قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

روایت یک «زن صیاد» از جنگ جنوب

از خلیج فارس تا دریای خزر؛ از مونس جنوب تا همدم شمال. حالا هر روز به این ساحل می‌آید و به صدای دریایی گوش می‌دهد که این روز‌ها همدمش شده است؛ شاید کمی از دلت...
 روایت یک «زن صیاد» از جنگ جنوب

ماسه‌های این دریا هنوز برایش غریبه‌اند؛ آن برق و درخشش ساحل نقره‌ای هنگام را ندارند. اگر حالا اینجا، در شمال است، به‌خاطر جنگ است؛ وگرنه باید همین حالا روی قایقش نشسته باشد و قلاب صید روزانه‌اش را به آب انداخته باشد.

به گزارش تابناک به نقل از عصرایران، نامش خدیجه است، اما به زبان محلی «خَجو» صدایش می‌کنند. اهل جنوب است؛ یکی از پانزده زن صیاد جزیره هنگام و از معدود زنان ماهیگیر خلیج فارس.

نخستین بار او را در غرفه‌های جزیره هنگام دیدم. روزها در غرفه کار می‌کرد و نزدیک غروب، همراه مادرش به دل دریا می‌زد تا صید تازه‌ای داشته باشند. اما حالا او را در فریدون‌کنار دیدم؛ در کنار دریایی که هنوز برایش غریبه است.

خودش می‌گوید: «آنجا هر روز همه دور هم بودیم. به قول شما، به دل دریا می‌زدیم و به دریا می‌رفتیم. به بهانه غرفه، هر روز یکدیگر را می‌دیدیم. آن آزادی‌ای را که آنجا داشتیم، به‌نوعی در یک جا بند نمی‌شدیم؛ به بهانه دریا، خانواده، غرفه و جمع‌آوری صدف. ما آنجا بزرگ شدیم، اما در این شرایط، این دریای شمال هم رفیق ما شده است.»

در ماهیگیری مهارت زیادی دارد، اما خودش می‌گوید مادرش از او هم ماهرتر است؛ زنی که عنوان یکی از بهترین ماهیگیران خلیج فارس را هم دارد. روزی که جنگ آغاز شد، خدیجه مثل همیشه در غرفه بود و مادرش در دریا؛ تا این‌که ناگهان صدای انفجار آمد.

خدیجه درباره آن روز می‌گوید: «یک روز کاملاً معمولی در غرفه‌مان مشغول به کار بودیم. در جزیره هنگام ناگهان اعلام شد که تعطیل است و گفتند جنگ آغاز شده است. غرفه مادرم را گرفته بودم و دو سال بود که در آنجا کار می‌کردم. تازه کارم روی روال افتاده بود. مادرم در دریا بود. تماس گرفت و گفت که متوجه این اتفاق شده است. همان لحظه خبرها هم منتشر شد که جنگ آغاز شده است و به او گفتیم هرچه سریع‌تر خودش را به ساحل برساند.»

معمولاً وقتی به دریا می‌روند، ساعت‌های طولانی مشغول ماهیگیری می‌شوند. آن‌قدر در کارشان مهارت دارند که دریا را با نشانه‌های خودشان علامت‌گذاری کرده‌اند. اما آن روز همه مجبور شدند به ساحل برگردند؛ روزی که جزیره از تکاپوی همیشگی‌اش افتاد.

اوایل فقط صداها از دور شنیده می‌شد، اما کم‌کم نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شدند؛ تا جایی که گاهی در و پنجره خانه‌هایشان هم می‌لرزید. بعضی از اهالی جزیره به قشم و بندرعباس رفتند، تا این‌که نخستین حمله به جزیره هنگام انجام شد و چند نفر از جوانان جزیره جانشان را از دست دادند. خجو اما یک روز پیش از این حمله، همراه همسرش که اهل شمال ایران است، راهی سفر شده بود تا خانواده او را ببیند؛ سفری که اگر آغاز نمی‌شد، شاید سرنوشت دیگری برایشان رقم می‌خورد.

