
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صبح، پیش از آنکه شهر به طور کامل بیدار شود، بسیاری از خانوادهها حساب و کتاب روزانه خود را آغاز کردهاند. نه با دفتر دخل و خرج، بلکه با فهرستی کوتاه از کالاهایی که باید حذف شوند. خرید مرغ به هفتهای یک بار یا ماهی یک بار موکول شده، روغن و برنج با وسواس بیشتری مصرف میشوند و بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند به جای خرید کامل، تنها به اندازه چند روز آینده خرید کنند. این رفتار نه از تغییر سلیقه، بلکه از بیاعتمادی به قیمت فرداست.
در بازار، فروشنده نیز شرایط متفاوتی ندارد. او قیمت کالا را بر اساس هزینهای که دیروز پرداخت کرده تعیین نمیکند؛ بلکه ناچار است هزینه جایگزینی آن را در نظر بگیرد. اگر کالایی را امروز بفروشد، ممکن است فردا نتواند همان کالا را با همان قیمت تهیه کند. در سوی دیگر، مصرفکننده قرار دارد که درآمدش با سرعت افزایش قیمتها حرکت نمیکند. نتیجه، کاهش همزمان قدرت خرید، حجم فروش و امکان برنامهریزی برای خانوار و بنگاه است.
این وضعیت دیگر یک جهش مقطعی قیمت نیست. اقتصاد ایران در هشت سال گذشته با یکی از طولانیترین دورههای تورمی تاریخ معاصر خود مواجه بوده است.
تورم مستمر، ابتدا از سبد کالاهای غیرضروری کاسته، سپس کیفیت مصرف را پایین آورده و در مرحله بعد، بخشهایی از نیازهای اساسی خانوار را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به همین دلیل، آنچه در آمار تورم دیده میشود، برای مردم نه یک عدد، بلکه تغییر در الگوی زندگی است. تورم از سطح شاخص به سطح زندگی رسیده است
بر اساس دادههای اعلامشده، تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۴.۴ درصد رسیده و تورم سالانه نیز در محدوده ۶۵ درصد قرار گرفته است. همچنین شاخص بهای کالاها نسبت به مرداد سال گذشته ۱۲۱.۵ درصد افزایش داشته است. فشار تورمی بیش از آنکه در خدمات و هزینههای قابل تعویق متمرکز باشد، بر کالاهای مصرفی و بهویژه کالاهای مورد نیاز روزمره خانوار وارد شده است.
وقتی قیمت کالاها با سرعتی بیشتر از شاخص کلی افزایش پیدا میکند، خانوارهای کمدرآمد و متوسط آسیب بیشتری میبینند. دلیل روشن است؛ سهم خوراک، پوشاک، بهداشت، حملونقل و سایر کالاهای ضروری در سبد این خانوارها …












