به گزارش جماران، احمد مسجدجامعی، پژوهشگر فرهنگی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی و قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در یادداشتی با عنوان «گنجشکَت کجاست؟» نوشت:
پیامبر حتی پیش از بعثت نیز به پیمانی از جوانمردان مکه پیوسته بود؛ پیمانی که هدف آن دفاع از هر مظلومی بود، بیآنکه وابستگی قبیلهای او در این میان تعیینکننده باشد. این پیمان، در فضای سخت و بستهای که هویت و امنیت هر فرد عمدتاً در گرو تعلق قبیلهای او بود، معنایی فراتر از مناسبات رایج زمانه داشت.
نظام خلافت در دورههای مختلف، برای مشروعیتبخشی و نیز تداوم فتوحات، نیازمند آن بودند که چهرۀ پیامبر را بیش از هر چیز در قامت یک فرماندۀ جنگی بازنمایی کنند. از سوی دیگر، جامعۀ عرب نیز بر پایۀ سنت دیرینهاش، تاریخ خویش را عمدتا در قالب روایت نبردها، هماوردیها، خونریزیها و کشمکشهای قبیلهای به خاطر میسپرد. تلاقی این نیاز سیاسی با آن سنت ریشهدار عربی، سبب شد که تاریخنگاران نخستین، در تدوین سیرۀ پیامبر، بیش از دیگر ابعاد حیات ایشان، بر جنگها و امور نظامی تأکید ورزند.
قرآن کریم دربارۀ پیامبر میفرماید: «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی» (سوره نجم، آیات ۳ و ۴)؛ یعنی او از سر هوی و هوس سخن نمیگوید و گفتارش چیزی جز وحیِ نازلشده نیست. این آیات بر پیوند پیامبر با وحی دلالت دارند؛ با این همه، از منظر تاریخی نیز توفیق او در بنیانگذاری اسلام، نه فقط بهمثابۀ یک دین، بلکه بهعنوان یک فرهنگ، نظام اخلاقی و شیوۀ زیستن در دل جامعهای بدوی، امری درخور تأمل است. در کلام الهی نیز آمده است: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ بدین معنا که قرآن، مسلمانان را فرامیخواند تا پیامبر را بهمنزلۀ الگویی جامع در زندگی خویش بنگرند. …