خدیجه می‌گوید: «ما در اینجا خانواده‌ای داشتیم و خانواده همسرم نیز اینجا بودند. به شمال رفتیم و به‌محض رسیدن، دقیقاً در محله‌مان بمب اصابت کرد؛ حدود ۲۰ تا ۳۰ متری خانه‌مان.»

او ادامه می‌دهد: «ما در خانه پدرم بز داشتیم و پشت خانه نیز حیوان نگهداری می‌کردیم. پدرم برای مراقبت از آن حیوانات مانده بود و من هر روز برایش غذا می‌بردم. معمولاً پیاده می‌رفتیم و در همان جایی که هر روز کیهان بازی می‌کرد، در اسکله، به قایق‌هایمان سر می‌زدیم. دقیقاً همان‌جا بمب اصابت کرد. مدت‌ها کابوس می‌دیدم که مثلاً بچه‌ام آنجا در حال بازی است و هواپیماها می‌آیند. با اینکه آن صحنه‌ها را ندیده بودیم، اما به نوعی کابوس آن را تجربه می‌کردیم.»

پیش از این سفر، اسکله و رفت‌وآمد قایق‌ها تعطیل شده بود و هیچ‌کس صلاح نمی‌دانست به دریا برود. اما خدیجه، با وجود تعطیلی غرفه‌ها، شب‌ها به غرفه‌اش می‌رفت و آن را باز می‌کرد.

به گفته خدیجه، مردم به نوعی سرگردان و سردرگم شده بودند و همه شغلشان را از دست داده بودند. امکان رفتن به دریا وجود نداشت و غرفه‌ها نیز تعطیل شده بودند. او می‌گوید: «من غرفه‌مان را باز می‌کردم و شیرینی محلی درست می‌کردم. به نوعی غرفه به پاتوق بچه‌های بومی تبدیل شده بود و مردم می‌آمدند و زنان دور هم می‌نشستیم. فکر می‌کنم اگر کیهان را نداشتم، هنگام بودم.»

از خلیج فارس تا دریای خزر؛ از مونس جنوب تا همدم شمال. حالا هر روز به این ساحل می‌آید و به صدای دریایی گوش می‌دهد که این روزها همدمش شده است؛ شاید کمی از دلتنگی‌هایش کم شود. اما او فقط خودش را به شمال نیاورده؛ بخشی از فرهنگ جنوب را هم با خود آورده است.

خدیجه می‌گوید: «روزهای اول کمی شوکه شده بودیم و در عین حال، فضای زندگی‌مان نیز تغییر کرده بود؛ چون تکلیفمان مشخص نبود و نمی‌دانستیم قرار است چه مدت اینجا بمانیم.»

او در ادامه می‌گوید: «یکی از بستگان پیشنهاد داد که در یک سالن آرایشگاه زنانه مشغول به کار شوم و از هنرم در زمینه نقش حنا استفاده کنم. به هر حال، با خواهرم تماس گرفتم و او حنا و ابزار کارم را از قشم برایم فرستاد. مدتی کوتاه در آرایشگاه مشغول به کار شدم تا اینکه طرح سالم‌سازی آغاز شد. با مسئول طرح صحبت کردم و توضیح دادم که چنین کاری انجام می‌دهم. آنها نیز بسیار تشویق کردند. روزهای اول برای نقش حنا مراجعه می‌کردند. سپس دوباره با خواهرم تماس گرفتم و او تعدادی وسایل صدفی و محصولات دریای جنوب برایم فرستاد. همان کارهایی را که در غرفه‌های آنجا انجام می‌دادم، اینجا نیز ادامه دادم. تعدادی صنایع دستی و وسایل بافتنی و صدفی تهیه کردم و گردنبند، دستبند و وسایل مشابه ساختم تا در کنار نقش حنا ارائه کنم.»

تمام مدتی که اینجاست، هرگز لباسی جز لباس جنوبی نپوشیده است. از او پرسیدم مشتری‌های تازه‌اش درباره این لباس چه می‌گویند و خودش با پوشیدن آن چه حسی دارد.

