قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

خارک؛ دماسنج بازار نفت

در شرایط کنونی، خارک دیگر صرفا یک پایانه صادراتی نیست، بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده که تحولات امنیتی و دیپلماتیک می‌توانند حجم صادرات نفت ایران را تحت‌تاثیر قرار دهند. هرگونه توافق برای کاهش تنش و تضمین امنیت کشتیرانی می‌تواند نفتکش‌های منتظر را دوباره به سمت اسکله‌ها بکشاند و جریان بارگیری را احیا کند؛ اما تشدید محدودیت‌های دریایی، همزمان فشار بر ذخایر نفت، ظرفیت تولید و درآمدهای ارزی را افزایش خواهد داد.
 خارک؛ دماسنج  بازار نفت

اهمیت خارک از همین‌جا ناشی می‌شود؛ این جزیره حلقه اتصال تولید نفت ایران به بازار جهانی و بخشی از درآمدهای ارزی کشور است. بنابراین اختلال در بارگیری فقط به معنای تاخیر چند نفتکش نیست؛ تداوم بیش از حد این وضعیت می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدها را از مدیریت ذخایر و افت تولید گرفته تا اختلال در برنامه صادرات و درآمدهای نفتی ایجاد کند. به همین دلیل، در مقطع فعلی برای سنجش وضعیت صادرات نفت ایران، صرفا نباید به رقم تولید نگاه کرد. شاخص تعیین‌کننده، بازگشت بارگیری منظم نفتکش‌ها در خارک است. فعال شدن دوباره اسکله‌ها می‌تواند بخشی از فشار موجود را به سرعت کاهش دهد؛ اما ادامه خالی ماندن پایانه‌ها و افزایش شمار نفتکش‌های منتظر یعنی‌کاهش فروش طلای سیاه. خارک طی دهه‌ها مهم‌ترین پایانه صادرات نفت خام ایران بوده و موقعیت آن به‌دلیل دسترسی به آب‌های عمیق و امکان پهلوگیری نفتکش‌های بزرگ، به‌سادگی قابل جایگزینی با مسیر‌های دیگر از جمله خط لوله گوره-جاسک نیست. همین ویژگی باعث شده است که هرگونه اختلال در فعالیت این پایانه، فراتر از یک مشکل عملیاتی تلقی شود. خط لوله هزار کیلومتری گوره–جاسک که از تاسیسات گوره در استان بوشهر شروع و تا پایانه کوه مبارک در بندر جاسک در استان هرمزگان در ساحل دریای عمان امتداد می‌یابد با هدف انتقال روزانه یک‌میلیون بشکه نفت خام و صادرات آن بدون عبور از تنگه هرمز احداث شد. با این حال، ظرفیت عملیاتی پایانه کوه مبارک همچنان محدود است؛ از ۲۰مخزن پیش‌بینی‌شده حدود ۱۰مخزن تکمیل شده و تنها یک سکوی بارگیری فعال است. بر این اساس، ظرفیت واقعی صادرات جاسک حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰هزار بشکه در روز برآورد می‌شود. گزارش‌های مبتنی بر داده‌های ماهواره‌ای و ردیابی دریایی حاکی از آن است که فعالیت بارگیری نفتکش‌ها در خارک کاهش یافته و همچنین نفتکش‌هایی در محدوده اطراف جزیره دیده می‌شوند که در انتظار تعیین تکلیف شرایط عملیاتی و امنیتی هستند. این وضعیت یک تفاوت مهم با حمله مستقیم به تاسیسات نفتی دارد: ممکن است نفت در مخازن، خطوط انتقال یا حتی روی نفتکش‌ها وجود داشته باشد، اما امکان تبدیل آن به صادرات منظم وجود ندارد. در چنین شرایطی، گلوگاه اصلی نه الزاما تولید، بلکه دسترسی به بازار است.

