حدود ۹۸ میلیون لیتر بود، در سال ۱۴۰۳ به ۱۲۳ میلیون و در سال ۱۴۰۴ به ۱۲۹ میلیون لیتر رسیده است. به گفته رفیعی، رشد مصرف طی پنج سال اخیر سالانه حدود ۶ تا ۸ درصد بوده است.

از سوی دیگر، بخشی از افزایش تولید فعلی از مسیر پتروشیمی‌های نوری و بوعلی تامین می‌شود؛ مسیری که خود شرکت ملی پالایش و پخش آن را راهکاری کوتاه‌مدت می‌داند.

رفیعی همچنین گفته است ایران در سال ۱۳۹۹ از صادرات بنزین حدود سه میلیارد دلار درآمد داشت، اما اکنون واردات بنزین حدود سه میلیارد دلار هزینه ایجاد می‌کند؛ یعنی تراز ارزی این بخش در مقایسه با آن مقطع حدود ۶ میلیارد دلار تغییر کرده است. CNG؛ ظرفیتی که دوباره فراموش شده است

همزمان با افزایش فشار‌ها برای اصلاح قیمت بنزین، استفاده از ظرفیت CNG نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

محمود جان‌محمدی، رئیس انجمن CNG، با اشاره به افزایش سالانه ۶ تا ۸ درصدی مصرف بنزین، گفته است مصرف CNG در سال گذشته ۱۷ درصد کاهش یافته است.

او با اشاره به سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری انجام‌شده در زیرساخت این صنعت، تاکید کرده است به جای صرف ارز برای واردات بنزین، می‌توان بخشی از ظرفیت بلااستفاده CNG را دوباره فعال کرد.

براساس گفته‌های او، خودروسازان طبق اسناد بالادستی باید حداقل ۳۰ درصد محصولات خود را به صورت دوگانه‌سوز تولید کنند، اما سهم واقعی در سال‌های اخیر بین صفر تا ۴ درصد بوده است. سهم CNG از سبد سوخت نیز به حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است. پوست خربزه بنزین زیر پای دولت

حالا توپ در زمین دولت پزشکیان است. هر تصمیمی تبعاتی بزرگ برای اقتصاد کشور دارد؛ حتی برخی معتقدند هر تصمیمی مخاطراتی بزرگ دارد. مخاطراتی که شاید افزایش قیمت ناگهانی تبدیل به همان «پوست خربزه‌ای شود که دیگران زیر پای دولت می‌اندازند.»

واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد انکار ضرورت اصلاح قیمت انرژی برای همیشه امکان‌پذیر نیست؛ تثبیت نامحدود قیمت نیز خود می‌تواند به تشدید قاچاق، رشد مصرف و اتلاف منابع منجر شود. با این حال، ترتیب اصلاح اهمیت دارد.

کارشناسان معتقدند دولت پیش از هر شوک قیمتی باید سهم خودروساز، واردکننده خودرو، شبکه حمل‌ونقل، دستگاه متولی اسقاط، CNG، نظام توزیع یارانه و مقابله با قاچاق را در اصلاح قیمت لحاظ کند. سپس اگر افزایش تدریجی قیمت همچنان اجتناب‌ناپذیر بود، منافع حاصل از آن باید به‌شکلی قابل مشاهده به خانوار‌ها و توسعه حمل‌ونقل عمومی بازگردد.

به این ترتیب، مسئله بنزین برای دولت پزشکیان دیگر صرفا یک تصمیم درباره قیمت یک حامل انرژی نیست؛ بلکه آزمونی همزمان برای مدیریت ناترازی، کنترل تبعات تورمی و حفظ اعتماد اجتماعی است.




 وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود
۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود

برای نمونه، در یک تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی، ممکن است پس از کسر برخی هزینه‌ها، مبلغ واقعی در اختیار متقاضی به حدود ۸۵ تا ۹۰ میلیون تومان برسد.

 افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس
۱۴ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه نرخ اجاره مسکن در تهران به بیش از ۴٠ تا ۵٠ درصد رسیده و بسیاری از مالکان سقف ٢۵ درصدی نرخ اجاره را رعایت نکردند، گفت: هر چند تعداد قراردادهای تمدید اجاره قابل توجه بود اما بسیاری هم به دلیل عدم توان پرداخت اجاره، به مناطق پایین‌تر یا حاشیه تهران مهاجرت کردند.

 چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟
۱۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟

دنیای اقتصاد: در چین، شغل دولتی فقط به معنای حقوق و امنیت شغلی نیست؛ برای بسیاری از کارکنان، ورود به ساختار دولت و حزب می‌تواند به معنای پذیرش نظارت بر بخش‌هایی از زندگی خصوصی هم باشد.

 نفت از ۹۴ دلار هم گذشت
۱۴ ساعت قبل / سایت تابناک

نفت از ۹۴ دلار هم گذشت

قیمت نفت از ۹۴ دلار هم عبور کرد.

 پیش‌بینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟
۳ دقیقه قبل / سایت پرشین خودرو

پیش‌بینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟

تورم نقطه‌به‌نقطه تولید خودرو به ۹۴.۹ درصد رسیده و نرخ دلار در مسیر صعودی قرار دارد. قیمت ۶ خودروی پرطرفدار در ۴ سناریوی مختلف چقدر خواهد شد؟

 اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس

یک تحلیل‌گر بازار سرمایه گفت: «اگر افزایش قیمت محدود باشد، افزایش قیمت‌ها و تورم نیز محدود خواهد بود. اگر افزایش قیمت شدید باشد، اثر اولیه آن بسیار زیاد خواهد بود. اما اگر افزایش قیمت تدریجی باشد، اثر اولیه آن محدود خواهد بود و باید دید اثر ثانویه آن به کجا می‌رسد و در چه نقطه‌ای متوقف می‌شود.»