قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

چراغ سبز به ابزار بدهی

پژوهشی جدید درباره اقتصاد ایران نشان می‌دهد بدهی دولت در بلندمدت پایدار بوده و در دوره‌های کاهش درآمدهای نفتی، افزایش بدهی و انتشار اوراق می‌تواند به‌عنوان ابزار تامین مالی نقش مثبتی داشته باشد. با این‌ حال، بدهی اثری بر رشد اقتصادی بلندمدت ندارد.
 چراغ سبز به ابزار بدهی

پژوهشگران اقتصادی به تازگی در یک مقاله با بررسی داده‌های وضعیت مالی دولت از سال 1353 تا 1402، اشاره کردند که در اقتصاد ایران و در مواقعی که دچار شوک کاهش درآمدهای نفتی می‌شود  دولت می‌تواند  برای تامین مالی بدهی‌های خود را افزایش دهد. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد سیاست‌های انبساط مالی از طریق ایجاد بدهی، تاثیری بر رشد اقتصادی بلندمدت در ایران نداشته است.

احمد قدسی دهقی، رضا زمانی و محمد قاسمی ششده در یک مقاله با عنوان «تحلیل پایداری بدهی‌های دولت در ایران در نیم قرن اخیر» به بررسی با هدف تحلیل پایداری بدهی دولت در ایران، تلاش می‌کنند تصویری بلندمدت از وضعیت مالی دولت طی نیم قرن گذشته ارائه دهد و سپس بر پایه مبانی نظری اقتصاد کلان، امکان تداوم روند فعلی بدهی‌های عمومی را ارزیابی کند. این مقاله که محمد قاسمی ششده، معاون هماهنگی برنامه و بودجه سازمان برنامه و بودجه یکی از نویسندگان آن بوده است، در مجله «پژوهش‌های اقتصادی (رشد و توسعه پایدار)» سال 26 بهار 1405 شماره 1 به چاپ رسیده است. روش پژوهش

آمار رسمی بدهی دولت در ایران تنها از سال ۱۳۹۴ توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی منتشر شده است. از این‌رو، نخستین گام پژوهش، بازسازی و برآورد سری زمانی بدهی دولت از سال ۱۳۵۳ تا ۱۴۰۲ است تا بتوان روند تاریخی انباشت بدهی، رابطه آن با کسری بودجه و وضعیت مالی دولت را در طول دوره‌های مختلف اقتصادی و سیاسی کشور تحلیل کرد. بر همین اساس، مقاله ابتدا ساختار کسری بودجه دولت را بررسی کرده و سپس با استفاده از داده‌های تاریخی و مدل‌سازی، میزان بدهی دولت را با توجه به میزان استقراض دولت‌ها از بانک‌ها، سازمان تامین اجتماعی و سایر نهادها، برای سال‌هایی که آمار رسمی وجود ندارد برآورد می‌کند و در ادامه، مبانی نظری تحلیل پایداری بدهی را تشریح می‌کند.

نویسندگان سه تعریف متفاوت از کسری بودجه را مورد استفاده قرار می‌دهند. این سه تعریف شامل کسری تراز عملیاتی، کسری تراز عملیاتی و سرمایه‌ای و کسری کل بودجه می‌شود. بررسی این شاخص‌ها نشان می‌دهد که طی پنج دهه گذشته، تراز عملیاتی بودجه دولت تقریبا همواره منفی بوده و درآمدهای جاری دولت نتوانسته‌اند هزینه‌های جاری را پوشش دهند. تنها در چند سال محدود، تراز عملیاتی و سرمایه‌ای به مازاد بسیار ناچیزی رسیده و در اغلب سال‌ها دولت با کسری مواجه بوده است.

همچنین اگرچه در برخی سال‌های دهه ۱۳۸۰ به دلیل درآمدهای بالای نفتی، تراز کل بودجه به ظاهر مازاد نشان می‌دهد، اما این وضعیت بیشتر ناشی از درآمدهای نفتی و واگذاری دارایی‌ها بوده و به معنای تعادل پایدار مالی دولت نبوده است. بررسی نسبت کسری بودجه به منابع بودجه و نیز نسبت آن به تولید ناخالص داخلی نیز نشان می‌دهد که شدیدترین کسری‌های بودجه مربوط به سال‌های نخست پس از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی بوده است؛ دوره‌ای که هم هزینه‌های دولت افزایش یافت و هم درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرد و در نتیجه فشار شدیدی بر منابع مالی دولت وارد شد.

هدف اصلی این پژوهش، بررسی پایداری بدهی دولت در ایران طی نیم‌قرن اخیر (۱۳۵۳-۱۴۰۲) است که با استفاده از رویکرد تابع واکنش مالی و روش خودرگرسیون برداری (VAR) انجام شده است. پایداری بدهی به توانایی دولت در مدیریت و بازپرداخت تعهدات مالی خود در بلندمدت، بدون مواجهه با بحران مالی یا نیاز به تغییرات ناگهانی و نامطلوب در سیاست‌ها اشاره دارد. این موضوع در اقتصاد ایران به دلیل وابستگی شدید بودجه به درآمدهای نفتی و نوسانات ناشی از قیمت جهانی نفت و تحریم‌ها، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پایداری بدهی چه زمانی رخ می‌دهد؟

بر اساس مبانی نظری مطرح در مقاله، پایداری بدهی زمانی محقق می‌شود که دولت در واکنش به افزایش نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی (GDP)، اقدام به بهبود تراز بودجه (کاهش کسری یا افزایش مازاد) کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که پس از وارد شدن یک تکانه مثبت به نسبت بدهی دولت، اگرچه در کوتاه‌مدت کسری بودجه افزایش می‌یابد، اما به مرور زمان از نرخ افزایش آن کاسته شده و در بلندمدت، دولت با کاهش کسری بودجه به این تغییرات واکنش نشان می‌دهد. این رفتار به معنای آن است که در افق بلندمدت، بدهی دولت در ایران پایدار بوده است؛ به این معنا که نسبت بدهی به سطوح بحرانی و مهارناپذیر نرسیده و دولت توانسته است تعهدات خود را مدیریت کند. تحلیل داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که بالاترین نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در ایران مربوط به سال ۱۳۶۷ (پایان جنگ تحمیلی) با رقم ۱۱۴ درصد بوده است و پس از آن، این نسبت به‌جز در دوره ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۱، هرگز از ۵۰ درصد فراتر نرفته است. بدهی بر رشد اقتصادی اثر نمی‌گذارد

یکی دیگر از یافته‌های کلیدی این مطالعه، خنثی بودن اثر افزایش بدهی بر «شکاف تولید» است. نتایج نشان می‌دهد که سیاست‌های مالی انبساطی که از طریق ایجاد بدهی یا افزایش کسری بودجه دنبال شده‌اند، تاثیری بر تحریک رشد اقتصادی بلندمدت در ایران نداشته‌اند. این یافته با دیدگاه کلاسیک اقتصاد همخوانی دارد که معتقد است رشد اقتصادی پایدار باید از مسیر بهبود بهره‌وری و سرمایه‌گذاری واقعی حاصل شود، نه صرفا از طریق انباشت بدهی یا تزریق نقدینگی ناشی از بودجه. در مقابل، تکانه‌های مثبت در شکاف تولید (دوران رونق اقتصادی) منجر به افزایش مازاد بودجه دولت شده است؛ چرا که در زمان رونق، درآمدهای مالیاتی و نفتی افزایش یافته و دولت به منابع بیشتری دسترسی پیدا می‌کند که این امر به کاهش نیاز به استقراض و در نتیجه کاهش بدهی منجر می‌شود.