آنچه وضعیت کنونی خارک را پیچیده می‌کند این است که اختلال صادراتی الزاما به معنای از بین رفتن ظرفیت تولید یا تخریب کامل زیرساخت‌های نفتی نیست. در شرایط جنگی، مالکان نفتکش، بیمه‌گران، خدمه کشتی‌ها و معامله‌گران همگی ریسک‌های امنیتی و حقوقی بیشتری را در محاسبات خود وارد می‌کنند. در نتیجه، حتی اگر اسکله و تجهیزات پایانه از نظر فنی آماده بارگیری باشند، نبود اطمینان درباره امنیت مسیر می‌تواند مانع ورود و تردد نفتکش شود. این همان نقطه‌ای است که ریسک ژئوپلیتیک به اختلال در کسب درآمد ارزی منجر می‌شود. هر نفتکشی که وارد خارک نمی‌شود، تنها یک محموله از دست‌رفته نیست، بلکه به معنای تاخیر در دریافت درآمد صادراتی و افزایش فشار بر ظرفیت ذخیره‌سازی نیز هست. تجربه ماه‌های گذشته نیز نشان داده که در دوره‌هایی که محدودیت‌های دریایی کاهش یافته، سرعت بارگیری نفت ایران نیز شتاب بیشتری گرفته است. رویترز پیش‌تر گزارش داده بود که محاصره دریایی آمریکا باعث انتقال بخشی از نفت ایران به ذخیره‌سازی شناور و افزایش موجودی نفت روی نفتکش‌ها شده است. اگر صادرات برای مدت کوتاهی متوقف شود، تولیدکننده می‌تواند از ذخایر خشکی و شناور برای مدیریت شرایط استفاده کند. اما این راه‌حل دائمی نیست. تداوم اختلال، به تدریج ظرفیت ذخیره‌سازی را محدود می‌کند و در صورت پر شدن مخازن، فشار بیشتری بر برنامه تولید وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، کاهش تولید می‌تواند به گزینه‌ای ناگزیر تبدیل شود؛ زیرا تولید نفت بدون امکان انتقال و ذخیره‌سازی نامحدود قابل ادامه نیست. از این منظر، زمان یکی از مهم‌ترین متغیرهای بحران خارک است. یک توقف چندروزه با توقف چند هفته‌ای یا چندماهه آثار یکسانی ندارد. هرچه مدت اختلال در تردد بیشتر شود، مساله از «تاخیر در صادرات» به «اختلال در زنجیره تولید و صادرات» نزدیک‌تر می‌شود. این مساله برای ایران اهمیت دارد؛ زیرا درآمدهای نفتی همچنان یکی از منابع اصلی تامین ارز کشور است. لذا کاهش بارگیری در خارک می‌تواند در نهایت بر جریان نقدی حاصل از صادرات، توان تامین هزینه‌های ارزی و برنامه مالی دولت اثر بگذارد.  هرمز؛ گلوگاه دوم

البته خارک را نمی‌توان جدا از تنگه هرمز تحلیل کرد. حتی اگر پایانه نفتی آماده بارگیری باشد، نفتکش باید بتواند محموله را از خلیج‌فارس خارج کند. تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان بود و بخش بزرگی از نفت و LNG تجارت‌شده جهان از آن عبور می‌کرد. بنابراین، امنیت خارک و امنیت هرمز دو حلقه از یک زنجیره واحد هستند. به همین دلیل، هرگونه توافق سیاسی یا نظامی که عبور نفتکش‌ها را تسهیل کند، می‌تواند اثر خود را ابتدا در رفتار کشتیرانی و سپس در آمار بارگیری خارک نشان دهد. برعکس، تداوم محدودیت‌های دریایی می‌تواند فاصله میان ظرفیت تولید و صادرات ایران را افزایش دهد. اختلال در صادرات ایران در عین حال مساله‌ای فراتر از بازار داخلی است. نفت ایران، به‌ویژه برای پالایشگران آسیایی، بخشی از عرضه بازار جهانی را تشکیل می‌دهد و کاهش دسترسی به این بشکه‌ها می‌تواند ریسک عرضه را افزایش دهد. البته شدت اثر آن بر بازار جهانی به این بستگی دارد که چه میزان از صادرات ایران واقعا متوقف شود و سایر تولیدکنندگان تا چه اندازه بتوانند این کاهش را جبران کنند. در بازار نفت، اما فقط بشکه‌های از دست‌رفته اهمیت ندارند؛ احتمال از دست رفتن بشکه‌های آینده نیز قیمت‌ساز است. به همین دلیل، حتی پیش از آنکه اختلال صادرات ایران به کمبود فیزیکی گسترده تبدیل شود، افزایش ریسک امنیتی در خارک و مسیرهای صادراتی می‌تواند حق‌بیمه ژئوپلیتیک نفت را افزایش دهد. چین؛ مهم‌ترین مشتری در معرض ریسک