به گفته خودش، احساس یک لژیونر را دارد. او می‌گوید: «اینجا به نوعی با لباس‌های خودم راحت‌ترم و به جنوبی بودنم افتخار می‌کنم. به این لباس‌ها عادت کرده‌ام و دیگر نمی‌توانم از آنها جدا شوم؛ انگار بخشی از حس دلتنگی من هستند. خواهرم نیز هر از چند گاهی مرا غافلگیر می‌کند و برایم لباس می‌فرستد و از این بابت خیلی خوشحال می‌شوم.»

اما خدیجه، صیاد است؛ صیادی که از کودکی روی دریا بزرگ شده است. با این حال، هنوز جرأت نکرده در این دریا ماهیگیری کند. خودش می‌گوید این دریا با دریای جنوب فرق دارد.

او می‌گوید: «این دریا مانند آن دریا نیست و از این نظر ترسناک است. من ۲۷، ۲۸ سال آنجا زندگی کردم و بزرگ شدم و تا به حال نشنیده بودم که مثلاً کسی در آنجا غرق شده باشد. اما تفاوت این دریا این است که هر سه یا چهار روز یک‌بار از اطرافیان می‌شنویم که مثلاً در فلان نقطه فردی غرق شده است.»

به گفته خودش، هنوز آن‌قدر جرأت پیدا نکرده که به دل دریا بزند و وارد آب شود.

پس از بمباران هنگام، بسیاری از اهالی نزدیک به سه ماه به جزیره برنگشتند. اما با رسیدن عید قربان، مادر خدیجه که هر سال در خانه‌اش از مهمان‌ها پذیرایی می‌کرد، دوباره به جزیره بازگشت. پس از آتش‌بس، رفتن به دریا از سر گرفته شد، اما با آغاز دوباره جنگ و شدت گرفتن درگیری‌ها در جنوب ایران، بسیاری از اهالی ناچار شدند بار دیگر به قشم و بندرعباس بروند؛ هرچند این بار عده‌ای در جزیره ماندند.

او می‌گوید: «حدود ۲۰ روز است که دوباره به دریا می‌روند و دیگر چاره‌ای ندارند. حتی امروز هم فکر می‌کنم مادرم در دریا باشد؛ همین حالا که ما در حال صحبت هستیم.»

اهالی جزیره هنگام سال‌ها بود که جنگ را از نزدیک تجربه نکرده بودند. آخرین خاطره‌شان شاید به جنگ نفتکش‌ها برمی‌گشت و در جنگ دوازده‌روزه هم تنها صدای چند انفجار را از قشم شنیده بودند. اما این بار، جنگ را در خانه خودشان لمس کردند.

خدیجه درباره جنگ می‌گوید: «هر صدای انفجاری که می‌آمد، به کیهان می‌گفتیم صدای تولد است؛ نمی‌خواستیم به او بگوییم صدای بمب است. مثلاً می‌گفتیم صدای فلان چیز است. اما به هر حال، اکنون از میان صحبت‌های ما متوجه شده است و می‌گوید آمریکا حمله کرده، اسرائیل حمله کرده، بمب اصابت کرده و چیزهای مختلفی را مطرح می‌کند. این اتفاق تأثیر عجیبی بر روح و روان خودمان و بچه‌ها گذاشت. ستون‌های دود را می‌دیدیم و رد موشک‌ها را مشاهده می‌کردیم. واقعاً نمی‌توان آن را توصیف کرد؛ اتفاق بسیار بدی بود و به نظرم بهترین کلمه برای توصیف آن، «فاجعه» است.»

حالا او هر روز اینجاست؛ دلتنگ خانه. هر روز به دریایی نگاه می‌کند که هنوز برایش آشنا نیست. کودکش را به ساحلی می‌آورد که ماسه‌هایش مثل نقره نمی‌درخشند. دلش برای خانه، برای دریای جنوب و برای صیادی تنگ شده است. خانواده همسرش اصرار دارند بماند؛ حق هم دارند، نگرانش هستند. اما او هر روز به بازگشتن به هنگام فکر می‌کند.

