قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

بیشترین علل مرگ زنان در ایران

پژوهشی از مرکز مطالعات شهرداری تهران، روند مرگ‌ومیر زنان در ایران و تهران طی چهار دهه را بررسی کرده و از تغییر الگوی علل مرگ و افزایش نقش بیماری‌های غیرواگیر...
 بیشترین علل مرگ زنان در ایران

به گزارش تابناک به نقل از مرکز مطالعات شهرداری تهران، مرگ‌ومیر زنان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی وضعیت سلامت هر جامعه به شمار می‌رود؛ شاخصی که نه‌تنها کیفیت نظام سلامت، بلکه شرایط اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی را نیز بازتاب می‌دهد. پژوهش بررسی وضعیت مرگ زنان و علل آن در تهران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰ که از سوی مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران منتشر شده، تصویری از تغییرات این شاخص طی چهار دهه گذشته ارائه می‌دهد. این مطالعه با مقایسه وضعیت تهران و کل کشور، روندهای مرگ‌ومیر زنان، تفاوت‌های سنی و تغییر الگوی مرگ را بررسی کرده است.

یکی از نخستین یافته‌های پژوهش به روند رشد جمعیت زنان اختصاص دارد. داده‌های گزارش نشان می‌دهد طی دهه‌های گذشته جمعیت زنان هم در ایران و هم در تهران افزایش یافته است. بر اساس آخرین برآوردهای ارائه‌شده در گزارش، جمعیت زنان ایران در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۴۱ میلیون نفر و جمعیت زنان استان تهران به بیش از هفت میلیون نفر رسیده است. بررسی ترکیب سنی نیز نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از زنان در گروه‌های سنی میانسال و سالمند قرار دارند؛ موضوعی که می‌تواند در آینده بر الگوی بیماری‌ها و مرگ‌ومیر اثرگذار باشد.

اما مهم‌ترین بخش گزارش به روند مرگ زنان در فاصله سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۰ اختصاص دارد. آمارها نشان می‌دهد در ابتدای این دوره، یعنی سال ۱۳۵۹، تعداد مرگ زنان در کشور ۱۳۹ هزار و ۷۹۸ نفر و در تهران ۱۰ هزار و ۲۴۶ نفر بوده است. این تعداد در پایان دوره مورد بررسی به ۲۲۵ هزار و ۳۷۴ نفر در کشور و ۳۵ هزار و ۹۰ نفر در تهران رسیده است. با وجود افزایش تعداد مطلق مرگ‌ها که تا حد زیادی با رشد جمعیت ارتباط دارد، بررسی «میزان مرگ» در هر صد هزار نفر تصویر متفاوتی ارائه می‌کند.

مطالعه نشان می‌دهد میزان مرگ زنان در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ روندی کاهشی داشته است. این کاهش در دهه ۱۳۸۰ نیز تا حد زیادی ادامه یافت و نرخ مرگ‌ومیر در سطحی نسبتاً ثابت قرار گرفت. با این حال، از دهه ۱۳۹۰ مسیر تغییر کرد و میزان مرگ زنان دوباره روندی افزایشی به خود گرفت. این افزایش در سال‌های پایانی دوره بررسی، به‌ویژه از سال ۱۳۹۸ به بعد، شدت بیشتری پیدا کرد؛ موضوعی که گزارش آن را به افزایش مرگ‌ومیر ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ نسبت می‌دهد.

اعداد جدول روند مرگ نیز این تغییر را به‌خوبی نشان می‌دهد. میزان مرگ زنان در ایران از ۷۱۵ نفر در هر صد هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۶۰ به ۳۴۳ نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش یافت، اما پس از آن دوباره روند صعودی آغاز شد و این شاخص در سال ۱۴۰۰ به ۵۳۷ نفر رسید. در تهران نیز میزان مرگ از ۳۸۰ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به حدود ۲۶۰ تا ۲۹۰ نفر در میانه دهه ۱۳۸۰ کاهش یافت، اما در سال ۱۴۰۰ به ۴۹۳ نفر افزایش پیدا کرد.

