
محمد اشجاری در سایت وقایع استان (اراک) نوشت: «آمار گاهی از هر تصویری تکاندهندهتر است. تنها در پنج ماه نخست سال جاری، کنارگذر شمالی اراک شاهد ۵۹ فقره تصادف منجر به جراحت، ۱۳۵ مصدوم و ۱۲ فوتی بوده است؛ آماری که در میان قربانیان آن، نوزادی پنجماهه نیز دیده میشود. این اعداد دیگر صرفاً دادههای آماری نیستند؛ بلکه نشانهای از یک بحران در ایمنی عمومی و حکمرانی زیرساختی هستند.
امیل دورکیم، بنیانگذار جامعهشناسی نوین، معتقد بود هنگامی که یک پدیده با نظمی تکرارشونده در جامعه رخ میدهد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً به خطاهای فردی نسبت داد؛ بلکه باید علل آن را در ساختارهای اجتماعی، نهادی و محیطی جستوجو کرد. از این منظر، تکرار تصادفات مرگبار در یک محور مشخص، نشانهای از وجود مسئلهای فراتر از رفتار رانندگان و نیازمند بررسی علمی زیرساختها و نظام مدیریت ایمنی است.
بنابراین اگر در یک محور مشخص، طی چند ماه دهها تصادف با دهها مصدوم و کشته رخ میدهد، باید از نگاه فردمحور فاصله گرفت و به عوامل ساختاری اندیشید.
از سوی دیگر، اولریش بک در نظریه «جامعه مخاطره» هشدار میدهد که بخش مهمی از خطرات جهان امروز، محصول شیوه برنامهریزی، طراحی و مدیریت انسانهاست. در چنین شرایطی، تصادفهای مکرر در یک محور را نمیتوان تنها به بیاحتیاطی رانندگان تقلیل داد. زیرساخت و جاده سازی های استاندارد، کیفیت طراحی مسیر، روشنایی، علائم، مدیریت سرعت، امدادرسانی، نظارت و حتی سیاستگذاری حملونقل و… همگی در شکلگیری این مخاطره نقش دارند.
آنچه این آمار را نگرانکنندهتر میکند، تمرکز تصادفات در محدوده گاوخانه تا پل مرزیجران است. در مهندسی ترافیک، چنین نقاطی «نقاط پرحادثه» یا Black Spot نامیده میشوند؛ مکانهایی که وقوع مکرر تصادف، بیانگر وجود یک نقص ساختاری یا مدیریتی است.
در چنین شرایطی، انتظار افکار عمومی صرفاً ارائه آمار نیست؛ بلکه اقدام سریع، تحقیق و بررسی علل و عوامل با نگاهی کارشناسی و اصلاح زیرساخت و رفع مشکلات موجود در ساعتی یک زمان ممکن است.چراکه صحبت از جان ده ها انسان است که با نادانی ما مدیران قربانی شده اند متاسفانه تجربه کشورهای موفق نیز همین واقعیت را تأیید میکند.
رویکرد «سامانه ایمن» (Safe System Approach) که امروزه مبنای سیاستگذاری ایمنی جادهای در بسیاری …













