
دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «مواجههی جامعهشناختی با “اضطراب ایرانی”!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
نگارنده در این جستار ترکیب “اضطراب ایرانی” را برای نخستین بار به کار بردهاست؛ لذا در مقام مقدمه لازم مینماید قدری در خصوص این ترکیب جهت ایضاح بیشتر روشنگری شود و در ادامه به مولفههای آن اشاره گردد.
«اضطراب ایرانی» ناظر به اضطراب ایرانی در اینجا و اکنون تاریخ است فلذا قرار نیست به نحو مبسوط به ریشههای تاریخی آن پرداخته شود این ترکیب بیسازمانی و پریشانی و بیخانمانی ذهن و زبان ایرانیان در این برهه از تاریخ را در ساحت زندگی فردی و اجتماعی نمایندگی میکند. در ادامه این جستار به برخی وجوه این مفهوم و نحوهی مواجههی جامعهشناختی با آن خواهیم پرداخت.
نسبت اضطراب ایرانی و زمانهی نیهیلیسم
ایرانیان پس از مواجهه با مدرنیته سامان زیست سنتی خویش را از دست دادهاند و سامان نوین خویش را در جهان مدرن بازنیافتهاند فلذا به لحاظ مادی و معنوی دچار آشوب و بیسازمانی شدهاند و حال با سیطرهی نیهیلیسم حاکم بر دوران دچار وضعیت آنومیک و بیهنجاری در ساحت جامعهشناختی و دچار بیمعنایی در ساحت هستیشناختی شدهاند و علیرغم از دست دادن لنگرگاه وجودی خویش دچار پروبلماتیک معیار تشخیص خوب و بد در نظام معنایی خویش گشتهاند. و در یک کلام ایرانیان در زیستجهان خویش هنوز نظام هستیشناختی متناسب با مقتضیات عالمیت جدید را سامان ندادهاند.
نسبت اضطراب ایرانی و مسئله معیشت و فقر
به جهت همین بیسازمانی در جهان جدید و در برزخ توسعهنیافتگی تاریخی ایرانیان علیرغم انقلابات رخداده از نیل به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی مطلوب و کارآمد بازماندهاند و امروز تحت فرسایش تابآوری اجتماعی بر اثر جنگ و تعلیق و نیز در سایه تحریمهای کمرشکن نظام سلطه جهانی دهکهای پایین و اقشار ضعیف در وضعیت بسیار اسفناکی در تأمین حداقلهای معیشتی خویش قرار دارند. این درحالیست که آرمان عدالت اجتماعی در طول این چند دهه به هیج وجه به نحو قابل دفاعی تحقق پیدا نکرده است.
نسبت اضطراب ایرانی و بحرانهای زیست محیطی و اقلیمی
وجود انواع بحرانها و ناترازیها در حوزهی انرژی و تخریبهای زیست محیطی رخداده و به هم خوردن مناسبات …