در میان خریداران نفت ایران، چین اهمیت ویژه‌ای دارد. بخش عمده صادرات نفت ایران در سال‌های اخیر راهی بازار چین شده و پالایشگران این کشور از مهم‌ترین مصرف‌کنندگان نفت ایران بوده‌اند. به همین دلیل، اختلال در بارگیری خارک مستقیما بر برنامه تامین برخی پالایشگران آسیایی نیز اثر می‌گذارد. با این حال، بازار جهانی نفت سازوکارهای جایگزینی دارد. پالایشگران می‌توانند بخشی از کمبود را از سایر تولیدکنندگان تامین کنند؛ هرچند جایگزینی فوری همه محموله‌ها، به‌ویژه در شرایطی که مسیرهای دریایی نیز تحت فشار هستند، ساده نیست. بنابراین، اهمیت صادرات ایران بیش از آنکه فقط به حجم نفت مربوط باشد، به زمان‌بندی و شرایط بازار نیز وابسته است.  نقطه تعیین‌کننده؛ بازگشت بارگیری

در شرایط فعلی، برای ارزیابی آینده صادرات نفت ایران، چند شاخص اهمیت بیشتری از سایر متغیرها دارند: تعداد نفتکش‌های حاضر در اطراف خارک، میزان بارگیری روزانه، وضعیت مخازن ذخیره‌سازی، حرکت نفتکش‌های حامل نفت ایران و مهم‌تر از همه، وضعیت تردد در تنگه هرمز. در صورت کاهش تنش و ایجاد تضمین‌های عملی برای عبور نفتکش‌ها، احتمالا نخستین واکنش بازار در خارک دیده خواهد شد: بازگشت نفتکش‌ها به اسکله و ازسرگیری بارگیری. این اتفاق می‌تواند بخشی از فشار ایجادشده بر ذخایر و تولید را کاهش و درآمد صادراتی ایران را دوباره فعال کند؛ اما سناریوی مقابل نیز اهمیت زیادی دارد. اگر محدودیت‌های دریایی ادامه پیدا کند و پایانه‌های خارک همچنان با ظرفیت پایین فعالیت کنند، فشار به تدریج از بخش صادرات به ذخیره‌سازی، سپس تولید و در نهایت درآمدهای نفتی منتقل خواهد شد.  دو مسیر پیش روی خارک

در نهایت، آینده صادرات نفت ایران را می‌توان در دو مسیر اصلی خلاصه کرد. مسیر نخست، کاهش تنش و بازگشت امنیت کشتیرانی است. در این حالت، نفتکش‌های منتظر می‌توانند وارد چرخه بارگیری شوند، ذخایر به بازار منتقل شود و بخشی از اختلال صادراتی در مدت نسبتا کوتاهی جبران شود. مسیر دوم، تداوم محدودیت‌های دریایی و امنیتی است. در این سناریو، هر روز توقف بارگیری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا ظرفیت ذخیره‌سازی محدود است و فشار بر تولید و درآمدهای صادراتی افزایش خواهد یافت. از این منظر، خارک اکنون فقط یک پایانه صادراتی نیست؛ دماسنج صادرات نفت ایران است. اگر اسکله‌ها دوباره پر از نفتکش شوند، نشانه‌ای از کاهش فشار بر زنجیره صادرات خواهد بود. اما اگر پایانه‌ها خالی بمانند و صف نفتکش‌ها طولانی‌تر شود، بازار باید احتمال ورود بحران صادراتی ایران به مرحله‌ای عمیق‌تر را جدی‌تر بگیرد. در نهایت، اثر این وضعیت بر قیمت جهانی نفت نیز به چند متغیر کلیدی وابسته است: مدت زمان اختلال در بارگیری خارک، وضعیت عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز، ظرفیت جبرانی تولیدکنندگان دیگر، سطح ذخایر جهانی و واکنش خریداران آسیایی. از این منظر، خارک اکنون نه فقط نقطه حساس صادرات نفت ایران، بلکه یکی از مهم‌ترین نقاط رصد بازار جهانی نفت است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۷ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بنادر نفتی فرسوده ونزوئلا به گلوگاه صادرات نفت تبدیل شدند

به گزارش تجارت نیوز، با افزایش تولید و صادرات نفت ونزوئلا، بنادر نفتی فرسوده این کشور به گلوگاهی جدی تبدیل شده‌اند.

نفتکش‌ها برای بارگیری نفت خام در برخی موارد تا ۳۰ روز منتظر می‌مانند؛ خرابی تجهیزات، قطعی برق، کندی انتقال نفت و نشت‌های نفتی از عوامل اصلی این تأخیرها هستند.

این اختلال‌ها علاوه بر کاهش سرعت صادرات، هزینه‌های سنگینی بابت توقف نفتکش‌ها به شرکت‌ها تحمیل می‌کند.

با افزایش تعداد شرکت‌هایی که مجوز بازاریابی مستقل نفت ونزوئلا را دریافت می‌کنند، فشار بر زیرساخت‌های بندری این کشور ممکن است بیشتر شود.