او در پایان می‌گوید: «خانه‌ام، زندگی‌ام و غرفه‌مان آنجاست. قایق‌هایمان نیز آنجا مانده‌اند و راستش را بخواهید، نمی‌دانم اکنون تا چه اندازه سالم هستند. یکی از بمب‌هایی که آنجا اصابت کرد، در میان اسکله و قایق‌های بومی‌ها فرود آمد. فکر می‌کنم نزدیک به ۲۰ قایق آسیب دیدند و مطمئنم که ۱۰ تا ۱۵ قایق از بین رفتند. حتی قایق پدر و برادرم نیز ترکش خورد. قایق‌های ما همه همان‌جا، کنار دریا هستند. نمی‌دانیم وقتی به آنجا برگردیم، با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد، اما امیدواریم بتوانیم بازگردیم و دوباره کارمان را آغاز کنیم.»

 



۳۲ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

کد خبر: 787421 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۲۱:۴۴:۱۵ اعتمادآنلاین |

یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های عمرانی استان البرز که سال‌ها برای احداث آن زمان و سرمایه صرف شده بود، پیش از آنکه به بهره‌برداری برسد، در جریان حملات فروردین‌ماه هدف قرار گرفت. 

به گزارش فارس، اکنون پس از گذشت چند ماه، بررسی‌های فنی برای تعیین نحوه تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی پل B1 کرج آغاز شده است؛ پروژه‌ای که برآورد اولیه، هزینه بازگرداندن آن به مدار بهره‌برداری را تا ۳ هزار میلیارد تومان نشان می‌دهد.

هوشنگ بازوند، معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور، اعلام کرد که یک هیئت فنی متشکل از حدود ۱۵ مشاور و متخصص برجسته سازه و پل‌سازی، مسئول بررسی ابعاد خسارت و انتخاب روش بازسازی این پل شده‌اند.

بر اساس بررسی‌های اولیه، بخش‌های آسیب‌دیده پل به سادگی قابل ترمیم نیستند. بازوند می‌گوید برای تضمین ایمنی و پایداری سازه، محدوده‌ای به شعاع ۲۰ متر از هر طرف نقاط اصابت باید تخریب و پاکسازی شود تا زمینه لازم برای اجرای سازه جدید فراهم شود.

اما هنوز نحوه انتخاب پیمانکار نهایی نشده است. مدیرعامل شرکت ساخت اعلام کرده که پس از ارائه نظر نهایی هیأت کارشناسی، درباره واگذاری پروژه تصمیم‌گیری خواهد شد. 

اگر شرایط فنی و ضرورت بازگشایی سریع مسیر ایجاب کند، امکان واگذاری پروژه به یک سازنده توانمند از طریق ترک تشریفات و با دریافت مجوزهای قانونی وجود دارد؛ در غیر این صورت، پیمانکار از طریق مناقصه انتخاب خواهد شد.

برآورد اولیه وزارت راه و شهرسازی نشان می‌دهد عملیات تخریب بخش‌های آسیب‌دیده و بازسازی این پل به اعتباری بین ۲۵۰۰ تا ۳ هزار میلیارد تومان نیاز دارد.

پل B1 کرج بر روی رودخانه بیلقان و در امتداد آزادراه شهید سلیمانی احداث شده و حدود یک کیلومتر طول و ۱۳۶ متر ارتفاع دارد. عملیات ساخت این پروژه از سال ۱۳۹۵ آغاز شد و پل در آستانه تکمیل و افتتاح قرار داشت. اخبار مرتبط برکناری بی‌سابقه دو مقام ارشد موساد؛ شکست عملیات اسرائیل علیه ایران ایران قربانی تجاوز و حملات نظامی است/ برخی کشورهای همسایه در حمله آمریکا به ایران نقش تسهیل‌کننده د…


۱ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

جنگل‌های کوهمره سرخی شیراز آتش گرفتند | انصاف نیوز

آتش‌سوزی گسترده از ظهر امروز (جمعه) در جنگل‌ها و ارتفاعات دهستان کوهمره سرخی شیراز آغاز شد و نیروهای امدادی با تلاش در چند نقطه، در حال مهار آن هستند؛ خوشبختانه وضعیت حریق تحت کنترل گزارش شده است.

به گزارش ایرنا، منابع طبیعی ارتفاعات دهستان کوهمره سرخی شیراز از ظهر امروز دچار آتش‌سوزی شده است.

