
آنچه این روزها در خلیجفارس در حال شکلگیری است، صرفا تکرار طرحهای شناختهشده قدیمی -خط لوله شرق-غرب عربستان یا خط لوله حبشان-فجیره امارات- نیست؛ آنچه تازگی دارد، سرعت و مقیاسی است که جنگ اخیر به همین پروژههای قدیمی بخشیده است. طرحهاییکه تا پیش از جنگ سالها در مرحله مذاکره مانده بودند، اکنون به تعهدات سرمایهگذاری چندمیلیارد دلاری و جدولهای زمانی مشخص تبدیل شدهاند. در اوج بحران، محاصره تنگه هرمز صادرکنندگان خلیجفارس را وادار کرد تا سقف ۱۲میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید خود را متوقف کنند و هرچند بر اساس برآورد موسسه مالی گلدمنساکس صادرات منطقه اکنون به حدود دوسوم سطح پیش از جنگ -یعنی ۱۳میلیون بشکه در روز- بازگشته، این رقم همچنان ۷میلیون بشکه پایینتر از سطح عادی است. توافق اخیر ایران و عمان بر سر تنگه هرمز نیز، به تصریح تهران، بازگشایی فوری را تضمین نمیکند و دولت آمریکا نیز تمایلی به بازگشت به شرایط توافق مقدماتی ژوئن نشان نداده است. در چنین فضایی، دولتهای خلیجفارس دیگر منتظر یک راهحل دیپلماتیک نمیمانند؛ منابع صنعتی میگویند هدف اینبار، نه یک راهحل موقت بحرانی، بلکه «راهحلهای دائمی و یکپارچه» برای کاهش وابستگی به هرمز است. ذینفعان خطوط لوله
عربستان سعودی بیشترین ابزار را در اختیار دارد: خط لوله شرق-غرب این کشور که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند، از مارس۲۰۲۶ با ظرفیت کامل ۷میلیون بشکه در روز کار میکند و صادرات از ینبع به حدود ۵میلیون بشکه در روز بهعلاوه ۹۰۰ هزار بشکه فرآورده رسیده است. اکنون آرامکو مذاکرات برای افزایش ۲میلیون بشکهای ظرفیت همین خط را آغاز کرده، هرچند به گفته منابع آگاه، این طرح زمانبر خواهد بود و نیازمند تغییر در سازوکار قیمتگذاری …