۲ ساعت قبل / روزنامه تعادل

تجارت ایران و اروپا به حدود 1 میلیارد یورو رسید

يورواستات از مبادلات حدود يك ميليارد يورويي ايران و اروپا در نيمه نخست 2026 خبر داد كه 26 درصد كاهش داشته است. مركز آمار كميسيون اروپا (يورو استات) كل مبادلات تجاري ايران و 27 عضو اتحاديه اروپا در نيمه نخست سال جاري ميلادي را 952 ميليون يورو اعلام  كرد.

مبادلات تجاري ايران و اتحاديه اروپا در ماه‌هاي ژانويه تا ژوئن 2026 با كاهش 26 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است. در 6 ماه نخست سال 2025 كل مبادلات دو طرف يك ميليارد و 287 ميليون يورو اعلام شده بود.بر اساس اين گزارش، صادرات اتحاديه اروپا به ايران در 6 ماه نخست 2026 با افت 26 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده و از يك ميليارد و 25 ميليون يورو در 6 ماه نخست سال گذشته به 754 ميليون يورو در مدت مشابه سال جاري رسيده است.واردات اتحاديه اروپا از ايران در ماه‌هاي ژانويه تا ژوئن امسال نيز كاهش 24 درصدي داشته و به 198 ميليون يورو رسيده است. اتحاديه اروپا در مدت مشابه سال قبل 262 ميليون يورو كالا از ايران وارد كرده بود.

آلمان بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران در ميان اعضاي اتحاديه اروپا طي نيمه نخست 2026 بوده و 32 درصد از كل تجارت ايران با اروپا را به خود اختصاص داده است. تجارت ايران و آلمان در نيمه نخست 2026 با كاهش 36 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده و به 304 ميليون يورو رسيده است.صادرات آلمان به ايران در اين مدت با افت 41 درصدي به 212 ميليون يورو رسيده است. واردات اين كشور از ايران نيز 18 درصد كاهش داشته و به 92 ميليون يورو بالغ شده است.

به گزارش اقتصاد معاصر، آمار يورو استات نشان مي‌دهد تجارت ايران و اروپا از زمان تهاجم امريكايي- صهيوني به كشورمان افت 27 درصدي داشته و به 574 ميليون يورو در ماه‌هاي مارس تا ژوئن 2026 رسيده است. در مدت مشابه سال قبل تجارت دو طرف 786 ميليون يورو اعلام شده بود.تجارت دو طرف در دو ماهه نخست 2026 يعني پيش از درگيري‌ها نيز حدود 24 درصدي كاهش يافته بود. بر اين اساس روند تجارت دو كشور با بروز تنش‌ها در تنگه هرمز تغيير محسوسي نسبت به قبل نداشته است. بخش قابل توجهي از تجارت ايران و اروپا از طريق خطوط جاده‌اي و هوايي انجام مي‌شود.


۳ ساعت قبل / روزنامه تعادل

صعود فراگیر بورس

شاخص ‌ هاي بازار سهام در آخرين هفته مردادماه شرايط خوبي را تجربه كردند و شاهد ورود نقدينگي و افزايش اعتماد در اين بازار بوديم، اين موضوع درحالي است كه برخي كارشناسان عقيده دارند به واسطه افزايش ريسك ‌ هاي سياسي به ‌ مرور شاهد خروج نقدينگي از بازار سرمايه خواهيم بود. به بيان ساده ‌ تر با افزايش ريسك ‌ ها نقدينگي نيز از بورس خارج خواهد شد. معاملات آخرين هفته مردادماه، باوجود رفت ‌ وبرگشت جريان نقدينگي و نوسان محسوس عرضه و تقاضا، درنهايت با ثبت بازدهي مثبت به پايان رسيد. شاخص كل بيش از ۲۱۶ هزار واحد رشد كرد و شاخص هم ‌ وزن نيز با افزايش بيش از ۸۲هزارواحدي، بازدهي بالاتري را نسبت به شاخص اصلي بازار به ثبت رساند؛ موضوعي كه از بهبود نسبي تقاضا در بخش بزرگ ‌ تري از نمادهاي بازار، به ‌ ويژه سهام كوچك و متوسط، حكايت دارد. بازار سهام در ابتداي هفته با فشار عرضه و خروج پول حقيقي مواجه شد، اما از روز يكشنبه مسير معاملات تغيير كرد. تقويت سمت تقاضا در دو روز مياني هفته و ورود سنگين نقدينگي حقيقي در روز دوشنبه، فضاي معاملاتي بورس را به شكل قابل توجهي تحت ‌ تأثير قرارداد. هرچند در روز سه ‌ شنبه بار ديگر عرضه ‌ ها افزايش يافت و بخشي از پول حقيقي از بازار خارج شد، اما در آخرين روز معاملاتي، فشار فروش اوليه نتوانست روند كلي بازار را تغيير دهد و شاخص كل در محدوده مثبت به كار خود پايان داد و دوباره روند نقدينگي در بازار تقويت شد.

