
سروش اکبرزاده، دانش آموخته فلسفه دانشگاه تهران و دبیر ویژهنامههای فرهنگی روزنامه جهان اسلام در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
زِ گیتی دو کَس را سپاس
یکی حق شناس و یکی حدشناس
توضیحات در خصوص بیت فوق اگر چه با هدف این نوشتار همخوانی ندارد اما به دلیل آنکه از اتهام “شیادی” بواسطه انتساب جعلیات به حکیم فردوسی تبرّی جویم، ناگزیر از بیان این نکته هستم که بنا به ادله مختلف از جمله عدم ذکر آن در نسخه های کهن و نیز عدم همخوانی آن با وزن عروضی شاهنامه و… این بیت از فردوسی نیست.
البته غرضِ اصلی، همان تقبیح ناسپاسی و حق نشناسیِ کسانی است که بجای نقدِ شریعتی، او را شیاد خواندهاند و نیز حدنشناسیِ نو رسیدگانِ ناپخته معنائی که به پیشقراولان و رائدان قبیله روشنفکری و نو اندیشی دینی گِلپاره پرت میکنند، غافل از آنکه :
ای ضیاء الحق حسام دین و دل!
کی توان اندود خورشیدی به گِل؟
قصد کردهستند این گِلپارهها
که بپوشانند خورشید ترا
قبل از ورود به بحث در خصوص حواشی ایجاد شده پیرامون سخنان دکتر موسی غنینژاد، ابتدائا به ذکر نکاتی کلی
در باره موضوع اصلی این منازعات ( آراءِ دکتر علی شریعتی)¬ میپردازم، سپس به خاستگاه فکری دکتر موسی غنی نژاد و علل فحاشی او به شریعتی اشاره خواهم نمود زیرا معتقدم این فحاشی ها بیش از آنکه مبتنی بر دلیل باشند، دارای علت است چرا که لزومی بر بی دین و شیاد خواندن شخصیتی چون دکتر شریعتی نبود در حالیکه مجموعه آثارش را بر مبنای ادله منطقی و بدور از ادبیات مبتذل میتوان نقد نمود.
در ادامه به جایگاه ممتاز دکتر سروش در حوزه نواندیشی دینی خواهم پرداخت و نیز به تفصیل توضیح میدهم که شاندل
“خودِ دیگرِ” شریعتی است و نباید آنرا آدرسی اشتباه برای گمراه کردن و یا تاثیر دروغین بر مخاطبان قلمداد نمود.
همچنین محاکاتِ مقلدانی را بر خواهم شمرد که در بازارِِ سیاهِِ این سیاه نمائیها با آتش افروزی بدنبال نانِ خود هستند و سیاست ورزی را از نوعِ مذموم آن که سکه رایج زمانه ماست به عرصه تفکر نیز تسری داده اند.
در انتها هم سخنانی مشفقانه دارم خطاب به دکتر سروش.
الف) ارزیابی آراء دکتر شریعتی:
۱ – اگر از سخنانی که بواسطه نارضایتیها …












