
این یادداشت به بهانه سخنان اخیر آقای خاتمی (رئیس جمهور پیشین ) در دیدار با جمعی از اصحاب رسانه نوشته شد؛ سخنانی که در آن، در کنار تأکید بر ماندگاری جمهوری اسلامی و توان جامعه ایران برای عبور از تهدید خارجی، بر یک مسئله بنیادیتر انگشت گذاشته شد: ضرورت دریافتن فرصت پدیدآمده پس از جنگ برای ترمیم رابطه دولت و جامعه، کاهش تنش، بهبود معیشت و گشودن افق تازهای پیش روی کشور. اهمیت این سخنان صرفاً از موضع سیاسی گوینده ناشی نمیشود. آقای خاتمی از مهمترین و اثرگذارترین شخصیتهای سیاسی ایران در نیمقرن اخیر است و از این منظر، تأمل در این سخنان میتواند فراتر از مرزهای یک موضع سیاسی، به بحثی درباره آینده حکمرانی، انسجام ملی و منافع بلندمدت ایران تبدیل شود.
ایران امروز در وضعیتی ایستاده است که در آن «تهدید» و «فرصت» همزمان در برابر کشور قرار گرفتهاند. جنگ، فشارهای اقتصادی، نااطمینانی، فرسایش سرمایه اجتماعی و استمرار برخی شکافهای سیاسی و اجتماعی، سویه تهدیدآمیز این وضعیتاند؛ اما در سوی دیگر، تجربه دفاع از تمامیت ارضی، آشکار شدن ظرفیت جامعه برای همبستگی در برابر تهدید خارجی، ضرورت کاهش هزینههای تنش و شکلگیری امکانهای تازه دیپلماتیک، یک پنجره فرصت تاریخی را نیز پدید آورده است. هنر حکمرانی در چنین لحظاتی فقط عبور از بحران نیست؛ بلکه تشخیص این نکته است که چگونه میتوان از دل بحران، ظرفیت جدیدی برای اصلاح و بازسازی آفرید.
مسئله فقط بقای نظام نیست؛ مسئله کیفیت بقاست
آقای خاتمی در سخنان خود میگوید جمهوری اسلامی، با وجود همه نقصها و نارساییهایش، ماندنی است و جنگ و تهاجم خارجی بهتنهایی ایران را از پا درنخواهد آورد؛ مگر آنکه پس از جنگ، حکمرانی نتواند نقصها و عواملی را که موجب جدایی بخش بزرگی از جامعه از حکومت شده است، با کمک خود مردم درمان کند. اهمیت این گزاره در آن است که «بقا» را از سطح صرفاً امنیتی و نظامی به سطح ظرفیت حکمرانی منتقل میکند.
در نظریه دولت مدرن، ماکس وبر مشروعیت را یکی از پایههای ثبات نظم سیاسی میدانست و در ادبیات معاصر دولتپژوهی، متفکرانی چون تدا اسکاچپول و پیتر ایوانز بر ظرفیت …