 

    صعود شاخص ‌ هاي بازار

شاخص كل بورس تهران در پايان معاملات سه ‌ شنبه هفته گذشته در سطح ۵ ميليون و ۷۳۶ هزار واحد قرار داشت. اين نماگر در پايان دادوستدهاي چهارشنبه ۲۸ مرداد به ۵ ميليون و ۹۵۲ هزار و ۴۸۸ واحد رسيد؛ درنهايت شاخص كل طي پنج ‌ روز معاملاتي، ۲۱۶ هزار و ۴۸۸ واحد افزايش يافت كه معادل بازدهي حدود ۳.۷۷ درصدي است.

در سوي ديگر، شاخص هم ‌ وزن از محدوده يك ميليون و ۶۰۴ هزار واحد در پايان هفته قبل به يك ميليون و ۶۸۶ هزار و ۸۴۳ واحد در پايان هفته جاري رسيد. براين ‌ اساس، اين شاخص ۸۲ هزار و ۸۴۳ واحد افزايش يافت و رشد ۵.۱۶درصدي را ثبت كرد.يكي از مهم ‌ ترين و بارزترين موضوعات اين هفته بالاترين بازدهي شاخص هم وزن نسبت به شاخص كل بود. نكته اساسي اينجاست كه شاخص هم وزن از اثرگذاري شركت ‌ ها مستقل از اندازه و ارزش بازار آنها محاسبه مي ‌ شود و رشد بيشتر اين نماگر مي ‌ تواند نشانه ‌ اي از فراگيري نسبي تقاضا در ميان نمادهاي متوسط و كوچك بازار باشد. به بيان ساده، در هفته مذكور رشد بازار تنها به نمادهاي بزرگ ختم نشد و كليت بازار از رشد بهره ‌ مند شدند.بررسي جريان پول حقيقي در طول هفته نوساني بود، اما در مجموع كفه ورود نقدينگي به بازار سنگيني كرد. در روز شنبه، حدود ۳ هزار و ۷۱۴ ميليارد تومان پول حقيقي از سهام، حق ‌ تقدم و صندوق ‌ هاي سهامي خارج شد؛ رقمي كه نشان مي ‌ داد بازار نخستين روز هفته را بااحتياط و برتري نسبي فروشندگان آغاز كرده است.

در روز يكشنبه ورق معاملات برگشت و حدود ۳ هزار و ۲۰۷ ميليارد تومان پول حقيقي وارد بازار شد. اين روند در روز دوشنبه ‌ شدت گرفت؛ به ‌ طوري كه ۵ هزار و ۱۳۴ ميليارد تومان نقدينگي حقيقي به بازار سهام، حق ‌ تقدم و صندوق ‌ هاي سهامي وارد شد. اين سطح از ورود پول، مهم ‌ ترين عامل تغيير فضاي معاملات و تقويت انتظارات مثبت در بازار طي هفته به شمار مي ‌ رفت.روز سه ‌ شنبه نيز بار ديگر يك ‌ هزار و ۳۵۶ ميليارد تومان خروج پول حقيقي ثبت شد، اما در روز چهارشنبه ‌ شدت خروج نقدينگي به شكل محسوسي كاهش يافت و به ۱۵۱ ميليارد تومان رسيد. به ‌ طوركلي، مجموع خروج و ورود سرمايه نقدينگي حقيقي طي پنج ‌ روز معاملاتي، به ‌ صورت خالص ۳ هزار و ۱۲۰ ميليارد تومان وارد شد.

