
رضا عطایی، کارشناسیارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «۱۷ مُرداد روزی که خاطرهاش از حافظه جمعی ایران، افغانستان و مهاجرین افغانستانی محو نمیشود. -یادداشتی به مناسبت روز خبرنگار» نوشت:
چندی پیش، در یادداشت تفصیلیای که در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) منتشر شد. به معرفی و بررسی فصل پانزدهم کتاب «قاسم» -زندگینامه شهید قاسم سلیمانی به قلم مرتضی سرهنگی- پرداختم؛ فصلی که به روایت مستقیم و غیرمستقیم از شهید سلیمانی به تحولات افغانستان در دهه هفتاد هجری شمسی اختصاص دارد. اما در میان آن روایتِ بلند، یک نقطهی عطفِ تاریخی بیش از همه خودنمایی میکرد: حادثهی مزارشریف و شهادت دیپلماتهای ایرانی در ۱۷ مُرداد/اسد ۱۳۷۷. همان روزی که بعدها در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام «روز خبرنگار» ثبت شد؛ نه از سرِ شور و شادی، که از سرِ سوگ و یادبودِ خبرنگاری -شهید محمود صارمی- که در کنار دیپلماتها، آخرین خبر را با خون خود نوشت.
حادثهی مزارشریف، در کتاب «قاسم» با روایتی منسوب به سردار سلیمانی چنین نقل شده است:
«روز هفدهم مرداد ۱۳۷۷ که طالبان مزارشریف را گرفت، در دره پنجشیر کنار احمدشاه مسعود بودم. اخبار را پیگیری میکردم. دل توی دلم نبود. خبر رسید کنسولگریمان در آن شهر دارد سقوط میکند. میخواستم هلیکوپتری از احمدشاه مسعود بگیرم و خودم بروم مزارشریف و بچههایمان را نجات دهم؛ اما هلیکوپتری نبود. دره پنجشیر هم در محاصره بود. راه زمینی نداشت. احتمال میدادم طالبان هجوم بیاورند و همینجا را هم بگیرند؛ اما نمیتوانستم بیتفاوت بنشینم. مثل اسفند روی آتش بالا و پایین میپریدم. تلاشم بیفایده بود. به من خبر دادند نیروهای “سپاه صحابه” همهی دیپلماتهایمان را آنجا شهید کردهاند.» (ص ۲۴۶)
اما نکتهی قابل تأمل در این روایت -که در حافظهی جمعی ایرانیان کمتر به آن پرداخته شده- نسبت دادن این جنایت به «سپاه صحابه» است؛ گروهی که در پاورقی کتاب، توسط گردآورندگان اثر «یک گروه تروریستی پاکستانی مرتبط با سرویس اطلاعات عملیات پاکستان» معرفی شده است. این در حالی است که در باور و تصور عمومی، عاملان این فاجعه عمدتاً طالبان معرفی شدهاند و نقش گروههای پاکستانی در آن کمرنگتر جلوه کرده است. تناقضی که تا حدودی ریشه در منبع …