بررسی ساختار بودجه ایران نشان می‌دهد که نسبت عملکرد بودجه به تولید ناخالص داخلی از اوج خود در دهه پنجاه (حدود ۵۱ درصد در سال ۱۳۵۴) روندی نزولی داشته و در دهه‌های اخیر بین ۱۳ تا ۲۳ درصد در نوسان بوده است. همچنین سهم درآمدهای نفتی به‌عنوان پرنوسان‌ترین جزء بودجه، از ۳۹ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۱۳۵۳ به حدود 2.9 درصد در سال‌های اخیر رسیده است که نشان‌دهنده تغییرات ساختاری در تامین مالی دولت است. رشد با ابزار بدهی ممکن نیست؛ تامین مالی چرا

وضعیت بدهی دولت ایران طی نیم قرن گذشته به شدت تحت‌تاثیر تحولات سیاسی، جنگ، درآمدهای نفتی، تحریم‌ها و سیاست‌های مالی قرار داشته است. دوره جنگ با جهش بی‌سابقه نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی همراه بوده، در دهه ۱۳۸۰ به واسطه درآمدهای نفتی بالا این نسبت کاهش یافته و در سال‌های اخیر بار دیگر روندی افزایشی پیدا کرده است.

بخش مهمی از منابع دولت در ایران از درآمدهای نفتی تامین می‌شود و همین موضوع موجب شده است که نوسانات قیمت نفت، تحریم‌های خارجی و محدودیت صادرات نفت تاثیر مستقیمی بر وضعیت مالی دولت داشته باشند. همچنین استفاده گسترده از واگذاری دارایی‌های مالی، فروش سهام شرکت‌های دولتی، برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از شبکه بانکی، باعث شده است که کسری‌های بودجه در بسیاری از سال‌ها به صورت مستقیم در آمار رسمی مشاهده نشوند و بخشی از آنها از مسیر افزایش بدهی یا کاهش دارایی‌های دولت تامین شوند. از این رو، تحلیل دقیق پایداری بدهی مستلزم آن است که تمام این شیوه‌های تامین مالی در محاسبات لحاظ شوند و صرفا به کسری بودجه ظاهری اکتفا نشود.

به‌رغم پایداری بدهی در نیم‌قرن گذشته، دولت باید تمرکز خود را از سیاست‌های مالی انبساطی مبتنی بر بدهی به سمت فراهم کردن زمینه‌های رشد بهره‌وری و سرمایه‌گذاری تغییر دهد. اگرچه نتایج نشان می‌دهد که بدهی دولت به سطوح انفجاری نرسیده است، اما این پایداری به معنای بهینه بودن سطح بدهی یا کارآیی مخارج دولت نیست. توصیه سیاستی پژوهش این است که با توجه به پایدار بودن مسیر بدهی، دولت می‌تواند در مواقع بحران و کاهش درآمدهای نفتی، از ابزار انتشار اوراق جهت تامین هزینه‌های ضروری استفاده کند، اما نباید انتظار داشته باشد که این اقدام منجر به رشد اقتصادی بلندمدت شود. همچنین بر ضرورت واکاوی دقیق‌تر عواملی همچون نرخ بهره حقیقی، تورم و نرخ رشد اقتصادی در تحلیل پویایی‌های آتی بدهی تاکید شده است؛ چرا که تورم بالا در ایران یکی از ابزارهای پنهان دولت برای کاهش نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در دهه‌های اخیر بوده است.

پژوهش همچنین با ارائه یک روش اصلاح‌شده برای برآورد بدهی دولت، امکان مطالعه تاریخی بدهی عمومی را فراهم کرده و نشان داده است که برای تحلیل صحیح پایداری مالی دولت، باید علاوه بر کسری بودجه، ساختار تعهدات دولت، نحوه تامین مالی کسری‌ها، بدهی به شبکه بانکی، بدهی به سازمان تامین اجتماعی و سایر تعهدات خارج از بودجه نیز مورد توجه قرار گیرد. از دیدگاه نویسندگان، تنها از طریق اصلاح ساختار بودجه، کاهش کسری‌های مزمن، افزایش درآمدهای پایدار، محدود کردن استقراض و ایجاد انضباط مالی می‌توان از رشد بی‌رویه بدهی عمومی جلوگیری کرد و پایداری مالی دولت را در بلندمدت تضمین کرد. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت نبض قیمت

سیگنال انفجاری نفت ۹۳ دلاری در آستانه تحولات سیاسی ایران؛ فردای بازار چه می‌شود؟ | زنگ خطر؛ بشکه‌ای ۹۳ دلاری و چشم‌ها به تصمیم‌گیری‌های ساعات آینده! چرا تحلیلگران نفس‌ها را حبس کرده‌اند؟ (تاریخ:امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)

بازار جهانی نفت در روزهای پایانی مرداد ۱۴۰۵، صحنه‌ای از هیجان، ابهام و شوک‌های پیدرپی شده است. امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، قیمت هر بشکه نفت برنت با جهشی چشم‌گیر به ۹۳.۵۱ دلار رسیده و نفت خام WTI نیز با عبور از مرز ۸۷ دلار، در محدوده ۸۷.۰۲۳ دلار معامله می‌شود. این صعود انفجاری در حالی رخ داده که تنها چند روز پیش، نفت برنت در محدوده ۸۸ دلار نوسان داشت و حالا در کمتر از یک هفته، رکوردی جدید ثبت کرده است.

عامل اصلی این طوفان قیمتی چیست؟ پاسخ را باید در تحولات سیاسی ساعات و روزهای اخیر جست‌وجو کرد. تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده و نگرانی‌ها از اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، معامله‌گران را به خرید سهام نفت ترغیب کرده است. در این گزارش جامع، به بررسی ابعاد مختلف این جهش قیمتی، علل پشت‌پرده آن، تأثیرات بر اقتصاد ایران و پیش‌بینی‌های کارشناسان برای روزهای آینده می‌پردازیم. جدول قیمت نفت امروز و انواع فرآورده‌های نفتی (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) در بازار انرژی نوع فرآورده قیمت (دلار) قیمت (تومان) تغییرات نفت اوپک ۹۲.۸۴ حدود ۱۷,۶۴۰,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۱.۵۷+) نفت خام WTI ۸۷.۰۲۳ حدود ۱۶,۵۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۵٪ (۰.۴۳۳+) نفت برنت (میانگین وزنی) ۹۳.۵۱ حدود ۱۷,۷۷۰,۰۰۰ افزایش ۱.۹۴٪ (۱.۷۸+) نفت کوره ۴.۴۹۱۵ حدود ۸۵۳,۰۰۰ افزایش ۰.۱۶٪ (۰.۰۰۷۱+) بنزین (RBOB) ۳.۳۲۷۹ حدود ۶۳۲,۰۰۰ افزایش ۱.۵۶٪ (۰.۰۵۱+) گاز طبیعی ۲.۷۵۰۷ حدود ۵۲۲,۰۰۰ کاهش ۰.۴۹٪ (۰.۰۱۳۵-) گازوییل ۱,۱۹۸.۷۴ حدود ۲۲۷,۷۶۰,۰۰۰ بدون تغییر (۰) زغال سنگ ۸۲.۸ حدود ۱۵,۷۳۰,۰۰۰ افزایش ۰.۶۸٪ (۰.۵۶+) زغال سنگ (کک) ۲۴۹ حدود ۴۷,۳۱۰,۰۰۰ افزایش ۰.۲٪ (۰.۵+) متانول ۲,۸۵۱ حدود ۵۴۱,۶۹۰,۰۰۰ افزایش ۱.۶۴٪ (۴۶+) نفتا ۷۵۵.۶۴ حدود ۱۴۳,۵۷۰,۰۰۰ افزایش ۰.۴۲٪ (۳.۱۷+) پروپان ۰.۷۶ حدود ۱۴۴,۰۰۰ کاهش ۱.۳۲٪ (۰.۰۱-) اتانول ۲.۰۷۵ حدود ۳۹۴,۰۰۰ افزایش ۱.۷۲٪ (۰.۰۳۵+) نفت ۹۳ دلاری؛ رکوردی که کمتر کسی انتظار داشت جهش ۶ درصدی در یک هفته؛ چه اتفاقی افتاد؟

