
به گزارش رکنا، روایت مجید سالک از یکی دیگر از قتل ها در ادامه فیلم اعترافات، مرتضی کریمیان، خبرنگار وقت حوادث، از مجید سالک درباره یکی دیگر از قربانیان سؤال می کند.
سالک در پاسخ می گوید:«بعد از این، با خانمی آشنا شدم که آرایشگاهی در خیابان ولیعصر داشت و خانه اش در سپهر غربی، روبه روی مخابرات بود. از قبل با او آشنا شده بودم. او آدرس خانه اش را به من داده بود و می گفت اگر دوستی هم داشتی، می توانید به آنجا بیایید. حتی می گفت اگر تا صبح هم چند نفر آنجا باشند، کسی کاری ندارد و همسایه ها هم در جریان هستند.»
او در ادامه ادعا می کند:«یک روز مرا به خیابان ولیعصر برد. آن زمان با خودروی پیکان مسافرکشی می کردم و علاوه بر آن، لوازم زنانه لوکس هم در خودرویم می فروختم. به بهانه همین رفت و آمدها با او ارتباط داشتم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم چند زن دیگر هم آنجا هستند. خانه دو اتاق داشت. به من گفت به اتاق عقب بروم. وقتی وارد شدم، دیدم داخل اتاق فقط رختخواب وجود دارد و مشخص بود برای همین کارها از آن استفاده می شود.»
سالک سپس مدعی می شود:«صاحب آرایشگاه، کودک پنج ساله اش را برداشت و وارد اتاق شد. بعد طناب را دور گردنش انداختم و او را خفه کردم. وقتی از خانه بیرون آمدم، در باز بود و همسایه ها متوجه ماجرا شده بودند و به داخل خانه رفته بودند.»
این اظهارات، روایت و ادعاهای خود متهم در جریان بازجویی است و لزوماً به معنای تأیید صحت آنها نیست.
تحلیلی که سال ها مطرح نشده بود
در ادامه این قسمت، سرهنگ محمدرضا خجسته با اشاره به برداشت خود از شخصیت مجید سالک می گوید:
«نکته ای که شاید تاکنون کمتر درباره این پرونده گفته شده، این است که همان روزهای نخست و پس از پایان گفت و گو با مجید سالک، به این نتیجه رسیدم که با یک قاتل معمولی روبه رو نیستیم. برداشت من این بود که او ویژگی هایی دارد که باید از منظر روان شناختی و جرم شناسی مورد بررسی قرار گیرد.»
خجسته ادامه می دهد: «در آن زمان فیلم "خفه کننده بوستون" را دیده بودم؛ فیلمی که بر اساس پرونده واقعی یک قاتل زنجیره ای ساخته شده بود. شباهت هایی میان شیوه …













