
غلامرضا حداد، در این نشست در ابتدا مسیر شکلگیری مفهوم دولتهای هژمون در سیاست بینالملل را ترسیم و عنوان کرد که چنین دولتهایی نقش تامین و توزیع خدماتی همچون امنیت را در سطح کلان ایفا میکنند. وی در ادامه افزود که استقرار یک دولت در این جایگاه براساس مفهوم هژمونی صورت میگیرد، یعنی یک قدرت برتر غیرقابل موازنه است که اراده ایفای نقش یک دولت جهانی را دارد. این تحلیلگر در ادامه عنوان کرد که دولت فعلی آمریکا بنا دارد از این نقش فاصله بگیرد. وی در ادامه عنوان کرد که چشمانداز میانمدت ایران میتواند در چنین چارچوبی استمرار نوعی «وضعیت جنگی» باشد؛ وضعیتی که در آن، بهجای انطباق با تحولات محیط پیرامونی، بر انسداد شریانهای حیاتی و اعمال فشار حداکثری بر محیط منطقهای تکیه شود. مفهومپردازی نظری
جمهوری اسلامی ایران تقریبا چهار دهه است که سیاست خارجی یکسانی را دنبال کرده است و همان اقداماتی را در محیط منطقهای خود انجام داده که در گذشته نیز انجام داده است. سوال اینجاست که چه چیزی باعث شده که رفتار بازیگران بینالمللی با ایران تغییر کند؟ آیا تغییر رفتار با جمهوری اسلامی ایران را میشود صرفا به ویژگیهای فردی کسی چون دونالد ترامپ تقلیل داد یا باید متوجه روندها و رخدادهایی باشیم که کسی چون او را به صحنه میآورند؟ جهان پیرامون ما همواره در حال تغییر بوده، اما الزاما این تغییرها در ادامه روندهای پیشین نیست. نقاط عطفی وجود دارد که به نوعی تغییر مسیرهای بزرگ را نمایندگی میکنند و بازیگران سیاسی باید ظرفیت لازم و انعطاف لازم را برای تطبیق خود در این نقاط عطف نشان بدهند و بازیگرانی که این ظرفیت را نداشته یا ظرفیت تطبیقپذیری پایینی با تحولات محیطی داشته باشند، بسیار آسیب میبینند.
جهان اجتماعی ما عرصه هستی نهادهاست و این نهادها در تخیل جمعی ما شکل میگیرند. …