یکی از نکات قابل توجه گزارش، تفاوت همیشگی میان تهران و کل کشور است. در تمام سال‌های مورد بررسی، میزان مرگ زنان در تهران کمتر از میانگین کشور بوده است. این تفاوت در برخی دوره‌ها چشمگیرتر بوده و در برخی سال‌ها کاهش یافته، اما هیچ‌گاه از بین نرفته است. پژوهش بدون ارائه تفسیر فراتر از داده‌ها، این تفاوت را به‌عنوان یکی از الگوهای ثابت چهار دهه گذشته معرفی می‌کند.

بررسی مرگ‌ومیر در گروه‌های سنی مختلف نیز نشان می‌دهد روند کاهش مرگ در همه گروه‌های سنی یکسان نبوده است. در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۸، میزان مرگ در اغلب گروه‌های سنی کاهش یافته، اما در گروه سنی ۷۰ سال و بالاتر این روند تقریباً ثابت باقی مانده است. همچنین در تمامی گروه‌های سنی، میزان مرگ زنان در تهران کمتر از کشور گزارش شده است. بیشترین اختلاف میان تهران و ایران در کودکان زیر پنج سال مشاهده می‌شود؛ به‌ویژه در دهه ۱۳۶۰ که میزان مرگ دختران زیر پنج سال در تهران فاصله قابل توجهی با میانگین کشور داشته است.

بر اساس داده‌های جدول مربوط به گروه‌های سنی، میزان مرگ دختران زیر پنج سال در ایران از ۲۲۴۹ مورد در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۸۵ مورد در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. این روند در تهران نیز از ۹۷۰ مورد به ۴۵ مورد رسیده است. کاهش مشابهی در گروه‌های سنی پنج تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۴۹ سال نیز مشاهده می‌شود؛ موضوعی که نشان‌دهنده افت محسوس مرگ‌ومیر در سنین پایین‌تر طی چهار دهه گذشته است. در مقابل، در گروه‌های سنی ۵۰ تا ۶۹ سال و به‌ویژه ۷۰ سال و بالاتر، میزان مرگ همچنان بسیار بالاتر از سایر گروه‌های سنی باقی مانده است و سالمندان بیشترین سهم مرگ‌ومیر زنان را به خود اختصاص داده‌اند.

پژوهش همچنین نشان می‌دهد افزایش مرگ‌ومیر ناشی از همه‌گیری کرونا در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ تقریباً همه گروه‌های سنی را تحت تأثیر قرار داده است، اما این افزایش در گروه سنی زیر ۱۵ سال مشاهده نمی‌شود. این موضوع یکی از تفاوت‌های مهم الگوی مرگ در دوران همه‌گیری نسبت به سایر گروه‌های سنی محسوب می‌شود.

تغییر الگوی مرگ زنان؛ غلبه بیماری‌های غیرواگیر و سهم پررنگ بیماری‌های قلبی

بررسی علل مرگ زنان نشان می‌دهد که طی چهار دهه گذشته، الگوی مرگ‌ومیر در ایران و تهران دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. گزارش، علت‌های مرگ را در سه گروه اصلی شامل بیماری‌های عفونی، انگلی، مادری، اطفال و تغذیه، بیماری‌های غیرواگیر و سوانح و حوادث طبقه‌بندی کرده است. مقایسه این سه گروه در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰ نشان می‌دهد سهم هر یک از آن‌ها در مرگ زنان به مرور زمان تغییر کرده و بیماری‌های غیرواگیر به مهم‌ترین عامل مرگ تبدیل شده‌اند.

در سال ۱۳۶۰، اگرچه بیماری‌های غیرواگیر بیشترین سهم مرگ زنان را به خود اختصاص داده بودند، اما بیماری‌های عفونی، انگلی، مادری، اطفال و مشکلات تغذیه‌ای نیز سهم قابل توجهی داشتند. داده‌های گزارش نشان می‌دهد میزان مرگ ناشی از این گروه از بیماری‌ها در ایران ۲۹۷.۸ و در تهران ۱۲۷.۲ نفر در هر صد هزار نفر بوده است. این رقم طی چهار دهه به‌طور چشمگیری کاهش یافت و در سال ۱۴۰۰ به ۱۴۲.۱ نفر در ایران و ۱۳۲.۱ نفر در تهران رسید. گزارش تأکید می‌کند که افزایش ثبت‌شده در سال ۱۴۰۰ نسبت به روند سال‌های قبل، ناشی از شیوع بیماری کووید-۱۹ بوده است.

