
به گزارش رکنا، نام بانک سرمایه طی سالهای گذشته بیش از آنکه با توسعه خدمات بانکی و نوآوری مالی گره خورده باشد، با واژههایی مانند زیان انباشته، ناترازی، کفایت سرمایه و مطالبات غیرجاری همراه بوده است. ارقامی که امروز در گزارشهای مالی بانک دیده میشود، حاصل یک اتفاق کوتاهمدت نیست؛ بلکه محصول انباشت مسائل ساختاری طی سالهای گذشته است.
اما در ماههای اخیر یک تفاوت مهم در ادبیات مدیریتی بانک دیده میشود؛ تمرکز از مدیریت روزمره بانک به سمت برنامه مشخص برای احیا، بازسازی و اصلاح ساختار حرکت کرده است.
اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا بانک سرمایه با مشکلات مالی مواجه است یا خیر؛ پاسخ این پرسش روشن است. پرسش مهمتر این است که آیا مدیریت جدید میتواند این میراث سنگین را به یک پروژه واقعی اصلاح ساختار تبدیل کند یا خیر. پایان مدیریت روزمره و آغاز مدیریت بحران
بانکی که با ناترازی و سرمایه منفی مواجه است، نمیتواند با نسخههای معمول بانکداری اداره شود.
در چنین شرایطی، مدیریت باید همزمان چند جبهه را پیش ببرد: افزایش سرمایه، کنترل هزینهها، اصلاح ترکیب داراییها، وصول مطالبات، فروش داراییهای مازاد، کاهش وابستگی به منابع بانک مرکزی، افزایش درآمدهای پایدار و بازسازی اعتماد سپردهگذاران.
این همان مسیری است که بانک سرمایه در برنامه جدید خود دنبال میکند.
مجمع عمومی فوقالعاده بانک در بهمنماه ۱۴۰۴، برنامه جامع احیا و بازآفرینی بانک را در چارچوب الزامات قانونی تصویب کرد. در این برنامه، اصلاح ساختار مالی، افزایش سرمایه و بهبود نسبت کفایت سرمایه تا سال ۱۴۰۷ مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از این برنامه، بانک هدفگذاری کرده است که نسبت کفایت سرمایه خود را تا سال ۱۴۰۷ به ۸ درصد برساند؛ هدفی که البته نیازمند اجرای کامل برنامه افزایش سرمایه و ساماندهی داراییهاست.
بنابراین، بانک سرمایه امروز در نقطهای قرار دارد که موفقیت یا شکست مدیریت جدید را نمیتوان صرفاً با اعداد گذشته سنجید. سرمایه؛ اولین و مهمترین حلقه اصلاح
واقعیت این است که بدون تقویت سرمایه، اصلاح بانک سرمایه امکانپذیر نیست.
به همین …












