
نیاز داشتن به دیگران لزوماً نشانه ضعف یا «نیازمند بودن» نیست؛ انسان برای رشد و بهزیستی به ارتباط با دیگران نیاز دارد.
ایزا بدزو در مقالهای در Psychology Today توضیح میدهد چگونه میتوان به دیگران تکیه کرد، بدون اینکه استقلالمان را از دست بدهیم.
به گزارش انصاف نیوز، به آخرین باری فکر کنید که اتفاق فوقالعادهای برایتان افتاد. شاید ارتقای شغلی گرفتید، پروژهای دشوار را به پایان رساندید، خبر خوبی درباره سلامتیتان شنیدید یا فرزندتان را در حال انجام کاری معنادار دیدید. بعد چه کردید؟ وقتی چنین اتفاقی برای من میافتد، میدانم چه میخواهم بکنم: میخواهم آن را برای کسی تعریف کنم. میخواهم شادیام را با او شریک شوم. اما منتشر کردن آن در فضای آنلاین، چیزی را که نیاز دارم به من نمیدهد.
اگر شما هم مثل من باشید، این انگیزه نکته مهمی را درباره ما آشکار میکند. موفقیت چیزی نیست که بخواهیم آن را در خلوت یا صرفاً برای نمایش تجربه کنیم. موفقیت زمانی کاملتر میشود که آن را با دیگران در میان بگذاریم، با دوستان و خانواده جشن بگیریم و به بخشی از روابطمان تبدیل کنیم.
همین موضوع درباره دشواریها نیز صدق میکند. ممکن است از اینکه دوره سختی را پشت سر میگذاریم خجالتزده یا شرمنده باشیم و برای علنی کردن درد خود تردید داشته باشیم، اما وقتی کسی به حرفمان گوش میدهد یا دست یاری به سوی ما دراز میکند، قدردان چیزی فراتر از صرفاً کمک هستیم. ما قدردان این هستیم که دیده میشویم و با دیگری ارتباطی انسانی برقرار میکنیم.
ما اغلب طوری صحبت میکنیم که انگار نیاز داشتن به دیگران نشانه ضعف است: «اینقدر محتاج نباش.» «یاد بگیر مستقل باشی.» «باید بتوانی روی پای خودت بایستی.» این توصیهها در جای خود میتوانند مفید باشند، بهخصوص وقتی به ما هشدار میدهند آنقدر به دیگران وابسته نشویم که حس سالمی را که از خود داریم از دست بدهیم. با این حال، وقتی این هشدارها به توصیههایی کلی تبدیل میشوند، ممکن است حقیقت مهمی را پنهان کنند: افراد از نظر عاطفی سالم نیز به دیگران در زندگی خود نیاز دارند.
سایمون و گارفانکل ممکن است بخوانند: «من یک صخرهام. من یک جزیرهام.» اما اگر خودمان این را باور کنیم، این قدرت نیست؛ انکار است.
انسانها فقط …