قیمت نفت برنت که در ابتدای هفته جاری در حوالی ۸۸ دلار نوسان داشت، امروز با جهشی حدود ۶ درصدی به ۹۳.۵۱ دلار رسیده است. نفت خام WTI نیز با رشد مشابه، از محدوده ۸۲ دلار به بالای ۸۷ دلار صعود کرده است. این جهش هم‌زمان با پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین آمریکا و ایران رخ داده و نگرانی‌ها از تشدید تنش‌های نظامی و اقتصادی در منطقه را به اوج رسانده است. نقش کلیدی تنگه هرمز در طوفان قیمتی

تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند، بار دیگر به خط مقدم نبرد اقتصادی تبدیل شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که محاصره دریایی آمریکا، عرضه نفت خام ایران به خریداران چینی را به شدت کاهش داده و این موضوع، قیمت نفت برنت را به بالای ۹۳ دلار رسانده است. ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با تهدید به «جنگ اقتصادی بی‌سابقه» علیه ایران، عملاً بازارهای نفت را در وضعیت هشدار قرار داده است. بررسی روند قیمت نفت در هفته‌های اخیر از کاهش ۸۲ دلاری تا صعود به ۹۳ دلار

نگاهی به روند قیمت نفت خام در هفته‌های اخیر نشان‌دهنده نوسانات شدیدی است. در اوایل مرداد ماه، نفت برنت در محدوده ۸۲ دلار معامله می‌شد، اما با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل ۳۰ مرداد و پایان مهلت تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، روند صعودی شتاب گرفت. افزایش ۴۰ درصدی نسبت به سال گذشته

نکته قابل توجه اینکه قیمت نفت برنت نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. این جهش عمدتاً به تنش‌های ژئوپلیتیکی و کاهش عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ نسبت داده می‌شود. تأثیر بر بازارهای داخلی

با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، انتظار می‌رود که قیمت بنزین و سایر فرآورده‌های نفتی در بازار داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. هرچند دولت ایران معمولاً با اعمال یارانه‌ها، از افزایش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری می‌کند، اما فشارهای ارزی ناشی از تحریم‌ها، این امکان را محدود کرده است. چرا قیمت نفت امروز جهش کرد؟ واکاوی علل اصلی ۱. پایان مهلت مذاکرات ایران و آمریکا

مهم‌ترین عامل افزایش قیمت نفت، پایان مهلت دو ماهه مذاکرات بین ایران و آمریکا بدون دستیابی به توافق صلح بوده است. ترامپ با صدور اولتیماتوم به ایران، هشدار داده که در صورت عدم موفقیت دیپلماتیک، درگیری تشدید خواهد شد. ۲. تشدید محاصره اقتصادی ایران

آمریکا مجوز فروش نفت برای ایران را که در ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ صادر شده بود، لغو کرده است. این اقدام عملاً صادرات نفت ایران را با مانع جدی مواجه کرده و بازارهای جهانی را با کاهش عرضه مواجه ساخته است. ۳. اختلال در عبور و مرور تنگه هرمز

گزارش‌های بین‌المللی حاکی از آن است که تنگه هرمز تا حد زیادی بسته شده و این موضوع، ریسک ژئوپلیتیکی را به شدت افزایش داده است. هر گونه اختلال در این تنگه، به معنای کاهش چشمگیر عرضه نفت به بازارهای جهانی است. ۴. کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا

ذخایر نفت خام آمریکا در هفته‌های اخیر کاهش یافته و این موضوع نیز به افزایش قیمت‌ها دامن زده است. کاهش سطح ذخایر معمولاً به عنوان نشانه‌ای از تقاضای قوی تفسیر می‌شود. تأثیر قیمت نفت ۹۳ دلاری بر اقتصاد ایران درآمدهای نفتی؛ فرصت یا تهدید؟

از یک سو، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمدهای ارزی ایران است. بر اساس برآوردهای اخیر، درآمد نفتی ایران در سال ۱۴۰۵ می‌تواند بین ۱۴.۶ تا ۴۳.۸ میلیارد دلار متغیر باشد. با قیمت‌های فعلی، ایران می‌تواند درآمد بیشتری از صادرات نفت کسب کند. اما تحریم‌ها؛ مانع بزرگ

از سوی دیگر، تشدید تحریم‌های آمریکا و محاصره دریایی، عملاً امکان صادرات نفت ایران را با مشکل جدی مواجه کرده است. بازار انرژی در شرایطی با افزایش قیمت مواجه شده که ایران به سختی می‌تواند از این فرصت استفاده کند. تأثیر بر بازار ارز و طلا در ایران

افزایش قیمت نفت معمولاً به معنای افزایش تقاضا برای دلار در بازار ایران است و این موضوع می‌تواند به افزایش نرخ ارز و به تبع آن، قیمت طلا و سکه منجر شود. در روزهای اخیر، نرخ دلار در بازار آزاد با افزایش مواجه شده و روند صعودی قیمت طلا نیز ادامه دارد. واکنش بازارهای جهانی به طوفان قیمتی نفت رشد شاخص‌های انرژی در بورس‌های جهانی

با افزایش قیمت نفت، سهام شرکت‌های نفتی در بورس‌های جهانی با رشد چشمگیری مواجه شده است. شاخص‌های انرژی در وال‌استریت و بورس لندن، بهترین عملکرد هفتگی خود را ثبت کرده‌اند. تأثیر بر قیمت‌های سایر کالاها

افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاها از جمله فلزات پایه و محصولات کشاورزی منجر می‌شود. دلیل این موضوع، افزایش هزینه‌های حمل و نقل و تولید است. نگرانی از تورم جهانی

بانک‌های مرکزی کشورهای بزرگ نگران هستند که افزایش قیمت نفت، تورم را دوباره شعله‌ور کند. این نگرانی می‌تواند به تداوم سیاست‌های انقباضی پولی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت؛ تحلیلگران چه می‌گویند؟ سناریوی خوش‌بینانه؛ تداوم صعود تا ۹۵ دلار