این منطقه که در ۴۵ کیلومتری جنوب شرق شیراز واقع شده، از مناطق جنگلی و گردشگری طبیعی مرکز استان فارس به شمار می‌رود و هر ساله با خطر آتش‌سوزی در فصول گرم مواجه است.

اعزام فوری نیروهای منابع طبیعی

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس روز جمعه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، اعلام کرد: نزدیک به ۲ ساعت است که این آتش‌سوزی در ارتفاعات روستای مسقان کوهمره سرخی شیراز آغاز شده است.

شهرام منتصری افزود: نیروهای منابع طبیعی شیراز فورا به محل حریق اعزام شدند و سپس نیروهای شهرستان کوار نیز به آنها افزوده شدند تا عملیات اطفا با سرعت بیشتری دنبال شود.

عملیات مهار در چند نقطه

وی ادامه داد: نیروهای اعزامی در چند نقطه در حال اطفای حریق هستند و تلاش می‌کنند از گسترش آتش به دیگر بخش‌های جنگلی جلوگیری کنند.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس تاکید کرد: اگر چه آتش‌سوزی هنوز به طور کامل خاموش نشده، اما وضعیت تحت کنترل است و امیدواری برای مهار کامل در ساعات آینده وجود دارد.

دهستان کوهمره سرخی با دارا بودن پوشش گیاهی انبوه و چشم‌اندازهای بکر، یکی از مقاصد گردشگری طبیعت‌دوستان در مرکز فارس محسوب می‌شود.

وقوع چنین آتش‌سوزی‌هایی در فصل تابستان، ضرورت آمادگی بیشتر و فرهنگ‌سازی برای پیشگیری از خطرات طبیعی را بیش از پیش یادآور می‌شود.

انتهای پیام


۲ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

روایت‌ها و ادعاهای یک کاسب که پس از برگزاری یک ایونت بازداشت شد | انصاف نیوز

یکی از کسبه‌ی خیابان‌های شلوغ تهران که مغازه‌اش در جریان برخوردهای پس از جنگ پلمب شده بود در این گفت‌وگو داستان بازداشتش در پی برگزاری یک ایونت را برای انصاف نیوز تعریف کرده است.

او با وثیقه‌ی ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است. ماموران دادسرای امنیت اخلاقی به او گفته‌اند که ممکن است بین ۲ تا ۶ سال حبس یا جزای نقدی در انتظار او باشد.

این مغازه‌دار مدعی شد که تعدادی مغازه در تهران هستند که همه می‌دانند که الکل سرو می‌کنند اما احتمالا به دلیل صاحبان یا مشتری‌های خاصشان هیچ برخوردی با آن‌ها نمی‌شود.

او داستانش را اینطور شروع کرد: اوایل خردادماه، بعد از دو، سه ماه تعطیلی و دقیقا روز امضای تفاهم‌نامه ایونتی برگزار کردیم تا دوباره مشتری‌هایمان برگردند. من با شخصی قرارداد بستم که کارش برگزاری ایونت است. از جزئیات هم خبر نداشتم فقط قرار بود یک دی‌جی بیاید. خیلی شلوغ شد طوریکه نهایتا من خودم ساعت ۹:۳۰ مراسم را جمع کردم.

بعد از اینکه کلا ایونت تمام شد کلانتری آمد و گفت که «چه خبر است؟» نهایتا گفتند «مدرک شناسایی بده و فردا بیا کلانتری». نیم ساعت بعد اماکن به مغازه‌ی ما آمد. ده، پانزده نفره آمده بودند. دنبال الکل بودند. ما هم که چیزی نداشتیم. رفتند اما هشت صبح فهمیدم آمده بودند و پلمب کرده بودند.

چند روزی من دنبال برگه پلمب بودم. برگه‌ی پلمب را به من نمی‌دادند و می‌گفتند برو یک ماه دیگر بیا. بالاخره به هر شکلی بود یک نفر را راضی کردیم توانستیم برگه را بگیریم. بعد دیگر مراحل اداری بود. بعد از ده روز فک پلمب شدیم.

