
همزمان، نگرانیها درباره تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل، به ویژه شغلهای ردهپایین رو به افزایش است. این تحولات همچنین موجب افزایش ناامیدی در میان کارجویان شده. بر اساس گزارشهای اخیر، ناامیدی فارغالتحصیلان جدید، از شروع مسیر شغلی ظرف دو سال، از ۴۶ درصد به ۶۲ درصد افزایش یافته. علت اصلی این ناامیدی، کاهش جذب نیروهای مبتدی توسط شرکتهاست.
چشمانداز استخدام در مشاغل ردهپایین، همچنان در نوسان است، اما نشانههای اولیه از محدودتر شدن بازار خبر میدهند. نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی (در مقایسه با نرخ بیکاری عمومی) نسبتا بالاست. نزدیک به ۴۰درصد از فارغالتحصیلان در شغلهایی مشغول به کارند که نیازی به مدرک تحصیلی ندارد. البته مشخص نیست که تکنولوژی و مشخصا هوش مصنوعی تا چه حد در افزایش نرخ بیکاری موثر و مقصرند.
مثلا اقتصاددانان بانک نیویورک فدرالرزرو میگویند گسترش دورکاری که آموزش نیروهای جدید را سختتر کرده عامل اصلی افزایش نرخ بیکاری است، درحالیکه دانشگاه ییل میگوید هنوز هیچ رد پای واضحی از هوش مصنوعی در سطح کلان پیدا نکرده. اما در هر حال، دلیلش چه اولی باشد چه دومی، پیامدش برای کارفرماها یکی است: سازوکارهای غیررسمی که زمانی، نیروهای مبتدی را به متخصص تبدیل میکردند حالا در حال از بین رفتناند.
همزمان که هوش مصنوعی نحوه انجام کارها را تغییر میدهد، مساله دیگر این نیست که چه تعداد نیروی سطح پایین استخدام شود، بلکه باید از خود بپرسیم «این نقشها برای انجام چه کاری طراحی شدهاند؟» شرکتها میتوانند از این دوران گذار استفاده کنند تا کارهای ورودی را به عنوان بستری برای ایجاد تخصص در محیطهای مبتنی بر هوش مصنوعی بازتعریف کنند. این یعنی نیروهای تازهکار را مجهز کنند تا سیستمهای …