برخی تحلیلگران معتقدند که در صورت ادامه تنش‌ها در خاورمیانه، قیمت نفت برنت می‌تواند تا ۹۵ دلار نیز افزایش یابد. در این سناریو، نفت WTI نیز به محدوده ۹۰ دلار نزدیک خواهد شد. سناریوی واقع‌بینانه؛ تثبیت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار

گروه دیگری از کارشناسان بر این باورند که قیمت‌ها در کوتاه‌مدت در محدوده ۹۰ تا ۹۳ دلار تثبیت خواهند شد. این سناریو با پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی نیز همخوانی دارد که انتظار دارد قیمت نفت برنت در سه ماهه سوم ۲۰۲۶ به طور متوسط حدود ۸۵ دلار باشد. سناریوی بدبینانه؛ سقوط به ۸۰ دلار

در صورت کاهش تنش‌ها و توافق احتمالی بین ایران و آمریکا، قیمت نفت می‌تواند با افت شدیدی مواجه شود و به محدوده ۸۰ دلار بازگردد. این سناریو با پیش‌بینی سیتی‌گروپ که انتظار دارد قیمت نفت برنت تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۶۰ تا ۶۵ دلار کاهش یابد، هماهنگی دارد. جدول پیش‌ بینی قیمت نفت نوع نفت پیش‌بینی کوتاه‌مدت (دلار) پیش‌بینی کوتاه‌مدت (تومان) نفت برنت ۹۴.۷۵ حدود ۱۸,۰۰۰,۰۰۰ نفت WTI ۸۸.۵۰ حدود ۱۶,۸۱۵,۰۰۰ نفت اوپک ۹۴.۰۰ حدود ۱۷,۸۶۰,۰۰۰ تحلیل تکنیکال نفت؛ سطوح کلیدی پیش رو مقاومت‌ها و حمایت‌های مهم

بر اساس تحلیل تکنیکال، نفت برنت با مقاومت روانی ۹۴ دلار مواجه است. در صورت شکست این سطح، احتمال رسیدن به ۹۶ دلار وجود دارد. در سمت پایین، حمایت‌های کلیدی در سطوح ۹۱ و ۸۹ دلار قرار دارند. شاخص‌های فنی چه می‌گویند؟

شاخص قدرت نسبی (RSI) برای نفت برنت در محدوده ۷۰ قرار دارد که نشان‌دهنده اشباع خرید است. این موضوع ممکن است به اصلاح قیمتی در روزهای آینده منجر شود. با این حال، روند صعودی کوتاه‌مدت همچنان پابرجاست. حجم معاملات و احساسات بازار

حجم معاملات در روزهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته و این نشان‌دهنده ورود سرمایه‌گذاران جدید به بازار نفت است. احساسات بازار به شدت صعودی است و معامله‌گران بر روی افزایش بیشتر قیمت‌ها شرط‌بندی می‌کنند. تأثیر قیمت نفت بر بودجه و اقتصاد کلان ایران بودجه ۱۴۰۵ و قیمت نفت

بودجه سال ۱۴۰۵ ایران با فرض قیمت نفت حدود ۶۰ دلار بسته شده است. با افزایش قیمت نفت به ۹۳ دلار، درآمدهای بودجه‌ای به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت، مشروط بر اینکه صادرات نفت با مانع جدی مواجه نشود. کسری بودجه و امکان جبران

افزایش قیمت نفت می‌تواند به جبران کسری بودجه کمک کند، اما تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی، این امکان را با چالش مواجه کرده است. دولت ایران برای استفاده از این فرصت، نیاز به راه‌کارهای خلاقانه برای دور زدن تحریم‌ها دارد. تأثیر بر نرخ تورم

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، از دو کانال می‌تواند بر تورم در ایران تأثیر بگذارد: اول از طریق افزایش هزینه‌های واردات و دوم از طریق افزایش نرخ ارز. بانک مرکزی باید سیاست‌های احتیاطی را برای مهار تورم در پیش بگیرد. قیمت نفت و بازار جهانی؛ نگاهی به رقبا عربستان سعودی؛ افزایش تولید؟

عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولیدکننده اوپک، معمولاً از افزایش قیمت نفت استقبال می‌کند. با این حال، نگرانی از کاهش تقاضا در بلندمدت، ممکن است ریاض را به افزایش تولید و تعدیل قیمت‌ها ترغیب کند. روسیه؛ برنده بزرگ طوفان قیمتی

روسیه که تحت تحریم‌های غرب قرار دارد، از افزایش قیمت نفت سود زیادی می‌برد. قیمت نفت بالای ۹۰ دلار، درآمدهای نفتی روسیه را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و به آن کشور اجازه می‌دهد تا هزینه‌های نظامی خود را تأمین کند. آمریکا؛ تولید شیل و سودآوری بالا

تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا با قیمت‌های بالای ۹۰ دلار، سودآوری بالایی دارند. این موضوع می‌تواند به افزایش تولید در آمریکا و در نتیجه، افزایش عرضه در بازارهای جهانی منجر شود. پیش‌ بینی قیمت نفت در میان‌مدت و بلندمدت چشم‌انداز ۶ ماه آینده

پیش‌بینی می‌شود که نفت برنت در شش ماه آینده در محدوده ۸۵ تا ۹۵ دلار نوسان داشته باشد. عامل اصلی این نوسانات، تحولات سیاسی در خاورمیانه و تصمیمات اوپک‌پلاس درباره سطح تولید خواهد بود. چشم‌انداز یک سال آینده

بر اساس پیش‌بینی بانک جهانی، قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یافته است. با این حال، در صورت برقراری صلح در منطقه، قیمت‌ها ممکن است به زیر ۷۰ دلار سقوط کنند. نقش اوپک‌پلاس در تعیین قیمت‌ها

اوپک‌پلاس که شامل اوپک و متحدانش از جمله روسیه است، نقش کلیدی در تعیین قیمت نفت دارد. تصمیم این گروه درباره افزایش یا کاهش تولید، می‌تواند مسیر قیمت‌ها را در ماه‌های آینده تعیین کند. بیشتر بخوانید هشدار؛ توقف کامل تردد در تنگه هرمز و پایان آتش‌بس، نفت را به اوج ۳ هفته‌ای رساند / برنت ۹۴ دلاری در سایه بن‌بست سیاسی قیمت نفت امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به کانال جدید صعود کرد؛ سیگنال قوی به بازارهای جهانی، معادلات نفتی تغییر کرد | تحول بزرگ؛ چرخش ناگهانی در بازار انرژی، همه معامله‌گران را غافلگیر کرد؛ راز صعود بی‌سابقه نفت برنت به بالای ۹۴ دلار چیست؟ زنگ خطر در بازار انرژی؛ نفت برنت بعد از جهش ۸ درصدی سقوط کرد | مذاکرات پشت پرده تنگه هرمز قیمت‌ها را شوکه کرد + پیش‌ بینی جدید (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) آتش جنگ بازارها را شعله‌ور کرد / تحلیل روز؛ سقوط سهام در برابر صعود نفت و طلا نفت برنت زیر ۶۳ دلار ماند و اوپک نگران شد | تنگه هرمز قیمت نفت جهانی را منفجر می‌کند؟ | پیش‌بینی قیمت نفت خام برنت ۱۰ تیر ۱۴۰۵


۷ دقیقه قبل / سایت نبض قیمت

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز به مرز روانی ۲۰ میلیون تومان رسید؛ نقطه عطفی که همه را غافلگیر کرد | بازار در آستانه سقوط یا جهشی تازه؟ (شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)

بازار طلا در روز پایانی هفته، صحنه‌ای از هیجان و نوسانات بی‌سابقه بود. آنچه امروز در بازار گذشت، فراتر از پیش‌بینی‌های معمول بود و معامله‌گران را غافلگیر کرد. در حالی که بسیاری از تحلیلگران انتظار تداوم روند نزولی یا حداقل ثبات را داشتند، قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با جهشی چشمگیر، مرزهای جدیدی را فتح کرد و به کانال ۲۰ میلیون تومانی نزدیک شد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که بازار ارز نیز روزهای پرنوسانی را پشت سر گذاشته و دلار آمریکا با افزایش قابل توجهی همراه شده است.