اين آمار نشان مي ‌ دهد كه هرچند دو موج خروج پول در شنبه و سه ‌ شنبه شكل گرفت، اما قدرت ورود نقدينگي در روزهاي يكشنبه و به ‌ ويژه دوشنبه، توانست تراز هفتگي معاملات را مثبت نگه دارد. قوي ‌ ترين نشانه ‌ هاي تقاضا در معاملات روز دوشنبه يعني ۲۶ مرداد مشاهده شد؛ روزي كه بازار از منظر تعداد نمادهاي مثبت، صف ‌ هاي خريد، ارزش سفارش ‌ ها و ورود پول حقيقي، چهره ‌ اي كاملاً متفاوت نسبت به ابتداي هفته داشت. در اين روز، ۷۶۲ نماد در محدوده مثبت معامله شدند و تنها ۶۷ نماد در محدوده منفي قرار گرفتند. همچنين ۵۳۳ نماد با صف خريد مواجه بودند، درحالي كه تعداد صف ‌ هاي فروش به ۱۴ نماد محدود شد. ارزش سفارش ‌ هاي خريد نيز به ۱۳ هزار و ۷۶۰ ميليارد تومان رسيد؛ در مقابل، ارزش سفارش ‌ هاي فروش تنها ۳۸۰ ميليارد تومان بود.فاصله معنادار ميان ارزش سفارش ‌ هاي خريدوفروش، همراه با برتري گسترده تعداد نمادهاي مثبت و صف ‌ هاي خريد، از شكل ‌ گيري موج پرقدرت تقاضا در بازار خبر مي ‌ داد. اين وضعيت با داده ‌ هاي جريان نقدينگي نيز همخواني داشت، زيرا در همين روز بيش از ۵.۱ همت پول حقيقي وارد بازار شد و شاخص كل نيز رشد ۲.۲۸درصدي را تجربه كرد.در واقع، دوشنبه را مي ‌ توان روزي دانست كه تقاضاي انباشته ‌ شده در بازار مجال بروز پيدا كرد و توانست بر فشار فروش روزهاي قبل غلبه كند. رفتار معامله ‌ گران در اين روز، تصويري از افزايش ريسك ‌ پذيري و ميل بيشتر سرمايه ‌ گذاران به خريد سهام ارايه داد.در نقطه مقابل، روز شنبه ۲۴ مرداد را مي ‌ توان پرعرضه ‌ ترين روز هفته دانست. در اين روز، ۳.۷ همت پول حقيقي از بازار خارج شد و قدرت خريد حقيقي ‌ ها نيز به منفي ۱.۴۲ رسيد؛ سطحي كه پايين ‌ ترين ميزان قدرت خريد در كل هفته بود. ارزش سفارش ‌ هاي فروش در شنبه به ۲ هزار و ۶۱۵ ميليارد تومان رسيد كه بالاترين رقم ثبت ‌ شده در ميان پنج ‌ روز معاملاتي هفته محسوب مي ‌ شود. علاوه بر اين، ۱۸۷ نماد با صف فروش روبرو بودند كه اين متغير نيز برتري عرضه ‌ كنندگان در نخستين روز معاملاتي هفته را تأييد مي ‌ كند.

باوجود اين فشار فروش، شاخص كل تنها ۱۴۳ واحد افزايش يافت و بازار وارد فاز ريزش گسترده نشد. اين موضوع مي ‌ تواند نشان دهد كه عرضه ‌ هاي ابتداي هفته بيشتر در بخشي از نمادها و صنايع متمركز بوده و هنوز به موجي فراگير و فرا ‌ بازاري تبديل نشده بود. حفظ تعادل شاخص در چنين شرايطي، زمينه را براي بازگشت تقاضا در روزهاي بعد فراهم كرد.

 

     نوسان ميان خريداران و فروشندگان

قدرت خريد حقيقي ‌ ها نيز در طول هفته نوسان قابل ‌ توجهي داشت. بالاترين سطح اين شاخص در روز دوشنبه با رقم ۱.۲۵ ثبت شد. در اين روز، سرانه خريد حقيقي ‌ ها ۹۰.۴ ميليون تومان و سرانه فروش آنها ۷۲.۶ ميليون تومان بود؛ بنابراين خريداران از نظر ارزش معاملات به ازاي هر كد معاملاتي، برتري محسوسي نسبت به فروشندگان داشتند.

چهارشنبه نيز باقدرت خريد ۱.۱۰، دومين روز مطلوب هفته از منظر رفتار حقيقي ‌ ها بود. در اين روز، سرانه خريد ۹۳ ميليون تومان و سرانه فروش ۸۴.۲ ميليون تومان گزارش شد. اين اختلاف هرچند به ‌ اندازه دوشنبه نبود، اما از تداوم نسبي حضور خريداران در بازار حكايت داشت.

