
به گزارش برنا ،صنعت ایران در حال ورود به مرحلهای است که در آن مسئله اصلی برای بسیاری از بنگاهها دیگر «چگونه توسعه دهیم» نیست، بلکه «چگونه تولید را حفظ کنیم» است. افزایش هزینه انرژی، دشواری واردات مواد اولیه و قطعات، نوسان شدید نرخ ارز، کاهش قدرت خرید بازار داخلی و محدودیت منابع مالی، مجموعهای از فشارها را ایجاد کرده که اثر آن برای بنگاههای کوچک و متوسط بسیار سنگینتر از شرکتهای بزرگ است.
بررسیهای اقتصادی بینالمللی درباره ایران نشان میدهد مشکلات بخش تولید در یکدیگر ضرب شدهاند. کمبود انرژی و آب، کاهش سرمایهگذاری، محدودیت تجارت خارجی و دشواری دسترسی به خدمات مالی، همزمان ظرفیت تولید غیرنفتی را محدود کردهاند. در چنین شرایطی، هر وقفه در تأمین برق یا گاز تنها چند ساعت توقف خط تولید نیست؛ بلکه میتواند به از دست رفتن سفارش، افزایش ضایعات، آسیب به تجهیزات و رشد هزینه تمامشده منجر شود.
کارشناسان اقتصادی معتقدند خطر اصلی زمانی ایجاد میشود که بنگاه برای جبران یک شوک مجبور شود از سرمایه در گردش خود هزینه کند. در این حالت، منابعی که باید صرف خرید ماشینآلات، توسعه محصول یا افزایش ظرفیت شوند، برای پرداخت هزینههای جاری مصرف میشوند. نتیجه چنین چرخهای، فرسودهتر شدن بنگاه و کاهش توان رقابت آن در دوره بعد است.
بحران انرژی، هزینهای فراتر از خاموشی
انرژی برای بخش مهمی از صنایع ایران یک نهاده ارزان و در دسترس تلقی میشد، اما کاهش ظرفیت تولید انرژی و افزایش ناترازی، این مزیت سنتی را به یک نقطه ضعف تبدیل کرده است.
صنایع انرژیبر بیشترین آسیب را میبینند، اما مسئله تنها به صنایع بزرگ محدود نیست. یک واحد کوچک که با یک یا دو خط تولید فعالیت میکند، در صورت توقف برق ممکن است کل ظرفیت روزانه خود را از دست بدهد. در یک شرکت بزرگ امکان جابهجایی تولید، استفاده از خطوط جایگزین یا تأمین بخشی از انرژی از منابع دیگر وجود دارد، اما بنگاه کوچک معمولاً چنین حاشیه امنی ندارد.
نگاه کارشناسی در اقتصادهای موفق نشان میدهد راهحل بحران انرژی صرفاً افزایش تولید برق نیست. کاهش مصرف انرژی در کارخانهها، نوسازی ماشینآلات، توسعه انرژی خورشیدی و بادی، ذخیرهسازی برق و تأمین مالی پروژههای بهرهوری انرژی، بخشی از سیاستی است که میتواند فشار هزینه را در بلندمدت …












