
در قسمت سوم، گفت و گوها وارد مرحله ای حساس از تحقیقات پلیس می شود؛ جایی که کارآگاهان از تشکیل اتاق بحران، شناسایی هویت واقعی غلامرضا خوشرو، عملیات های شبانه، کمین های پلیسی و لحظه ای سخن می گویند که مأموران پلیس آگاهی مطمئن شدند «خفاش شب» در دام قانون گرفتار شده است.
در ادامه میزگرد اختصاصی رکنا، سرهنگ بازنشسته کارآگاه خسرو فرج زاده، رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران، درباره روزهای سرنوشت ساز تحقیقات گفت:
«در پرونده خفاش شب، حجم کار پلیس بسیار گسترده بود. از زمانی که متهم به اتهام سرقت یک خودرو در کلانتری باغ فیض دستگیر شد تا زمانی که به این نتیجه رسیدیم او همان قاتل سریالی است، بیشتر از سه یا چهار روز طول نکشید.
سرنخ اصلی از مدارکی به دست آمد که یکی از کارکنان شهرداری در شرق تهران پیدا کرده بود. این مدارک پس از بررسی به پلیس آگاهی رسید و ما موفق شدیم صاحب خودروی سرقتی، آقای پیر حیاتی، را شناسایی کنیم. او در شمیران مغازه مصالح فروشی داشت و همان جا مشخص شد خودروی سرقت شده متعلق به اوست. با کنار هم قرار دادن این اطلاعات، متوجه شدیم متهم در پلیس آگاهی تهران بازداشت است.»
وی ادامه داد:
«از همان ابتدا به غلامرضا خوشرو مظنون بودیم، زیرا او در پرونده ای پیشین به همراه همدستش زنان را با جلب اعتماد سوار خودرو می کرد، اموالشان را سرقت می کرد و پس از آزار آنها را رها می کرد. این بار اما شیوه ارتکاب جرم تغییر کرده بود و قربانیان برای از بین بردن هرگونه شاهد، به قتل می رسیدند.
وقتی همکاران ما در بازداشتگاه متوجه شدند فرد دستگیر شده همان غلامرضا خوشرو است، از شدت خوشحالی سجده شکر کردند. با این حال او تا دو یا سه روز هویت واقعی خود را انکار می کرد و مدعی بود شخص دیگری است.»
در ادامه این گفت و گو، سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی، معاون وقت پلیس آگاهی غرب تهران، از اقدامات کمتر شنیده شده پلیس برای دستگیری خفاش شب سخن گفت.
او اظهار کرد:
«بعد از تشکیل تیم ویژه به سرپرستی سرهنگ فرج زاده، بسیاری از مسیرهای احتمالی حرکت قاتل را تحلیل کردیم. در پرونده های قتل، تجربه و تحلیل رفتار مجرم نقش بسیار مهمی دارد. ما با بررسی دقیق …