در مقابل، پايين ‌ ترين قدرت خريد هفته به شنبه با رقم منفي ۱.۴۲ تعلق گرفت. سه ‌ شنبه نيز باقدرت خريد منفي ۱.۲۱، يكي ديگر از روزهاي ضعيف بازار از منظر برتري فروشندگان بود. مجموعه اين داده ‌ ها نشان مي ‌ دهد كه روند صعودي شاخص ‌ ها به معناي يك ‌ دست بودن وضعيت تقاضا در تمام روزهاي هفته نبوده است؛ بلكه بازار در مقاطع مختلف ميان غلبه خريداران و فروشندگان جابه ‌ جا شد.

 

    ارزش معاملات ۱۸۶ همت شد

ارزش معاملات سهام، حق ‌ تقدم و صندوق ‌ هاي سهامي در پنج ‌ روز معاملاتي هفته به حدود ۱۸۶ هزار و ۲۶۸ ميليارد تومان رسيد. به ‌ اين ‌ ترتيب، ميانگين ارزش معاملات روزانه در سطح ۳۷ هزار و ۲۵۴ ميليارد تومان قرار گرفت.

بيشترين ارزش معاملات در روز سه ‌ شنبه ثبت شد؛ زماني كه ارزش دادوستدها به ۴۸ هزار و ۱۹ ميليارد تومان رسيد. افزايش ارزش معاملات در اين روز هم ‌ زمان با تقويت عرضه ‌ ها، خروج ۱.۳ همت پول حقيقي و افزايش تعداد نمادهاي منفي رخ داد. از اين منظر، رشد ارزش معاملات سه ‌ شنبه را نمي ‌ توان صرفاً به عنوان نشانه افزايش تقاضا تلقي كرد؛ بلكه بخشي از آن به افزايش حجم جابه ‌ جايي سهام ميان خريداران و فروشندگان در فضاي پر عرضه بازار مربوط بود.

 

     رشد اسمي بازار صندوق ‌ ها

هم ‌ زمان با تحولات بازار سهام، آخرين گزارش كانون نهادهاي سرمايه ‌ گذاري از وضعيت صندوق ‌ هاي سرمايه ‌ گذاري در پايان خرداد ۱۴۰۵ نيز از بزرگ ‌ تر شدن قابل ‌ توجه صنعت مديريت دارايي در مقياس اسمي حكايت دارد. براساس اين گزارش، دارايي تحت مديريت صندوق ‌ ها از ۱۶۰۱ هزار ميليارد تومان در تير ۱۴۰۴ به ۲۸۶۴ هزار ميليارد تومان در خرداد ۱۴۰۵ رسيده است؛ رشدي اسمي معادل حدود ۷۹درصد. بيشترين رشد ماهانه اسمي دارايي صندوق ‌ ها در آذرماه با ۱۰.۷درصد ثبت شده و مهر و دي نيز به ترتيب رشدهاي ۹.۹ و ۸درصدي را تجربه كرده ‌ اند. در خردادماه نيز ارزش دارايي ‌ هاي تحت مديريت با رشد ۶.۸درصدي، معادل حدود ۱۸۴ هزار ميليارد تومان افزايش ‌ يافته است. دارايي حقيقي تحت مديريت صندوق ‌ ها از تير تا آذر حدود ۱۶ ‌ درصد افزايش يافت و در آذر به بالاترين سطح خود رسيد، اما از دي ‌ ماه وارد مسير نزولي شد. طي چهار ماه متوالي منتهي به ارديبهشت نيز رشد حقيقي منفي بود. در فاصله آذر تا خرداد، باوجود افزايش اسمي حدود ۲۸درصدي دارايي ‌ ها، ارزش حقيقي آنها حدود ۱۴درصد كاهش يافت. رشد حقيقي در خرداد پس از چند ماه افت، به مثبت ۰.۹درصد رسيد، اما همچنان سطح حقيقي دارايي ‌ هاي تحت مديريت پايين ‌ تر از اوج آذرماه قرار داشت؛ بنابراين، مقايسه رشد اسمي ۷۹درصدي باثبات نسبي ارزش حقيقي در كل دوره نشان مي ‌ دهد بخش عمده بزرگ ‌ شدن بازار صندوق ‌ ها ناشي از افزايش سطح عمومي قيمت ‌ ها بوده و توسعه واقعي اين صنعت، به ‌ مراتب محدودتر از آن چيزي است كه در آمارهاي اسمي ديده مي ‌ شود. در پايان خرداد ۱۴۰۵، مجموعاً ۵۰۹ صندوق سرمايه ‌ گذاري باارزش دارايي تحت مديريت ۲۸۶۳.۶ همت فعال بودند. از اين تعداد، ۲۷۱ صندوق قابل ‌ معامله معادل ۵۳.۲درصد از كل صندوق ‌ ها بودند كه با در اختيار داشتن ۱۷۱۲ همت دارايي، ۶۰ درصد از كل ارزش بازار صندوق ‌ ها را مديريت مي ‌ كردند. در مقابل، ۲۳۸ صندوق صدور و ابطالي با سهم ۴۶.۸ درصدي از تعداد صندوق ‌ ها، حدود ۱۱۵۱ همت يا ۴۰درصد از دارايي ‌ هاي بازار را در اختيار داشتند. متوسط دارايي هر صندوق قابل ‌ معامله حدود ۶.۳ همت و براي صندوق ‌ هاي صدور و ابطالي حدود ۴.۸ همت برآورد شده است؛ بنابراين اندازه متوسط صندوق ‌ هاي قابل ‌ معامله نزديك به ۳۰درصد بزرگ ‌ تر از صندوق ‌ هاي صدور و ابطالي است. از نظر تركيب دارايي ‌ ها نيز صندوق ‌ هاي درآمد ثابت با ۱۴۹۴.۲ همت و سهم ۵۲.۲درصدي، بيش از نيمي از كل بازار را دراختيار دارند. پس از آن، صندوق ‌ هاي كالايي با ۵۸۵.۷ همت و سهم ۲۰.۵درصدي، صندوق ‌ هاي اختصاصي بازارگرداني با ۴۰۲.۶ همت و سهم ۱۴.۱درصدي و صندوق ‌ هاي سهامي با ۳۳۶.۱ همت و سهم ۱۱.۷درصدي قرار گرفته ‌ اند. در مجموع، اين چهار گروه ۹۸.۵درصد از كل دارايي ‌ هاي تحت مديريت را تشكيل مي ‌ دهند؛ موضوعي كه از تمركز بالاي صنعت صندوق ‌ ها بر ابزارهاي درآمد ثابت، كالايي و خدمات بازارگرداني حكايت دارد. در مقابل، صندوق ‌ هاي مختلط، املاك و مستغلات، پروژه ‌ اي، خصوصي، جسورانه و ساير ابزارهاي تخصصي، باوجود تنوع ساختاري، همچنان سهم محدودي از كل دارايي ‌ هاي بازار دارند.

