
نورنیوز_گروه فرهنگی :جهان امروز شاید بیش از هر زمان دیگری با بحران قدرت مواجه نباشد، اما با بحران معنا روبهروست. قدرتهای بزرگ همچنان ارتش، اقتصاد، فناوری و رسانه در اختیار دارند، اما روایتهایی که زمانی میتوانستند برای انسان معاصر افق، امید و معنایی فراتر از مصرف و قدرت بسازند، برای بخشهایی از افکار عمومی اعتبار خود را از دست دادهاند.
در چنین فضایی، نوشته اخیر آلون میزراحی درباره ایران، بیش از یک موضع شخصی یا یادداشت سیاسی معمولی ارزش بررسی دارد. میزراحی در اسرائیل بزرگ شده، از یک خانواده عربیهودی میآید و در مقطعی از زندگی خود نیز در ارتش اسرائیل خدمت کرده است. او سالها در فضای فرهنگی و رسانهای اسرائیل فعالیت داشت، اما بهتدریج به منتقد جدی صهیونیسم و ساختار سیاسی اسرائیل تبدیل شد. خودش میگوید پس از تحولات ۷ اکتبر و نحوه پاسخ اسرائیل، به این نتیجه رسید که اسرائیل دیگر نمیتواند خانه او، حتی از منظر فرهنگی و زبانی، باشد.
میزراحی امروز خود را «یهودی عربتبار، سابقاً اسرائیلی و ضدصهیونیست» معرفی میکند و پروژه رسانهای مستقلی با عنوان The Mizrahi Perspective دارد. نوشتههای او درباره فلسطین، استعمار، صهیونیسم و ایران در سالهای اخیر مخاطبان قابل توجهی پیدا کرده است. به گفته خودش، پس از آغاز فعالیت جدی به زبان انگلیسی، حدود ۷۰ هزار دنبالکننده جدید در شش ماه به مخاطبانش اضافه شدند.
از این رو، وقتی چنین فردی درباره ایران سخن میگوید، زمینه فکری او اهمیت دارد. او صرفاً یک فعال سیاسی خارجی نیست که از فاصله دور درباره ایران اظهارنظر کند؛ فردی است که بخش بزرگی از زندگی خود را در جامعه اسرائیل گذرانده، آن را از درون تجربه کرده و اکنون با نگاهی کاملاً انتقادی به همان ساختار مینگرد.
میزراحی در نوشته اخیر خود، تصویر بسیار تیرهای از جهان معاصر ارائه میدهد. غرب را میان پوچگرایی و شر آشکار، چین را غرق در مادیگرایی، ژاپن را گرفتار وابستگی، مسیحیت را تهی از معنا و رسانه و دانشگاه را بخشی از بحران موجود میداند. اما در میانه این تاریکی، یک استثنای مهم قرار میدهد: ایران
او ایران …












