
برترینها: انتشار یک گفتوگوی اینترنتی با پریا قاسمخانی، دختر پیمان قاسمخانی و بهاره رهنما، حواشی تازهای ایجاد کرده و موج اظهارنظرها درباره دعوای خانواده قاسمخانی را دوباره بالا برده است. به همین بهانه میشود نگاهی به این خانواده انداخت؛ خانوادهای که بههرحال سوابق عجیب و قابلتأملی داشته و میتواند از منظر جامعهشناسی، فراتر از حواشی زندگی چند چهره مشهور، قابل بررسی باشد.
پیمان قاسمخانی، مرد خانواده و پدر خانواده، یکی از موفقترین نویسندههای طنز ایران در تمامی سه یا چهار دهه اخیر بوده است. بسیاری از آثار موفق کمدی را پیمان قاسمخانی نوشته؛ از «من زمین را دوست دارم»، که ابوالحسن داوودی کارگردانی کرد و علیرضا خمسه در آن نقش عسگری را بازی میکرد، تا بسیاری از کارهای مهران مدیری و حتی اثری مثل فیلم مارمولک که توسط کمال تبریزی کارگردانی شد. پیمان قاسمخانی مثل برادرش مهراب قاسمخانی نگاه ویژهای به تولیدات خارج از کشور دارند و گاهی به آنها انگ کپی زده میشود، اما در بسیاری موارد توانستند ایدهها و الگوهای کمدی را بومی کنند و به موفقیت برسند.
پیمان قاسمخانی سالها چهرهای رسانهای بود که چندان جلوی دوربین دیده نمیشد و بیشتر بهعنوان نویسنده و فیلمنامهنویس شناخته میشد. اما در چهار، پنج سال اخیر و با ورود پلتفرمها و تولید تاکشوها، حضورش در برنامههای مختلف بیشتر شد و تصویری متفاوت از شخصیت درونگرای او به نمایش گذاشت. بهمرور مشخص شد که او نیز حرفها و ویژگیهایی برای عرضه جلوی دوربین دارد. البته کارنامه بازیگری او چندان قابلتوجه نیست و میتوان گفت در مقام بازیگر، چهرهای معمولی بوده است.
در سوی دیگر، بهاره رهنما، همسر سابق پیمان قاسمخانی، قرار دارد؛ چهرهای که از نظر حواشی، شاید نفر اول این خانواده باشد. او بازیگری بود که بههرحال چهره زیبایی داشت و در دهه هفتاد و دهه هشتاد، بهخصوص با فیلم «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» به کارگردانی ابوالحسن داوودی، به یاد آورده میشود. او در آن سالها و در ابتدای مسیر سلبریتیشدن، چهرهای با پرستیژ به نظر میرسید، اما به مرور انگار قرار گرفتن در کانون توجه برایش اهمیت بیشتری پیدا کرد و ازدواج مجددش نیز باعث شد بیش از گذشته در معرض حاشیه قرار بگیرد.
حضور بهاره رهنما در تئاترهای مختلف، انتشار …