در مقابل، روند مرگ ناشی از بیماری‌های غیرواگیر مسیر متفاوتی را طی کرده است. آمارها نشان می‌دهد این دسته از بیماری‌ها در تمام دوره بررسی مهم‌ترین علت مرگ زنان بوده‌اند. میزان مرگ ناشی از بیماری‌های غیرواگیر در ایران از ۳۲۹.۳ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۳۳۸ نفر در سال ۱۴۰۰ رسیده است. در تهران نیز این شاخص از ۲۳۲.۹ به ۳۱۱.۹ نفر افزایش یافته است. به بیان دیگر، در حالی که بسیاری از علل مرگ کاهش یافته‌اند، سهم بیماری‌های غیرواگیر نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه روندی افزایشی داشته و جایگاه خود را به عنوان اصلی‌ترین عامل مرگ زنان حفظ کرده است. با وجود این افزایش، میزان مرگ ناشی از بیماری‌های غیرواگیر در تهران در تمام سال‌های بررسی کمتر از میانگین کشور بوده است.

گزارش همچنین به وضعیت مرگ ناشی از سوانح و حوادث پرداخته است. بر اساس داده‌ها، میزان مرگ زنان بر اثر حوادث و جراحات در کشور از ۸۷.۷ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۲۰.۴ نفر در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. این روند در تهران نیز از ۱۹.۷ به ۹.۷ نفر رسیده است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد میزان مرگ ناشی از حوادث در تهران در تمام دوره بررسی کمتر از کشور بوده و روند آن نسبتاً ثابت باقی مانده، در حالی که در سطح کشور کاهش قابل توجهی مشاهده می‌شود.

بررسی جزئی‌تر علل مرگ در سال ۱۴۰۰ نیز تصویری روشن از مهم‌ترین عوامل مرگ زنان ارائه می‌دهد. در گروه بیماری‌های عفونی، «سل و عفونت‌های تنفسی» با میزان ۱۳۶ نفر در هر صد هزار نفر در ایران و ۱۲۷.۹ نفر در تهران، مهم‌ترین علت مرگ محسوب می‌شود. سایر عوامل این گروه از جمله بیماری‌های مادری، سوءتغذیه، ایدز و عفونت‌های روده‌ای سهم بسیار کمتری در مرگ زنان داشته‌اند.

در میان بیماری‌های غیرواگیر، بیماری‌های قلبی و عروقی با فاصله زیاد مهم‌ترین عامل مرگ زنان هستند. میزان مرگ ناشی از این بیماری‌ها در سال ۱۴۰۰ در ایران ۱۸۹.۱ نفر در هر صد هزار نفر و در تهران ۱۲۸.۳ نفر گزارش شده است. پس از آن، سرطان‌ها با ۵۷.۸ نفر در ایران و ۷۰.۳ نفر در تهران قرار دارند. همچنین بیماری‌های مرتبط با دیابت و کلیه، بیماری‌های سیستم عصبی، بیماری‌های مزمن تنفسی و بیماری‌های گوارشی دیگر عوامل مهم مرگ زنان در این گروه به شمار می‌روند. نکته قابل توجه آن است که برخلاف الگوی کلی، میزان مرگ ناشی از سرطان و همچنین دیابت و بیماری‌های کلیوی در تهران از میانگین کشور بالاتر گزارش شده است.

در بخش سوانح و حوادث نیز بیشترین میزان مرگ به حوادث حمل‌ونقل و حوادث غیرعمد اختصاص دارد، هرچند ارقام آن‌ها در مقایسه با بیماری‌های غیرواگیر بسیار پایین‌تر است. میزان مرگ ناشی از حوادث حمل‌ونقل در سال ۱۴۰۰ در ایران ۱۰.۲ و در تهران دو نفر در هر صد هزار نفر بوده است. همچنین میزان مرگ ناشی از حوادث غیرعمد به ترتیب ۶.۷ و ۶.۳ نفر گزارش شده و آسیب به خود و خشونت علیه دیگران نیز پایین‌ترین سهم را در میان عوامل این گروه داشته است.

