
به گزارش تابناک، مرشایمر در ایران گاهی با عنوانهایی مانند «استاد برجسته آمریکایی»، «نظریهپرداز واقعگرا» یا حتی «تحلیلگری که سیاست آمریکا را افشا میکند» معرفی میشود. در مقابل، منتقدانش او را متهم میکنند که جهان را بیش از اندازه از دریچه «قدرت» میبیند، نقش ایدئولوژی، هویت، سیاست داخلی و اراده ملتها را دستکم میگیرد و در مورد روسیه و اوکراین، بیش از آنکه یک ناظر بیطرف باشد، به چارچوب نظری خودش وفادار مانده است. اما واقعیت کجاست؟ پاسخ، برخلاف بسیاری از روایتهای رسانهای، نه «مرشایمر همیشه درست میگوید» است و نه «او تحلیلگری بیاعتبار و اشتباهگوست». مرشایمر یک نظریهپرداز مهم روابط بینالملل است که برخی هشدارهایش بسیار جدی و قابل تأمل از آب درآمدهاند؛ اما در کنار آنها، شماری از پیشبینیها و ارزیابیهایش نیز با تحولات بعدی سازگار نبودهاند. همین ترکیب است که مطالعه او را جالب میکند. مرشایمر کیست؟ جان جوزف مرشایمر از چهرههای شناختهشده مکتب «واقعگرایی» در روابط بینالملل است. او از سال ۱۹۸۲ در دانشگاه شیکاگو تدریس کرده و اکنون استاد برجسته علوم سیاسی این دانشگاه است. مرشایمر در سال ۱۹۷۰ از آکادمی نظامی وستپوینت فارغالتحصیل شد و پنج سال بهعنوان افسر نیروی هوایی آمریکا خدمت کرد. سپس وارد تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی در دانشگاه کرنل شد و در سال ۱۹۸۰ دکترای خود را دریافت کرد. پیش از پیوستن به دانشگاه شیکاگو نیز در مؤسسه بروکینگز و دانشگاه هاروارد فعالیت پژوهشی داشت. یکی از مهمترین آثار او کتاب «تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ» است که نخستینبار در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این کتاب به یکی از آثار مهم ادبیات نظری روابط بینالملل تبدیل شد و توضیح میدهد که چرا قدرتهای بزرگ، حتی زمانی که ظاهراً قصد جنگ ندارند، در یک نظام بینالمللی بدون دولت مرکزی قدرتمند، دائماً برای افزایش قدرت و تأمین امنیت خود رقابت میکنند. دانشگاه شیکاگو نیز این کتاب را یکی از آثار مهم مرشایمر در نظریه روابط بینالملل معرفی میکند. مرشایمر در میان واقعگرایان، بهطور مشخص با نظریهای شناخته میشود که «واقعگرایی تهاجمی» نام دارد. در سادهترین بیان، از نگاه او دولتها در نظام بینالملل نمیتوانند مطمئن باشند که دیگران در آینده تهدیدشان نخواهند کرد؛ بنابراین قدرت بیشتری میخواهند تا …












