
به گزارش رکنا، دکتر داود صفائی، خبرنگار وقت روزنامه ایران، در ابتدای قسمت هشتم به ماجرای هویت افغانستانی غلامرضا خوشرو می پردازد و می گوید: «آقای سردار ابوالفتحی، رئیس پلیس وقت تهران، آمد و با جدیت گفت که این فرد افغانستانی است. من خودم یادم هست با ایشان بحث کردم و گفتم: شما مطمئنید؟ به نظر نمی رسد افغانستانی باشد. آیا واقعا مطمئن هستید؟
من آن زمان بیشتر می خواستم مطمئن شوم که سند و مدرکی برای این ادعا وجود دارد و بدانم چه کسی این موضوع را به ایشان گفته است. ایشان به من گفت: تو بنویس، من دارم می آیم؛ افغانی است.»
سرهنگ بازنشسته کارآگاه خسرو فرج زاده، رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران، در پاسخ می گوید: «آقای صفائی، چهره خفاش شب تا حدودی به مردم افغانستان شباهت داشت، مخصوصا چشم هایش. این یک موضوع بود. از طرف دیگر، خودش هم هیچ وقت در ابتدا نگفت که من افغانستانی هستم.»
صفائی در ادامه می پرسد: «آیا دلیل دیگری وجود نداشت؟ چون هویت واقعی او هنوز کشف نشده بود و فقط می شد حدس زد که افغانستانی است یا نیست. چه زمانی مشخص شد اهل کدام شهر است و اسم واقعی اش چیست؟ زمانی که عکس او منتشر شد، شما مطمئن شدید؟»
فرج زاده پاسخ می دهد: «ما که نزدیک تر با او بودیم و به عنوان عوامل اصلی پرونده، بازجویی و تحقیقات را انجام می دادیم، می دانستیم که افغانستانی نیست.»
او همچنین درباره نامزد غلامرضا خوشرو می گوید: «نامزد داشتنش را هم اعتراف کرده بود.»
زنی که «خفاش شب» را نمی شناخت
این موضوع، یکی از نکات مهم و تازه ای است که در این دورهمی مطرح می شود؛ اینکه غلامرضا خوشرو در زندگی شخصی خود رابطه ای عاطفی داشته و زنی پس از انتشار خبر دستگیری و تصاویر او، به پلیس مراجعه کرده بود.
سرهنگ داوود ابوالقاسمی در ادامه با اشاره به فعالیت های دکتر داود صفائی در پوشش پرونده می گوید: «آقای صفائی واقعا خیلی خوب روی این پرونده کار کرد. حتی فکر می کنم اسم «خفاش» را هم شما گذاشتید.»
مسعود ابراهیمی در ادامه می پرسد: «خفاش شب کسی را دوست داشت؟»
ابوالقاسمی پاسخ می دهد: «فکر نمی کنم آدم …


