
شاخص فلاکت، اگر ساده و بیواسطه تعریف شود، حاصل جمع تورم و بیکاری است. همین تعریف ساده البته تمام واقعیت را نشان نمیدهد، اما برای فهم فشار اقتصادی بر خانوار مفید است. برخی منابع با اتکا به تورمهای بالاتر یا مقاطع متفاوت، ارقام متفاوتتری هم منتشر کردهاند؛ برای مثال در برخی گزارشهای فصلی، شاخص فلاکت زمستان۱۴۰۴ حدود ۷۴.۲واحد (بر اساس تورم نقطه به نقطه) اعلام شده است. این اختلافها بیشتر به روش محاسبه و ماه مرجع برمیگردد، اما جهت کلی روشن است؛ شاخص فلاکت در سطوح بالا مانده و نشانهای از تخلیه فشار از اقتصاد خانوار دیده نمیشود.
آنچه این وضعیت را برای سیاستگذاران حساستر میکند، فقط عدد تورم نیست، ترکیب تورم عمومی با تورم اقلام ضروری است. در تیر۱۴۰۵، تورم گروه خوراکیها و آشامیدنیها همچنان از متوسط کل بالاتر بوده و در برخی زیرگروهها جهشهای بسیار سنگین ثبت شده است. به بیان دیگر، خانوار فقط با گرانتر شدن عمومی کالاها مواجه نیست؛ سبدی که هر روز باید برای زندهماندن خریداری شود، سریعتر از متوسط اقتصاد گران میشود. همین جاست که مفهوم «سبد معیشت» از یک بحث مزدی صرف، به مسالهای اجتماعی و سیاستی تبدیل میشود. در چنین فضایی، کالابرگ الکترونیک بهعنوان یکی از مهمترین سیاستهای حمایتی دولت وارد میدان شده است. منطق کالابرگ روشن است؛ اگر دولت نمیتواند سطح عمومی قیمتها را به سرعت مهار کند، دستکم بخشی از قدرت خرید را به شکل غیرنقدی و هدفمند برای خرید کالاهای ضروری حفظ کند. اما تجربه چند مرحله اجرای کالابرگ نشان میدهد که این سیاست، هرچند در سطحی از مصرف خوراکیها اثر داشته، هنوز نتوانسته نقش یک سپر پایدار در برابر تورم ایفا کند.
در مرحلهای از اجرای طرح در سال۱۴۰۴، دهکهای اول تا سوم ۶۲۰هزار تومان به ازای هر نفر و دهکهای …












