
نورنیوز - گروه سیاسی : هر نظام حکمرانی، هر اندازه هم از نظر ساختارها و نهادها مستحکم باشد، در عمق خود با یک پرسش بنیادین روبهروست: آیا این اراده و قابلیت را دارد تا خود را با زمان و تحولات قهری ناشی از ان تنظیم کند؟ پاسخ این پرسش، الزاماً نه در آمار رشد و نه در شاخصهای اقتصادی، بلکه در جریان صعود و نزول نسلها در سطوح تصمیمسازی نهفته است. حکمرانی، در ذات خود، یک «جریان» است؛ نه یک «وضعیت». و هر جریانی، اگر پیوسته از سرچشمههای تازه تغذیه نشود، به برکهای میماند که هر چه زمان میگذرد، از حرکت و طراوت آن کاسته میشود. نسل نو؛ نه صرفاً جوانتر، بلکه متفاوت
نخستین خطای رایج در تحلیل مسئله نسلها، تقلیل آن به «اختلاف سن» است. نسل نو پیش از آنکه جوانتر باشد، ،«متفاوت» است؛ متفاوت، هم از حیث تجربه زیسته، هم از حیث تصویر ذهنی از جهان، هم از حیث انتظاراتش از دولت و جامعه، و هم از حیث زبان و ابزارهایی که با آن مسئلهها را میفهمد و حل میکند.
کسی که در دوران اقتصاد دیجیتال، ارتباطات شبکهای و شتاب بیسابقه تغییرات جهانی رشد کرده، نمیتواند و نباید همان گونه بیندیشد که کسی میاندیشد که دوران خود را در جهانی دیگر زیسته است.
از همینجاست که موضوع «مشارکت نسلی» در حکمرانی به یک مسئله راهبردی بدل میشود، نه یک شعار اخلاقی. نظامی که مسیر تعیین مدیران ارشد و میانی خود را به بازتولید دایمی نسلیِ محدود بسپارد، عملاً در حال کاشت بذر یک ناهماهنگی بزرگ است: حاکمانی که مسئلهها را فقط با نقشههای یک دوران میفهمند، در برابر جامعهای که در دوران دیگری زندگی میکند. این ناهماهنگی، دیر یا زود، خود را نه در قالب اعتراض و مطالبه، که در قالب «بیگانگی»، «بیاعتمادی» و خاموش شدن سرمایه اجتماعی نشان میدهد. جوانی که خود را در هیچ نقطهای از تصویر مدیریت کشور نمیبیند، به تدریج از خود میپرسد: این حکمرانی، اصلاً برای من ساخته شده است؟ و این پرسش، اگر بیپاسخ بماند، گرانبهاترین سرمایه هر نظام، یعنی امید به آینده، را مصرف …







