
در قسمت دوم این مجموعه، روایت به روزهایی می رسد که پلیس هنوز با قاتلی ناشناس روبه رو بود؛ قاتلی که بدون بر جای گذاشتن سرنخ، جنایت های خود را ادامه می داد. در این قسمت، سرهنگ داوود ابوالقاسمی از چگونگی شناسایی هویت واقعی غلامرضا خوشرو و رسیدن پلیس به نخستین سرنخ های قطعی می گوید و سرهنگ خسرو فرج زاده نیز از تشکیل اتاق بحران، روند مظنون گیری، عملیات های پلیسی و سرنخ هایی سخن می گوید که در نهایت حلقه محاصره «خفاش شب» را تنگ تر کرد.
در ادامه میزگرد اختصاصی رکنا، سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی به تشریح چگونگی شناسایی هویت واقعی متهم پرداخت و گفت: «پس از دستگیری متهم، تحقیقات ما ادامه پیدا کرد تا هویت واقعی او مشخص شود. در جریان بررسی ها متوجه شدیم برادرش در منطقه طرشت آرایشگاه دارد. یکی از دوستان قدیمی که او را می شناخت، این موضوع را به ما اطلاع داد. بلافاصله به محل رفتیم. برادرش در آرایشگاه مشغول کار بود. برای اینکه موضوع حساسیت ایجاد نکند، همه افراد حاضر را به پلیس آگاهی منتقل کردیم و همان جا مشخص شد که او برادر متهم است. با این سرنخ، هویت واقعی غلامرضا خوشرو به طور کامل برای ما روشن شد.»
در ادامه این گفت و گو، مسعود ابراهیمی، مدیرعامل خبرگزاری رکنا و خبرنگار وقت حوادث روزنامه ایران، از سرهنگ خسرو فرج زاده درباره روند شکل گیری مظنونان و مسیر تحقیقات پلیس پرسید.
سرهنگ بازنشسته خسرو فرج زاده در پاسخ گفت: «رسیدگی به پرونده های قتل به طور تخصصی بر عهده پلیس آگاهی مرکز بود، اما از آنجا که چند جسد در محدوده پلیس آگاهی غرب تهران کشف شده بود، ما نیز به صورت مستقیم وارد پرونده شدیم. این قتل ها فضای جامعه را به شدت ملتهب کرده بود و هیچ کس نمی دانست قاتل از کجا شروع می کند و قربانی بعدی چه کسی خواهد بود.
به همین دلیل با دستور فرمانده وقت منطقه، سردار کیومرثی، اتاق بحران تشکیل دادیم و با حساسیت بسیار بالا شبانه روزی روی پرونده کار کردیم.»
وی با اشاره به روند مظنون گیری افزود: «افراد متعددی را که سابقه ارتکاب جرایم خشن داشتند، تحت نظر گرفتیم. حتی چند نفر را بازداشت کردیم که برخی از آنها نیز مرتکب قتل شده …








