
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تور باید باشد؛ شادی، رقص، خنده و نشاط باید باشد. مردم حق دارند سفر کنند، طبیعت را ببینند و از زیباییهای آن لذت ببرند. مسئله، اصل گردشگری نیست؛ مسئله جایی است که «تفریح» بدون ضابطه به «تخریب» تبدیل میشود و هزینه آن را طبیعت و حیاتوحش میپردازند.
در سالهای اخیر، توسعه کمپهای گردشگری در مناطق طبیعی و جنگلی به یکی از جلوههای رونق گردشگری تبدیل شده است؛ اما یک پرسش جدی همچنان بیپاسخ مانده است: که چه کسی در محل حضور دارد تا از همان لحظه آغاز فعالیت، بر رعایت الزامات محیطزیستی و منابع طبیعی نظارت کند؟
اگر قرار است در مناطق جنگلی، زیستگاههای حساس و عرصههای طبیعی مجوز برپایی کمپ صادر شود، حضور ناظر حفاظتی نباید یک گزینه یا توصیه باشد؛ باید شرط صدور و استمرار مجوز باشد.
هر کمپ در مناطق حساس باید دستکم با حضور دو ناظر تخصصی فعالیت کند: یک محیطبان و یک جنگلبان.
محیطبان باید بر حیاتوحش، رفتار گردشگران، آلودگی صوتی و نوری، نزدیکشدن به زیستگاهها، پسماند و هر اقدامی که آرامش گونههای جانوری را مختل میکند نظارت داشته باشد.
جنگلبان نیز باید مسئولیت پایش پوشش گیاهی، خاک، قطع و آسیب به درختان، نحوه استقرار سازهها، مدیریت آتش و جلوگیری از تخریب عرصههای جنگلی را بر عهده داشته باشد.
این ناظران نباید پس از وقوع تخلف و تخریب وارد میدان شوند. فلسفه نظارت، پیشگیری است، نه ثبت خسارت پس از وقوع فاجعه.
نمیتوان کمپ را در دل جنگل یا در مجاورت زیستگاه حساس مستقر کرد، مجوز داد، گردشگر جذب کرد و بعد، وقتی صدای موسیقی، نورپردازی، آتش، زباله یا تردد خودروها به طبیعت آسیب زد، تازه به دنبال مقصر گشت.
مسئولیت باید از ابتدا روشن باشد. چه دستگاهی مجوز داده؟ چه کسی بر عملکرد کمپ نظارت کرده؟ ناظر حفاظتی چه زمانی در محل حضور داشته؟ چه تخلفاتی ثبت شده و چه برخوردی صورت گرفته است؟ و اگر تخریب رخ داد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
نکته مهم این است که نظارت نباید به معنای ممنوعیت گردشگری باشد. اتفاقاً گردشگری مسئولانه زمانی شکل میگیرد که هم حق مردم برای تفریح و سفر به رسمیت شناخته شود و هم حق طبیعت برای …