در همین گیر و دار بود که برای من پیامک آمد که در دادسرای امنیت اخلاقی برای من پرونده تشکیل شده و اگر نیازی باشد احضاریه برای من می ‌فرستند.

یک ماه گذشته بود و من اصلا تهران نبودم که ظهر باز آمدند مغازه‌ی ما را زیر و رو کردند. بچه‌های ما را به دیوار چسبانده بودند و جیب‌هایشان را گشته بودند. تمام سوراخ سنبه‌های مغازه را ریخته بودند بیرون و هیچ چیزی پیدا نکرده بودند.

بعد به من زنگ زدند و گفتند ظرف ۴۸ ساعت مدارک صنفی را بفرست و در اینستاگرام هم هرچه پست داری پاک کن. من همان جا هم گفتم که اصلا پست این چنینی نداریم. مدارک را که فرستادم دیگر جواب تلفن من را نداد. اداره اماکن که رفتم هم تقریبا همین حرف را به من زدند و گفتند که پست‌ها و هایلایت‌ها را پاک کنم.

بعد برای من احضاریه آمد. گفته بودند پنج روز فرصت دارم که به دادسرا بروم. آنجا هم تفهیم اتهام کردند. حجم زیادی اسکرین شات و پرونده قطوری جلوی من گذاشتند. تصاویری که اصلا برای صفحه اینستاگرام من نبود. کسانی که به آن ایونت آمده بودند آن عکس‌ها را در صفحات خودشان منتشر کرده بودند.

گفتند اتهامت انتشار محتوای خلاف امنیت و عفت عمومی است، بازداشت هستی و باید وثیقه بگذاری. گفتم آن مبلغ را ندارم. دستبند زدند و مرا به بازداشتگاه بردند. بحث هم شد چون گفتم اصلا این رفتار شما غیرقانونی‌ست. مقدار وثیقه را پایین‌تر آوردند که به شکلی جور کردم. ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه گذاشتم.

صاحب مغازه از افراد دیگری که در بازداشتگاه دیده بود نیز گفت: مغازه‌دارهایی مثل من زیاد بودند. ۵، ۶ نفر بودند که دقیقا مشکل من را داشتند. یکی‌شان می‌گفت بخاطر اینکه یکی از مشتری‌هایش در کیفش عرق بوده مغازه‌اش را پلمب کرده‌اند. یک نفر دیگر را به این خاطر گرفته بودند که روی کاغذی مقابل مغازه‌اش خطاب به مسئولان نظام فحش نوشته بودند. به همین دلیل ممکن است پروانه‌ی کسب آن شخص را باطل کنند یعنی آن فرد دیگر نمی‌تواند در حوزه کاسبی کند.

کاسبی که حاضر به گفتگو با انصاف نیوز شده بود در مورد بالا گرفتن این قسم برخوردها در ماه‌های اخیر گفت: قبلا هم پلمب می‌کردند اما نه به این شکل.

من قبل از جنگ ۱۲ روزه هم هفت، هشت روزی بخاطر حجاب پلمب شده بودم اما برخوردشان این شکلی نبود. چند نفر آمده بودند که دوربین جلوی لباسشان بود. فیلم گرفتند و رفتند. بعد به اداره اماکن رفتیم. آنجا هم پرونده درست کرده بودند اما برخوردشان خوب بود. بعد ده روز هم فک پلمب شدیم. یا اخطار می‌دادند یا می‌خواستند که چیزی روی شیشه مغازه بزنیم یا تاکید می‌کردند که کارکنان باید باحجاب باشند ولی به مشتری کاری نداشتند.

این سری هم می‌گفتند به مشتری کاری ندارند ولی می‌گفتند «تو الکل سرو کردی». گفتم آقا مگر سند و مدرکی دارید؟! می‌گفتند از عکس‌ها مشخص است. عکس مگر بوی الکل می‌دهد؟! بعد اصلا آن ایونت اسپانسر نوشیدنی داشت. گفتم اگر گیر هم باشد متوجه اسپانسر نوشیدنی‌ست نه من. فضای مغازه هم طوری نیست که جایی برای رقصیدن یا کار دیگری باشد.