گزارش امروز، نگاهی دقیق به قیمت طلا ۱۸ عیار امروز و تحلیل عواملی دارد که این نقطه عطف را رقم زدند و چشم‌ها را به فردا دوخته است. سوال اصلی این است که این جهش، آغازگر یک روند صعودی جدید است یا تنها یک نوسان زودگذر و هشداری برای ریزشی قریب‌الوقوع؟ در ادامه به بررسی ابعاد مختلف این تحول بزرگ در بازار طلا می‌پردازیم. جدول قیمت طلا ۱۸ عیار امروز (شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵) عنوان مقدار (تومان) نرخ فعلی ۱۹,۸۵۲,۷۰۰ بالاترین قیمت روز ۱۹,۹۶۹,۷۰۰ پایین‌ترین قیمت روز ۱۹,۷۵۷,۶۰۰ بیشترین مقدار نوسان روز ۶۵۱,۰۰۰ درصد بیشترین نوسان روز ۰.۰۶%+ نرخ بازگشایی بازار ۱۹,۲۰۷,۷۰۰ نرخ روز گذشته ۱۹,۲۰۵,۶۰۰ درصد تغییر نسبت به روز گذشته ۰.۶۶%- میزان تغییر نسبت به روز گذشته ۱,۲۶۲,۰۰۰- قیمت طلا ۱۸ عیار امروز؛ عبور از مرزهای روانی

بازار طلا امروز با گشایشی قدرتمند، فوراً پیام روشنی به فعالان اقتصادی مخابره کرد: دوران رکود و نوسان محدود به سر آمده است. قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با ثبت رقمی معادل ۱۹ میلیون و ۸۵۲ هزار و ۷۰۰ تومان، نه تنها تمام پیش‌بینی‌های محافظه‌کارانه را به چالش کشید، بلکه خود را به مرز روانی ۲۰ میلیون تومان رساند. این جهش ۰.۴۷ درصدی در شرایطی رقم خورد که بسیاری از تحلیل‌ها از ادامه روند نزولی یا نوسان در کانال‌های پایین‌تر حکایت داشت. اما آنچه امروز شاهد آن بودیم، نشان از تغییر معادلات اساسی در بازار دارد.

نکته قابل تأمل در قیمت امروز، فاصله معنادار آن با نرخ روز گذشته (۱۹ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۶۰۰ تومان) است. این اختلاف ۶۴۷ هزار تومانی در یک بازه ۲۴ ساعته، زنگ خطری جدی برای بازارهای موازی و همچنین فرصتی کم‌نظیر برای سرمایه‌گذاران طلا محسوب می‌شود. برای درک بهتر این جهش، باید به عوامل بنیادین و روانی حاکم بر بازار نگاهی عمیق‌تر داشت. تحلیل رشد قیمت طلا؛ راز جهش امروز چیست؟ نقش تعیین‌کننده دلار و تنش‌های سیاسی

بدون شک، مهم‌ترین محرک بازار طلا در روزهای اخیر، تحولات در بازار ارز بوده است. قیمت دلار در هفته پایانی مرداد، مسیری صعودی و پرنوسان را پیمود. این اسکناس که معاملات شنبه را در محدوده ۱۸۸ هزار تومان آغاز کرد، با جهشی سه هزار تومانی در روز چهارشنبه به ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ تومان رسید و امروز نیز در همین سطوح بالا باقی مانده است. این افزایش بی‌سابقه دلار، مستقیماً بر هزینه تمام‌شده طلا تأثیر گذاشته و به عنوان موتور محرک اصلی رشد قیمت طلا ۱۸ عیار امروز عمل کرده است.

دلیل اصلی این جهش دلار را باید در تشدید تنش‌های سیاسی جستجو کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که تشدید مواضع سیاسی میان ایران و آمریکا و افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال بازگشت درگیری‌ها، بازار ارز را با شوکی جدی مواجه کرده است. آمریکا از اعمال تحریم‌های جدید و تشدید فشار اقتصادی علیه ایران خبر داده و این موضوع، نگرانی‌های فعالان اقتصادی را به اوج رسانده است.

در چنین فضایی، دلار به عنوان یک دارایی امن، با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شده و قیمت آن با سرعت صعود کرده است. از آنجایی که رابطه مستقیم و غیرقابل‌انکاری بین قیمت دلار و طلا در بازار ایران وجود دارد، این افزایش دلار به‌طور خودکار به جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز منجر شده است. افزایش اونس جهانی طلا؛ محرک دوم

اما دلار تنها عامل صعود قیمت‌ها نبود. بازارهای جهانی نیز هم‌سو با تحولات داخلی عمل کردند. قیمت اونس جهانی طلا که در روزهای اخیر روندی صعودی داشت، امروز با رقم ۱,۸۹۰.۲۰ دلار معامله شد. هرچند این رقم نسبت به روز گذشته کاهشی اندک (۱.۱۰ دلار-) را نشان می‌دهد، اما سطوح بالای آن، همچنان از یک روند صعودی بلندمدت حکایت دارد.

این افزایش اونس، به همراه رشد دلار، یک اثر ترکیبی را بر بازار داخلی اعمال کرده و باعث شد تا قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با قدرت بیشتری صعود کند. در واقع، طلا در سطح جهانی نیز به عنوان یک پناهگاه امن در برابر تورم و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی شناخته می‌شود و افزایش قیمت آن در بازارهای جهانی، به عنوان یک سیگنال مثبت برای بازار داخلی تلقی می‌شود. نفت و تأثیر آن بر بازار طلا

عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، افزایش قیمت نفت است. تنش‌های ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، مسیرهای کشتیرانی را با خطر مواجه کرده و قیمت نفت را در هفته جاری بیش از پنج درصد افزایش داده است. افزایش قیمت نفت، به عنوان یک کالای استراتژیک، تورم را در سطح جهانی افزایش می‌دهد و به تبع آن، تمایل به سرمایه‌گذاری در طلا را بیشتر می‌کند. این زنجیره تأثیرگذاری، نشان از پیچیدگی و حساسیت بالای بازار طلا دارد و نشان می‌دهد که قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، حاصل تعامل چندین عامل کلان اقتصادی است. وضعیت بازار؛ شرایط ویژه و هشدار برای فردا واکنش معامله‌گران به شوک قیمتی

جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، موجی از شوک و هیجان را در میان معامله‌گران ایجاد کرده است. بسیاری از فعالان بازار که انتظار چنین رشدی را نداشتند، در مواجهه با این تحول بزرگ، دچار تردید و سردرگمی شده‌اند. گروهی از معامله‌گران با مشاهده این جهش، به سرعت اقدام به خرید کردند تا از فرصت ایجاد شده استفاده کنند و گروهی دیگر نیز با احتیاط، منتظر نشانه‌های بیشتری برای تعیین مسیر آینده هستند.

