
به گزارش رکنا، چرا در ایران امروز، شکل مصرف تفریحی رواج بیشتری یافته است؟ چرا آدمها بیشتر به باشگاهرفتن، فعالیت هنری، کافهگردی، یوگا و تراپی فکر میکنند؟ پاسخ این پرسش همیشه این نیست که چون نمیتوانند کارهای بزرگتری انجام دهند، بهناچار بهسمت مصرف بیشتر میروند.
استدلال این متن آن است که در دهه اخیر، نهاد خانواده دستخوش تغییراتی شده که حاصل آن، سربرآوردن سوژهای است که فارغ از مسئولیتهای مراقبتی خانوادگی، میتواند آزادانهتر برای خودش هزینه کند.
راهبرد سنتی بازتولید نهاد خانواده
نهاد خانواده در ایران بهطور سنتی تلاش میکرده از طریق مجبورکردن یا تسهیلکردن ازدواج فرزندان، خود را بازتولید کند. در گذشته، تجرد ــ چه برای دختر و چه برای پسر ــ یک برچسب اجتماعی بود: دخترانی که ازدواج نمیکردند، «ترشیده» و پسرانی که ازدواج نمیکردند، «عزب» خوانده میشدند. خانوادهها، افزون بر تنبیه نمادین، با مشروطکردن کمکهای مالی به ازدواج ــ مثلاً پرداخت هزینه عروسی یا جهیزیه در ازای برگزاری مراسم ــ فرزندان را بهسوی ازدواج سوق میدادند. حتی دولت نیز مهمترین و سادهترین تسهیلاتش، یعنی وام ازدواج، را تنها مشروط به ازدواج پرداخت میکرد.
ناکامی نهاد خانواده در بازتولید خود
نهاد خانواده، به دلایل متعددی که بررسیشان از حوصله این بحث خارج است، در بازتولید خود ناکام مانده است. سه روند این ناکامی را نشان میدهند:
میانگین سن ازدواج مردان نسبت به گذشته بهشدت افزایش یافته است؛ از ۲۳سالگی در دهه ۶۰ به ۳۰سالگی در تهران رسیده است.
سهم جمعیتی که هرگز ازدواج نکردهاند، طی ۲۰ سال اخیر هفت برابر شده است. در حال حاضر، ۱۸ میلیون نفر از جمعیت در سن ازدواج هرگز ازدواج نکردهاند و جمعیت بزرگی در آستانه تجرد قطعی هستند.
مجموع این روندها نشان میدهد که احتمالاً بخش بزرگی از جامعه ما دیگر در قالب ساختار سنتی خانواده ــ متشکل از زن و شوهر و فرزندان ــ زندگی نمیکند.
از طلاق و تجرد تا استقلال از اقتدار خانواده
سالانه حدود ۲۰۰ هزار نفر در کشور طلاق میگیرند. این گروه، حتی اگر به خانواده پدری بازگشته باشند، دیگر بهعنوان فردی مستقلتر …