 




 بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

بورس تهران در سایه غلبه تقاضا بر عرضه و بازگشت پرقدرت نقدینگی به بازار سهام توانست با عبور از سد ۵.۹ میلیون واحد هفته‌ای طلایی را برای سهامداران رقم بزند.

 نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید
۸ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

اقتصادنیوز: مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در توصیه‌ای به رئیس‌جمهور گفت: اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن. ‌وقتش الان نیست.

 پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند
۱۲ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند

قیمت دلار، طلا و سکه در هفته پایانی مرداد با جهش همراه شد. قیمت دلار روز پنجشنبه روی رقم ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ بسته شد و قیمت طلا و سکه نیز سقف‌های جدیدی را ثبت کرد. بازار در حالی معاملات شنبه را آغاز می‌کند که افزایش تنش‌های سیاسی احتمال ادامه نوسان در سطوح بالای قیمتی را افزایش داده است.

 چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس
۱۱ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، قیمت بیت کوین طی ۴۸ ساعت گذشته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و به بیش از ۷۷ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است. این ارز دیجیتال پیش از این رشد، از اواخر ماه مه تاکنون بالاتر از سطح ۷۰ هزار دلار معامله نشده بود. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین محرک

 تولیدکننده  یا  نگهبان ؟
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تولیدکننده یا نگهبان ؟

هر بار که بحث کوچک‌سازی یا بزرگ‌شدن دولت مطرح می‌شود، یک پرسش بنیادین دوباره جان می‌گیرد: اساسا دولت برای چه به وجود آمده است؟ آیا دولت باید تولیدکننده، تاجر، کارفرما، بانکدار، صنعتگر و حتی بنگاه‌دار باشد یا آنکه رسالت اصلی آن در جای دیگری تعریف می‌شود؟ اقتصاددانان، فیلسوفان سیاست و نظریه‌پردازان حکمرانی طی بیش از یک قرن گذشته پاسخ نسبتا روشنی به این پرسش داده‌اند. دولت پیش از هر چیز نهادی است که باید «کالاهای عمومی» را تامین کند؛ کالاهایی که بازار به دلیل ویژگی‌های ذاتی خود قادر به تولید کارآمد آنها نیست یا اگر هم تولید کند، جامعه با کمبود، نابرابری یا شکست بازار مواجه خواهد شد. از همین نقطه، مفهوم کالای عمومی به یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظری دولت مدرن تبدیل شد.