
به گزارش برنا ،صنعت بیمه در اقتصاد هر کشور نقش یک ضربهگیر را دارد؛ مردم و بنگاهها بخشی از ریسک خود را به شرکت بیمه منتقل میکنند و در مقابل، شرکت بیمه متعهد میشود در زمان وقوع حادثه خسارت را جبران کند. بنابراین، قدرت واقعی صنعت بیمه نه در تعداد بیمهنامههای فروختهشده، بلکه در توانایی آن برای ایفای تعهدات در زمان حادثه سنجیده میشود.
وقتی منابع حاصل از فروش بیمهنامه به موقع به شرکت بیمه منتقل نشود یا بخشی از شرکتها با ناترازی مالی مواجه باشند، زنجیرهای شکل میگیرد که در انتهای آن، بیمهگذار قرار دارد؛ همان فرد یا بنگاهی که در زمان خرید بیمهنامه تصور میکند ریسک خود را به یک شرکت مالی قدرتمند منتقل کرده است.
عدد ۷۵ هزار میلیاردی چه میگوید؟
موسی رضایی، رئیسکل بیمه مرکزی، در اظهارات اخیر خود اعلام کرده است حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان از حقبیمههای وصولشده در شبکه فروش باقی مانده و این منابع باید در اختیار شرکتهای بیمه قرار میگرفت تا بتوانند از آنها در عملیات بیمهگری و سرمایهگذاری استفاده کنند. او همچنین گفته است بررسیها درباره مطالبات شرکتها از حدود ۲۰ تا ۳۰ کارگزار یا نماینده در جریان است.
اهمیت این رقم زمانی روشنتر میشود که بدانیم ۷۵ هزار میلیارد تومان تنها یک عدد حسابداری نیست؛ این منابع بخشی از پشتوانه مالی تعهداتی است که شرکت بیمه در برابر بیمهگذاران بر عهده گرفته است.
به بیان سادهتر، وقتی فردی حقبیمه پرداخت میکند، انتظار دارد این پول در ساختار مالی شرکت بیمه قرار گیرد تا هنگام حادثه، منابع لازم برای پرداخت خسارت وجود داشته باشد.
اگر انتقال این منابع با تأخیر انجام شود، شرکت بیمه همزمان با دو فشار مواجه میشود: از یک طرف تعهد پرداخت خسارت دارد و از طرف دیگر بخشی از منابعی که باید برای مدیریت تعهدات و سرمایهگذاری در اختیار داشته باشد، در شبکه فروش باقی مانده است.
۱۴ شرکت از ۲۷ شرکت؛ زنگ هشدار ناترازی
دومین عدد مهم در این ماجرا، وضعیت شرکتهای بیمه است.
بر اساس اظهارات منتشرشده از رئیسکل بیمه مرکزی، از مجموع ۲۷ شرکت بیمه مستقیم، ۱۴ شرکت در وضعیت ناتراز قرار دارند. یعنی بیش از نیمی از این شرکتها با مسئله ناترازی مواجهاند.
محاسبه ساده این رقم نشان میدهد حدود ۵۲ درصد از شرکتهای …








