قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

جزئیات مرگ غم انگیز دختر کوچولو در پارک

بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد پایه روشنایی بوستان توسط افراد غیرمجاز دستکاری شده و همزمان با آبیاری فضای سبز، محدوده اطراف برقدار شده است؛ دادستان از تشکیل پرو...
 جزئیات مرگ غم انگیز دختر کوچولو در پارک

به گزارش خبرنگار تابناک از استان تهران، «دلسا نجفی»، دختر ۷ ساله، شامگاه پنجشنبه «۱۱ مرداد ۱۴۰۵» هنگام بازی در بوستان شهید مطلبی واقع در شهرک جانبازان فاز ۲ رنجبران اسلام‌شهر بر اثر برق‌گرفتگی جان باخت. بر اساس اظهارات شاهدان، این کودک هنگام بازی دچار برق‌گرفتگی شد و هم‌زمان عملیات آبیاری فضای سبز نیز در حال انجام بود.

جزئیات تازه از ابعاد خانوادگی این حادثه نشان می‌دهد که پدر دلسا هنگام وقوع حادثه در مأموریت کاری در بندرعباس حضور داشته و مادر وی که باردار است، در منزل مادربزرگ به سر می‌برده است. پدربزرگ دلسا که برای نجات نوه خود اقدام کرده بود نیز دچار برق‌گرفتگی شد، اما خوشبختانه آسیب جدی ندید.

«بهمن خدابنده‌لو» رئیس سازمان سیما، منظر و فضا‌های سبز شهری شهرداری اسلام‌شهر، با تأیید این خبر گفت: بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد یکی از پایه‌های روشنایی این بوستان دچار دستکاری شده است.

وی افزود: متأسفانه در برخی بوستان‌ها، دست‌فروشان یا افراد معتاد برای استفاده غیرمجاز از برق، اقدام به باز کردن پایه‌های روشنایی و دستکاری اتصالات می‌کنند که این موضوع بار‌ها برای شهرداری مشکل ایجاد کرده است.

خدابنده‌لو با اشاره به اینکه یکی از سناریو‌های اصلی در دست بررسی، انتقال جریان برق به زمین همزمان با آبیاری فضای سبز است، تأکید کرد: در حادثه اخیر نیز یکی از احتمالات جدی، دستکاری اتصالات برق و نفوذ جریان الکتریسیته به زمین همزمان با آبیاری فضای سبز است که موجب برقدار شدن محدوده اطراف پایه شده است.

رئیس سازمان فضای سبز شهرداری اسلام‌شهر با اشاره به اینکه نگهداری تأسیسات روشنایی به پیمانکار تخصصی واگذار شده و بازدید‌های مستمر از پارک‌ها انجام می‌شود، تصریح کرد: با این حال، بررسی علت دقیق حادثه به کارشناسان مربوطه و مراجع ذی‌صلاح سپرده شده و تا اعلام نظر نهایی، نمی‌توان درباره علت قطعی اظهارنظر کرد.

«سعید دوستی‌نژاد» دادستان عمومی و انقلاب شهرستان اسلام‌شهر، از تشکیل پرونده قضایی و آغاز بررسی‌های تخصصی برای تعیین علت حادثه و شناسایی مقصران خبر داد و تأکید کرد در صورت احراز هرگونه قصور یا تخلف، با عوامل مسئول برخورد قانونی خواهد شد.

خدابنده‌لو همچنین از ایمن‌سازی بیش از ۸۰ درصد بوستان‌های اسلام‌شهر خبر داد و افزود: روند اصلاح شبکه برق بوستان‌های قدیمی همچنان ادامه دارد و برای تکمیل ایمن‌سازی سایر بوستان‌ها، تأمین اعتبارات بیشتری مورد نیاز است.

وی ضمن ابراز همدردی با خانواده دلسا، این حادثه را برای مجموعه شهرداری بسیار تلخ توصیف کرد و گفت: از دست رفتن جان یک کودک برای همه ما دردناک است و اگر قصور یا تخلفی احراز شود، مطابق قانون با آن برخورد خواهد شد.

گفتنی است؛ علت نهایی حادثه و میزان مسئولیت افراد یا دستگاه‌های مرتبط، پس از پایان بررسی کارشناسان و اعلام نظر مراجع ذیصلاح مشخص خواهد شد. خبرنگار تابناک همچنان پیگیر ابعاد مختلف این حادثه است.



۳ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه / چرا هنوز مجوز رسمی موتورسواری زنان صادر نشده است؟ / آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛ چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است

مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی

مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»

مجبوریم از خطر فرار کنیم

2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند

روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

شب-خارجی-شوخی یا تصادف

ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه

حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به ۳، ۲ و ۱ می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «…الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»

منبع: همشهری


۳ ساعت قبل / سایت انتخاب

تصاویر: جشنواره مجسمه‌های ماسه‌ای

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :


۶ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه

به گزارش تجارت نیوز، چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است 

مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی

مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»

مجبوریم از خطر فرار کنیم 

2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند

روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

شب-خارجی-شوخی یا تصادف

ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه

حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به 3، 2 و 1 می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «…الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»

منبع: همشهری




 ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور - تسنیم
۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور - تسنیم

سخنگوی پلیس از ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور خبر داد.

 تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آرمان امروز: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی با تأکید بر جایگاه انسان و اهمیت علم، آگاهی و تلاش، بر این نکته تأکید کرد که جنسیت نباید معیاری برای سنجش توانمندی‌های انسانی باشد. او با استناد به مفاهیم قرآنی، تلاش و همت انسان را فارغ از زن یا مرد بودن، عامل اصلی رشد، شکوفایی استعدادها و [ ]

 شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

سرطان پستان سه‌گانه‌منفی از دشوارترین انواع این بیماری برای درمان است و به‌دلیل توان بالای گسترش به اندام‌های دیگر، نیازمند روش‌های دقیق‌تر برای شناسایی بیماران پرخطر و انتخاب درمان مناسب است.

 بازنشستگان تامین اجتماعی یکصدا شدند؛ ۷۱۶ هزار تومان، مطالبه‌ای که نباید پشت درهای تصمیم‌گیری بماند
۱۴ ساعت قبل / سایت عصر خبر

بازنشستگان تامین اجتماعی یکصدا شدند؛ ۷۱۶ هزار تومان، مطالبه‌ای که نباید پشت درهای تصمیم‌گیری بماند

تاکید همزمان بیات، دهقان‌کیا، عیوضی، برهانی و روحبخش بر این چهار محور، پیام روشنی دارد: بازنشستگان خواهان تعیین تکلیف روشن و زمان‌بندی مشخص برای مطالبات خود هستند، نه صرفا تکرار وعده‌ها.

 پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

برای پختن بدون مشکل تخم‌مرغ در مایکروویو باید چند نکته احتیاطی را رعایت کرد.

 میگنا - چرا تشخیص اضطراب در کودکان دشوار است؟
۱۳ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - چرا تشخیص اضطراب در کودکان دشوار است؟

در این مقاله با بررسی علائم پنهان، تفاوت‌های رشدی، علائم جسمی و رفتاری و همپوشانی با اختلالات دیگر، این موضوع را بررسی می‌کنیم.