این فضای دوسویه، نشان از وضعیت حساس و شکننده بازار دارد. جو روانی حاکم بر بازار به گونه‌ای است که کوچک‌ترین خبر یا شایعه‌ای می‌تواند مسیر قیمت‌ها را تغییر دهد. به همین دلیل، تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که سرمایه‌گذاران با دقت و هوشیاری کامل وارد بازار شوند و از هر گونه تصمیم‌گیری احساسی پرهیز کنند. پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار فردا (یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵)

با توجه به داده‌های موجود و روند فعلی بازار، پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار برای فردا، یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. کارشناسان معتقدند که اگر روند صعودی دلار و اونس جهانی ادامه یابد، احتمال عبور قیمت طلا از مرز ۲۰ میلیون تومان در روزهای آینده بسیار بالاست.

اما نباید از تأثیر مداخلات احتمالی بازارساز و نیز اخبار سیاسی و اقتصادی غافل شد. در شرایط فعلی، بازار در وضعیت قرمز قرار دارد و هر گونه تحول منفی می‌تواند به سرعت قیمت‌ها را تغییر دهد. در جدول زیر، پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار برای فردا ارائه شده است: عنوان مقدار پیش‌بینی (تومان) نرخ پیش‌بینی شده ۲۰,۰۵۰,۰۰۰ بالاترین قیمت پیش‌بینی ۲۰,۲۰۰,۰۰۰ پایین‌ترین قیمت پیش‌بینی ۱۹,۸۰۰,۰۰۰ بیشترین مقدار نوسان پیش‌بینی ۴۰۰,۰۰۰ درصد بیشترین نوسان پیش‌بینی افزایش نرخ بازگشایی پیش‌بینی ۱۹,۹۵۰,۰۰۰ درصد تغییر نسبت به امروز افزایش میزان تغییر نسبت به امروز ۱۹۷,۳۰۰+ تأثیر قیمت طلا بر بازارهای دیگر سکه امامی؛ هم‌گام با طلا

افزایش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، تأثیر مستقیم خود را بر بازار سکه نیز گذاشته است. سکه امامی که در ابتدای هفته عمدتاً در محدوده ۱۸۹ تا ۱۹۰ میلیون تومان معامله می‌شد، امروز با رشد قابل توجهی مواجه شد. قیمت سکه امامی امروز به ۲۰۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید که نشان‌دهنده افزایش ۱.۹۱ درصدی یا ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی نسبت به روز گذشته است. همچنین سکه بهار آزادی با قیمت ۱۹۹ میلیون تومان و نیم سکه با قیمت ۱۰۲ میلیون تومان معامله شدند. این هم‌بستگی بالا بین قیمت طلا و سکه، نشان از یکپارچگی بازارهای طلا و سکه دارد و نشان می‌دهد که هر گونه تغییر در قیمت طلا، به سرعت به بازار سکه نیز منتقل می‌شود. تحلیل تکنیکال قیمت طلا ۱۸ عیار بررسی اندیکاتورها و سطوح مقاومتی

از منظر تحلیل تکنیکال، قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با شکستن سطوح مقاومتی کلیدی، سیگنال‌های قوی‌ای را به بازار مخابره کرده است. عبور قیمت از کانال ۱۹ میلیون تومانی و حرکت به سمت مرز ۲۰ میلیون تومان، نشان از قدرت خریداران دارد. اندیکاتورهای مومنتوم مانند RSI (شاخص قدرت نسبی) در حال حرکت به سمت مناطق اشباع خرید هستند که می‌تواند هشداری برای احتمال اصلاح قیمت در کوتاه‌مدت باشد. با این حال، تا زمانی که روند صعودی دلار و اونس جهانی ادامه دارد، انتظار می‌رود که قیمت طلا نیز حمایت خود را حفظ کند. حجم معاملات و نقدشوندگی

یکی از نکات مهم در تحلیل امروز، افزایش حجم معاملات طلا است. جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با افزایش چشمگیر حجم معاملات همراه بوده که نشان از جدیت خریداران و ورود نقدینگی جدید به بازار دارد. این افزایش حجم، معمولاً تأییدیه‌ای بر قدرت روند صعودی است و احتمال ادامه آن را افزایش می‌دهد. با این حال، باید توجه داشت که افزایش حجم معاملات در سطوح قیمتی بالا، می‌تواند نشانه‌ای از هیجان زودهنگام و احتمال تشکیل حباب قیمتی باشد. به همین دلیل، تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که سرمایه‌گذاران با احتیاط بیشتری عمل کنند و از ورود با اهرم بالا خودداری نمایند. عوامل تأثیرگذار بر آینده قیمت طلا سناریوی سیاسی؛ مهم‌ترین متغیر

بدون تردید، مهم‌ترین عاملی که می‌تواند مسیر آینده قیمت طلا ۱۸ عیار را تعیین کند، تحولات سیاسی است. مذاکرات هسته‌ای، تنش‌های منطقه‌ای و مواضع کشورهای بزرگ، همگی عواملی هستند که می‌توانند در کوتاه‌مدت و بلندمدت بر بازار طلا تأثیر بگذارند. در حال حاضر، فضای سیاسی به گونه‌ای است که ریسک‌های ژئوپلیتیکی به شدت بالا رفته و این موضوع به نفع قیمت طلا تمام شده است. اما هر گونه خبر مثبت درباره کاهش تنش‌ها یا پیشرفت در مذاکرات، می‌تواند به سرعت روند صعودی را معکوس کرده و قیمت‌ها را به سمت پایین هدایت کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید تحولات سیاسی را به دقت رصد کنند و واکنش‌های خود را بر اساس جدیدترین اخبار تنظیم نمایند. سیاست‌های پولی فدرال رزرو

در سطح جهانی، سیاست‌های پولی بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده قیمت طلا است. هر گونه تغییر در نرخ بهره یا سیاست‌های انقباضی یا انبساطی فدرال رزرو، می‌تواند بر ارزش دلار و در نتیجه قیمت طلا تأثیر بگذارد. در شرایط فعلی، بازارها منتظر نشانه‌های بیشتری از فدرال رزرو درباره آینده سیاست‌های پولی هستند. اگر فدرال رزرو به سیاست‌های انقباضی خود ادامه دهد، احتمال کاهش قیمت طلا وجود دارد، اما اگر نشانه‌هایی از کاهش نرخ بهره یا توقف افزایش آن دیده شود، می‌تواند به عنوان یک محرک صعودی برای طلا عمل کند. تورم و قدرت خرید