این کاسب توضیح داد که صندلی‌های خارج از این مغازه هم با هماهنگی مدیریت این مجموعه چیده شده‌اند. او در این مورد و در موضوع خیابان سنایی اضافه کرد: قبلا اینقدر مسئله نداشتیم. حتی در شکل خیابان سنایی هم مشکلی نداشتند. اگر مجوز نداشتند می‌آمدند تذکری می‌دادند و به شکل‌هایی حل می‌شد و برای یک ماه می‌رفتند و کاری نداشتند. اما الآن هرجا پاتوق شده باشد دنبال اینند که آنجا را ببندند.

در دادسرای امنیت اخلاقی به مصاحبه‌شونده‌ی انصاف نیوز گفته‌اند که احتمالا جزای نقدی یا بین ۲ تا ۶ سال حبس در انتظار اوست.

این صاحب مغازه از سلیقه‌ای بودن این برخوردها نیز گلایه داشت و می‌گفت که با تعداد خاصی از کافه‌های مشهور که همه می‌دانند سرو مشروبات الکلی و مسائل دیگری دارند هیچ برخوردی نمی‌شود: همه می‌دانند که در کافه … در … مشروبات الکلی سرو می‌شود. تکیلا میدهند. عملا عین کلاب است اما هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. ادعای او این بود که صاحبان این رستوران‌ها و کافه‌ها و مشتریانشان افراد خاصی هستند و هزینه‌های زیادی برای این برخورد نکردن می‌کنند.

انتهای پیام




 سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص
۳۱ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

پل B1 کرج که در آستانه افتتاح قرار داشت، در جریان حمله فروردین‌ماه دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسیب جدی دید. اکنون یک هیئت ۱۵ نفره از متخصصان سازه و پل‌سازی مأمور تعیین سرنوشت بازسازی این پروژه شده‌اند.

 قنات؛ اختراعی تمدن‌ساز در دل کویر/ چرا قنات ایرانی یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای مهندسی جهان شناخته می‌شود؟
۱۴ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

قنات؛ اختراعی تمدن‌ساز در دل کویر/ چرا قنات ایرانی یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای مهندسی جهان شناخته می‌شود؟

بیشتر پژوهشگران منشأ «قنات» را ایران می‌دانند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد این فناوری دست‌کم از دوره هخامنشیان رواج داشته و همراه با گسترش قلمرو ایران به سرزمین‌های دیگر نیز منتقل شده است.

 ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد
۶ ساعت قبل / سایت رکنا

ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد

رکنا:جانشین پلیس راه راهور فراجا از ممنوعیت تردد در مسیر جنوب به شمال محور چالوس و آزادراه تهران–شمال تا اطلاع بعدی و ترافیک سنگین در برخی محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران خبر داد.

 پایان قرارداد جنجالی 45 ساله اجاره بندرترکمن
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

پایان قرارداد جنجالی 45 ساله اجاره بندرترکمن

باورود دستگاه قضایی وبازگشت15هکتار اراضی ساحلی،زمینه ایجاد سالانه 100میلیارد تومان درآمد دربندرترکمن فراهم شد.

 پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود
۸ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود

در حالی که گرمای تابستان همچنان در بسیاری از مناطق کشور ادامه دارد، پیش‌بینی‌های هواشناسی از کاهش نسبی دما در روزهای پایانی مردادماه خبر می‌دهد؛ تغییری که به گفته کارشناسان، قرار نیست به‌صورت ناگهانی رخ دهد و به‌تدریج و با عبور سامانه‌های جوی مختلف اتفاق خواهد افتاد.

 گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی / ساختار فعلی بیمه پاسخگوی بازار کار نیست
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی / ساختار فعلی بیمه پاسخگوی بازار کار نیست

دبیر هیات امنای سازمان تأمین اجتماعی و صندوق‌های تابعه با اشاره به تغییرات گسترده در بازار کار و گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی (فریلنسر)، گفت: ساختار فعلی نظام بیمه‌های اجتماعی کشور پاسخگوی واقعیت‌های جدید بازار کار نیست و لازم است الگوهای پوشش بیمه‌ای متناسب با این تحولات بازطراحی شود.