جمع‌بندی گزارش نشان می‌دهد سلامت زنان، علاوه بر آنکه شاخصی برای سنجش توسعه انسانی است، نقشی تعیین‌کننده در سلامت خانواده و جامعه دارد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه طی چهار دهه گذشته مرگ‌ومیر زنان در بسیاری از گروه‌های سنی و بر اثر بیماری‌های عفونی و حوادث کاهش یافته، اما روند افزایشی بیماری‌های غیرواگیر، به‌ویژه بیماری‌های قلبی و عروقی، همچنان مهم‌ترین چالش سلامت زنان محسوب می‌شود. همچنین افزایش میزان مرگ در سال‌های پایانی دوره مطالعه، همزمان با همه‌گیری کووید-۱۹، نشان داد که رخدادهای فراگیر سلامت می‌توانند روندهای چند دهه‌ای را نیز تحت تأثیر قرار دهند.

بر همین اساس، گزارش بر ضرورت تداوم سیاست‌های مبتنی بر داده برای کاهش مرگ‌ومیر زنان، توجه به پیشگیری از بیماری‌های غیرواگیر، کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای در دسترسی به خدمات سلامت و ارتقای کیفیت برنامه‌های بهداشتی تأکید می‌کند؛ رویکردی که به باور پژوهشگران می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی زنان و کاهش مرگ‌ومیر در سال‌های آینده کمک کند.

 



۱ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه / چرا هنوز مجوز رسمی موتورسواری زنان صادر نشده است؟ / آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛ چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است

مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی

مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»

مجبوریم از خطر فرار کنیم

2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند

روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

شب-خارجی-شوخی یا تصادف

ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه

حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به ۳، ۲ و ۱ می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «…الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»

منبع: همشهری


۴ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز

اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود شایع است؛ تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یک‌سوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجه‌اند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزش‌های جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.

این بررسی که با جمع‌آوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.

نتایج نشان می‌دهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بوده‌اند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یک‌سوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج می‌برند.

نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایع‌ترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعه‌کنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعه‌کنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.

محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

این نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به برنامه‌های آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.

انتهای پیام


۴ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه

به گزارش تجارت نیوز، چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است 

مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی

مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»

مجبوریم از خطر فرار کنیم 

2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند

روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

شب-خارجی-شوخی یا تصادف

ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه

حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به 3، 2 و 1 می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «…الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»

منبع: همشهری




 افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود

معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه تجربه دهه ۸۰ و ۹۰ در کشور نشان داد افزایش عرضه مسکن به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله مسکن کشور را حل کند، گفت: نباید سیاست مسکن را صرفاً به مسکن ملکی محدود کنیم. یکی از راه‌حل‌های اصلی برای پاسخگویی به نیاز اقشار کم‌درآمد، راه‌اندازی نظام مسکن استیجاری عمومی و توسعه اجاره‌داری حرفه‌ای است.

 نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام می‌شود
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام می‌شود

رئیس سازمان سنجش گفت: نتایج اولیه کنکور سراسری سال ۱۴۰۵ اواخر شهریورماه اعلام می‌شود و دانشگاه ها هر دو نیمسال را خواهند داشت.

 مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس
۱۴ ساعت قبل / سایت رکنا

مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس

حوادث رکنا: برخورد رخ‌به‌رو یک دستگاه سمند سوخت‌بر با خودروی دنا در آزادراه خلیج فارس در استان هرمزگان، به جان‌باختن 3 نفر و سوختن کامل خودروی سوخت‌بر منجر شد.

 پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود
۱۱ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود

در حالی که گرمای تابستان همچنان در بسیاری از مناطق کشور ادامه دارد، پیش‌بینی‌های هواشناسی از کاهش نسبی دما در روزهای پایانی مردادماه خبر می‌دهد؛ تغییری که به گفته کارشناسان، قرار نیست به‌صورت ناگهانی رخ دهد و به‌تدریج و با عبور سامانه‌های جوی مختلف اتفاق خواهد افتاد.

 ۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

 شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

سرطان پستان سه‌گانه‌منفی از دشوارترین انواع این بیماری برای درمان است و به‌دلیل توان بالای گسترش به اندام‌های دیگر، نیازمند روش‌های دقیق‌تر برای شناسایی بیماران پرخطر و انتخاب درمان مناسب است.