
بسیاری از افراد معمولا از پذیرش مفاهیمی مانند برندسازی شخصی ابا دارند؛ چرا که از نظر آنها، واقعیت کار و حرفه سازمانی بیشتر درباره زمینه تخصصی و فنی است و کمتر به بازاریابی شخصی و خودترویجی (Self-promotion) ارتباط دارد. به علاوه، در بعضی مواقع، افراد نقش کار تیمی را در مسیر تبدیل ایدهها به نوآوری را بهخوبی درک میکنند و بدین سبب، تردیدی نسبت به اقدامات فردگرایانهای نظیر خودترویجی دارند و این گونه فکر میکنند که ممکن است این گونه از اقدامات به انسجام گروهی آسیب برساند. با این وجود، روایتهای رسانهای عامهپسند در میان سازمانها و کارکنانشان به شدت رواج یافته و در نتیجه، خودشکوفایی و برندسازی شخصی کارکنان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. برندسازی کلاسیک در کسبوکار
اصول کلیدی بازاریابی برای یک برند کسبوکار، غالبا در چهار عنصر در مدل VIBE سنتی تعریف میشوند:
۱- لحن و صدای برند (Voice): صدای برند به انتقال واضح و موثر ارزشها، باورها و پیامها کمک میکند تا در نهایت نزد مخاطب هدف اعتمادسازی شود.
۲- تصویر برند (Image): این جنبه حیاتی از هویت برند، بازنمایی بصری برند را شکل میدهد و به متمایز شدن آن از رقبا و ایجاد یک ذهنیت اولیه مثبت کمک میکند.
۳- داستان یا پیشینه خلق برند (Backstory): پیشینه داستانی برند میتواند سنگ بنای استراتژی بازاریابی محتوایی باشد. یک داستان جذاب میتواند به برند هویت ببخشد و ابزار روایی قدرتمندی برای تعریف اهداف منحصربهفرد برند و وفادارسازی مخاطبان فراهم آورد.
۴- تجربه برند (Brand Experience): به مجموعهای از تمام افکار، احساسات و واکنشهایی که افراد در پاسخ به مواجهه با برند دارند، تجربه برند اطلاق میشود. هدف از تجربه برند این است که تاثیری ماندگار بر جای گذاشته …












