به گزارش همشهری آنلاین سالها از آن روزگاران گذشت و کمکم لالهزار و تئاترش از رونق افتاد. حالا دیگر دوران، دوران سینما و فیلم فارسی بود. ایران خانم هم مجبور بود حالا بیشتر در فیلمهای سینمایی بازی کند. یکی از مشهورترین فیلمهای او «سکه شانس» بود که ایرج قادری سال ۱۳۴۹ آن را با شرکت فردین و ناصر ملکمطیعی ساخت و ایران خانم نقش مادر این دو را که با هم برادر بودند، بازی کرد.
قصه، حکایت قمارباز شدن فردین و بعد طرد شدنش از کانون خانواده بود. یکی از ماندگارترین سکانسهای تاریخ سینمای ایران، فردین بعد از مدتها به خانه مادری بازمیگردد و به مادرش که از تنگدستی در رنج است، پیشنهاد کمک میکند، اما مادر را یارای خوردن نان حرام نیست و پا روی محبت و غریزه مادری خودش میگذارد و فردین را از خانه بیرون میکند. اما جلوی روان شدن سیلاب اشک خود را نمیتواند بگیرد و هایهای در غم از دست دادن این پسر ناباب میگرید.
اما فیلمبرداری این سکانس ماندگار به بهای گزافی برای ایران خانم تمام شد. او که بازیگر تئاتر بود و اصل و نسب خودش را از صحنه و خاک خوردن رویش و جان کندن برای خلق کاراکتر میدانست، قصد داشت در این صحنه بهطور طبیعی بگرید و این کار را هم کرد، اما در انتهای برداشت، از فردین اشتباهی سر زد و مجبور شدند صحنه را دوباره بگیرند. اما ایران خانم هرچه اشک بود، خرج همان برداشت اول و بازی درجه یک خودش کرده بود.
پس چه باید میکرد ایرج قادری، کارگردان فیلم؟ پیشنهاد استفاده از گلیسیرین برای تحریک غدد اشکساز چشم را داد؛ کاری که همه هنرپیشهها میکردند و میکنند. ایران خانم هم که چارهای نداشت، قبول کرد، اما مشکل اینجا بود که گلیسیرینی در کار نبود. قادری فرستاد … …