تورم، یکی از عوامل بنیادین تأثیرگذار بر قیمت طلا است. در ایران، نرخ تورم همچنان در سطوح بالایی قرار دارد و این موضوع، قدرت خرید پول ملی را کاهش داده و تمایل به سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن مانند طلا را افزایش می‌دهد. افزایش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، تا حدی بازتابی از کاهش ارزش پول ملی در برابر تورم است. به عبارت دیگر، وقتی قیمت طلا افزایش می‌یابد، بخشی از این افزایش مربوط به کاهش ارزش ریال و بخشی دیگر مربوط به افزایش قیمت جهانی طلا است. بنابراین، برای پیش‌بینی آینده قیمت طلا، باید روند تورم و سیاست‌های پولی و مالی دولت را نیز در نظر گرفت. نکات کلیدی برای سرمایه‌گذاری در بازار طلا اهمیت زمان‌بندی و تحلیل

سرمایه‌گذاری در بازار طلا، نیازمند زمان‌بندی دقیق و تحلیل عمیق است. جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، نشان داد که بازار طلا می‌تواند در کوتاه‌مدت تغییرات شدیدی را تجربه کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید با استفاده از تحلیل‌های فنی و بنیادین، نقاط ورود و خروج مناسبی را انتخاب کنند. همچنین، توجه به اخبار و تحولات سیاسی و اقتصادی، برای موفقیت در این بازار ضروری است. مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی

مدیریت ریسک، یکی از اصول اساسی در هر نوع سرمایه‌گذاری است. با توجه به نوسانات شدید بازار طلا، سرمایه‌گذاران باید سبد سرمایه‌گذاری خود را متنوع کنند و از سرمایه‌گذاری تمام وجوه خود در یک دارایی خودداری نمایند. همچنین، تعیین حد سود و حد ضرر، می‌تواند به مدیریت ریسک و کاهش ضررهای احتمالی کمک کند. در شرایط فعلی که بازار در وضعیت حساسی قرار دارد، رعایت این اصول از اهمیت دوچندانی برخوردار است.


۲۰ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

۸۱ میلیارد دلار ارز صادراتی؛ گمشده، بازنگشته یا خارج از مسیر رسمی؟

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بحث درباره ارز‌های صادراتی بازنگشته، پس از انتشار ارقام متفاوت وارد مرحله تازه‌ای شده است. در حالی که در برخی روایت‌ها رقم ۱۳۰ میلیارد دلار به‌عنوان ارز بازنگشته مطرح شده، دارابی در برنامه تلویزیونی «میز اقتصاد» تاکید کرده که رقم ۱۳۰ میلیارد دلار به‌عنوان تخلف در بازگشت ارز صحیح نیست و رقم مورد استناد بانک مرکزی، ۸۱ میلیارد دلار تخلف در بازگشت ارز از سال ۱۳۹۷ تاکنون است.

روایت بانک مرکزی از جزئیات ۸۱ میلیارد دلار

دارابی توضیح داده است که الزام به بازگشت ارز حاصل از صادرات از فروردین ۱۳۹۷ و پس از شوک ارزی آن سال آغاز شد و در سال ۱۴۰۱ نیز پشتوانه قانونی پیدا کرد. به گفته او، نرخ بازگشت ارز که تا حدود سال ۱۴۰۰ به‌طور متوسط بالای ۸۵ درصد بود، از سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد کاهش پیدا کرد.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی دستیار رئیس‌کل بانک مرکزی، میزان تخلف در بازگشت ارز در سال ۱۳۹۷ حدود ۶ میلیارد دلار، در سال ۱۳۹۸ حدود ۶ میلیارد دلار و در سال ۱۳۹۹ حدود ۴ میلیارد دلار بوده است. این رقم در سال ۱۴۰۰ به حدود ۶ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۱ به حدود ۸ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۱ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۷ میلیارد دلار و در سال ۱۴۰۴ به حدود ۲۰ میلیارد دلار رسیده است. مجموع این ارقام، رقم ۸۱ میلیارد دلار را تشکیل می‌دهد.

محل درج نمودار اول:

نمودار روند سالانه تخلف در بازگشت ارز صادراتی از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴

این روند نشان می‌دهد مسئله در سال‌های اخیر تشدید شده و رقم اعلام‌شده از ۱۱ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ به ۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ و ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در نتیجه، اگرچه ۸۱ میلیارد دلار یک رقم تجمیعی طی چند سال است، بخش قابل توجهی از آن در سال‌های اخیر شکل گرفته است.

۸۱ میلیارد دلار؛ تخلف در بازگشت، نه ارز گمشده

یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها درباره این رقم، برداشت عمومی از عبارت ارز بازنگشته است. دارابی در توضیح این موضوع تأکید کرده است: «بسیاری تصور می‌کنند این ۸۱ میلیارد دلار اصلاً به کشور بازنگشته است، در حالی که بخش قابل توجهی از این منابع به شکل غیرمستقیم وارد چرخه اقتصادی شده و فقط از مسیر‌هایی که ما تعیین کرده بودیم، بازنگشته است.»

به گفته او، یکی از این مسیر‌ها واردات بدون انتقال ارز است؛ روشی که در آن بانک مرکزی ارز واردکننده را تأمین نمی‌کند و خود واردکننده باید ارز مورد نیاز را تأمین و کالا را وارد کشور کند. دارابی همچنین گفته است در دوره جنگ، بخش قابل توجهی از کالا‌ها از همین مسیر وارد کشور شده‌اند.

او همچنین تصریح کرده است: «موضوع اصلی، تخلف در بازگشت ارز حاصل از صادرات است و باید میان تخلف در بازگشت ارز و این ادعا که پولی از کشور خارج شده و دیگر بازنگشته، تفاوت قائل شد.»

در نتیجه، میان بازنگشتن از مسیر رسمی و خروج کامل ارز از اقتصاد تفاوت وجود دارد. از نگاه بانک مرکزی، تخلف زمانی رخ داده که صادرکننده ارز حاصل از صادرات را مطابق ضوابط از مسیر‌های تعیین‌شده به چرخه رسمی بازنگردانده است؛ اما از منظر اقتصادی باید بررسی کرد چه مقدار از این منابع همچنان در داخل اقتصاد گردش کرده و چه میزان واقعا از کشور خارج شده است.

تفکیک مالکیت ارز و تعهد صادرکنندگان

دارابی در بخش دیگری از اظهارات خود تأکید کرده است که رقم ۸۱ میلیارد دلار متعلق به بانک مرکزی یا بیت‌المال نبوده است. او درباره این ابهام گفت: «یک سوال مهم این است که آیا ۸۱ میلیارد دلار از منابع دولت و بانک مرکزی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؟ پاسخ به این سوال منفی است و این برداشت از رقم اعلام‌شده درباره تخلف در بازگشت ارز، برداشت درستی نیست.»

از نگاه بانک مرکزی، صادرکننده مالک ارز حاصل از صادرات است، اما طبق قانون مکلف است ارز حاصل از صادرات را از مسیر‌هایی که آیین‌نامه تعیین کرده به چرخه اقتصادی بازگرداند. حتی اگر صادرکننده ارز خود را بازگرداند، اما این کار از مسیر‌های تعیین‌شده انجام نشده باشد، از منظر مقررات تخلف محسوب می‌شود.

بنابراین، موضوع اصلی از نظر حقوقی و نظارتی، تخلف از مقررات بازگشت ارز است، نه اینکه بتوان تمام رقم ۸۱ میلیارد دلار را ارز متعلق به دولت دانست که ناپدید شده باشد.

اختلاف ۸۱ و ۱۳۰ میلیارد دلار از کجا شکل گرفت؟

یکی از ابهام‌های مهم در این ماجرا، تفاوت میان رقم ۸۱ میلیارد دلار و عدد ۱۳۰ میلیارد دلار است. دارابی درباره رقم ۱۳۰ میلیارد دلار توضیح داده است که این عدد از کسر میزان ارز بازگشته از میزان صادرات به دست آمده و به همین دلیل نمی‌توان آن را معادل تخلف در بازگشت ارز دانست.

این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر کل فاصله میان صادرات و ارز بازگشته را به‌عنوان ارز گمشده در نظر بگیریم، مسیر‌هایی مانند واردات بدون انتقال ارز و سایر روش‌های ورود منابع به اقتصاد نادیده گرفته می‌شود. در مقابل، استفاده از ارز خارج از مسیر‌های تعیین‌شده نیز به‌خودی‌خود تخلف از مقررات را منتفی نمی‌کند.

به همین دلیل، برای تحلیل دقیق ماجرا باید سه موضوع جداگانه بررسی شود: میزان صادرات، میزان ارز بازگشته از مسیر‌های رسمی و میزان تخلف در ایفای تعهدات ارزی.

محل درج نمودار دوم:

نمودار مقایسه‌ای ارقام مطرح‌شده درباره ارز بازنگشته و رقم مورد تأکید بانک مرکزی؛ با توضیح تفاوت مفهومی این اعداد

بازگشت ارز و اثر مستقیم آن بر بازار

مسئله بازگشت ارز صادراتی فقط یک موضوع نظارتی یا حسابداری نیست؛ این موضوع مستقیما با عرضه ارز، تامین نیاز واردکنندگان و مدیریت بازار ارز ارتباط دارد.

هرچه میزان ارز بازگشته از مسیر‌های رسمی کاهش پیدا کند، دست سیاست‌گذار برای مدیریت عرضه ارز محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، تقاضای وارداتی باید از مسیر‌های دیگری تامین شود و همین مسئله می‌تواند فشار بیشتری بر منابع ارزی و بازار وارد کند.

از سوی دیگر، روند سالانه اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی نشان می‌دهد مسئله در سال‌های اخیر تشدید شده است؛ به‌طوری که رقم تخلف از ۱۱ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ به ۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ و ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۴ رسیده است.

محل درج نمودار سوم:

نمودار روند افزایش تخلف در بازگشت ارز در سال‌های اخیر، با تأکید بر رشد رقم از ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴

تحریم و شکاف نرخ‌ها؛ دو عامل موثر بر بازگشت ارز

در کنار توضیحات بانک مرکزی، فعالان صادراتی نیز بر نقش انگیزه‌های اقتصادی در بازگشت ارز تاکید دارند. محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران، در همین برنامه گفته است اختلاف میان نرخ رسمی و نرخ آزاد ارز می‌تواند انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز از مسیر‌های رسمی را کاهش دهد. به گفته او، این شکاف در مقاطعی به حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد رسیده است.

لاهوتی تاکید کرده است که اصل بازگشت ارز مورد اختلاف صادرکنندگان و سیاست‌گذاران نیست، اما باید بررسی کرد چرا صادرکننده ارز خود را از مسیر‌های تعریف‌شده بازنمی‌گرداند. از نگاه او، زمانی که صادرکننده نهاده و هزینه‌های تولید را با نرخ‌های نزدیک به بازار آزاد تامین می‌کند، اما باید ارز حاصل از صادرات را با نرخ پایین‌تری عرضه کند، انگیزه اقتصادی برای بازگشت از مسیر رسمی کاهش پیدا می‌کند.

این مسئله نشان می‌دهد حل مشکل بازگشت ارز صرفا با ابزار نظارتی امکان‌پذیر نیست و ساختار نرخ‌های ارزی، هزینه‌های تجارت خارجی و محدودیت‌های انتقال پول نیز باید در تحلیل این موضوع لحاظ شود.

بخش پرریسک ۸۱ میلیارد دلار؛ ارز خارج‌شده از چرخه اقتصاد

از نگاه اقتصادی، مهم‌ترین بخش ماجرا آن قسمتی از ۸۱ میلیارد دلار است که واقعا از چرخه اقتصاد خارج شده باشد. دارابی میان ارزی که از مسیر رسمی بازنگشته، اما در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته و ارزی که به خروج سرمایه منجر شده، تفکیک قائل شده است.

او توضیح داده است که بخشی از این منابع ممکن است برای واردات، خرید ملک در خارج از کشور، خرید طلا و ارز یا سایر اشکال خروج سرمایه استفاده شده باشد؛ بنابراین رقم ۸۱ میلیارد دلار را نمی‌توان یکجا به‌عنوان خروج سرمایه در نظر گرفت؛ بلکه باید مشخص شود چه سهمی از آن در اقتصاد ایران گردش کرده و چه سهمی از کشور خارج شده است.

این تفکیک برای سیاست‌گذار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برخورد با تخلف ارزی یک موضوع حقوقی است، اما شناسایی خروج سرمایه یک مسئله اقتصادی متفاوت است و ابزار‌های سیاستی متفاوتی نیز می‌طلبد.

ابهام‌های باقی‌مانده درباره سرنوشت ارز‌های صادراتی

اکنون که بانک مرکزی رقم ۸۱ میلیارد دلار را به‌عنوان مجموع تخلف در بازگشت ارز طی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ مطرح کرده، انتظار می‌رود جزئیات بیشتری درباره سرنوشت این منابع منتشر شود؛ از جمله اینکه چه میزان از این رقم از مسیر‌های غیررسمی، اما در داخل اقتصاد استفاده شده، چه میزان همچنان تعیین تکلیف نشده و چه میزان به خروج سرمایه منجر شده است.

همچنین باید مشخص شود از رقم ۸۱ میلیارد دلار چه میزان تاکنون وصول یا تعیین تکلیف شده و سهم صنایع و صادرکنندگان مختلف از این رقم چقدر است.

در نهایت، سوال اصلی دیگر صرفا این نیست که ۸۱ میلیارد دلار کجاست؟؛ بلکه سؤال دقیق‌تر این است که از این ۸۱ میلیارد دلار چه مقدار خارج از مسیر رسمی، اما در داخل اقتصاد ایران گردش کرده و چه مقدار واقعا از چرخه اقتصاد کشور خارج شده است؟

پاسخ به این سوال می‌تواند مرز میان تخلف در بازگشت ارز، عدم بازگشت از مسیر رسمی و خروج سرمایه را روشن کند؛ سه مفهومی که در روز‌های اخیر در افکار عمومی گاه به جای یکدیگر استفاده شده‌اند، اما از نظر اقتصادی و حقوقی تفاوت‌های اساسی دارند.




 تلاطم بورس در مرز حساس
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد
۱۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

اقتصادنیوز: حسام الدین آشنا معتقد است مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۱۴ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۱۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!

 مصداق شکست بازار
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین

مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس اعلام کرد استفاده کنترل‌شده از متانول در بنزین تولیدی این پالایشگاه، پس از مطالعات و آزمایش‌های فنی انجام شده و با فاصله قابل توجه از سقف مجاز استانداردها اجرا شده است.