
به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ در حالی که سلامت روان یکی از چالشهای اصلی جوامع مدرن به شمار میرود، افزایش ناظرین و گزارشهای مربوط به خودکشی در استان کهگیلویه و بویراحمد، زنگ خطری جدی برای نهادهای اجتماعی و مسئولان است. بررسیها نشان میدهد که ریشههای این پدیده، فراتر از مسائل فردی، در تار و پود مسائل ساختاری و اجتماعی استان تنیده شده است.
در میان طبیعت بکر و کوهستانی استان کهگیلویه و بویراحمد، خبرهای تکاندهنده از خودکشی، آرامش را از خانوادهها و جامعه ربوده است. این پدیده که پیش از این در سطح محدودی دیده میشد، اکنون به گونهای خود را نشان میدهد که گویی با یک بحران پنهان در میان مردم روبرو هستیم.
یکی از تحلیلهایی که در میان کارشناسان اجتماعی شنیده میشود، وجود شکاف عمیق میان انتظارات نسل جوان و واقعیتهای موجود است. در استانی که ساختار سنتی و عشایری همچنان نقش پررنگی در زیست اجتماعی دارد، جوانانی که با مفاهیم مدرن و استانداردهای جهانی رشد کردهاند، در مواجهه با محدودیتهای شغلی، اقتصادی و حتی فرهنگی، احساس سرگشتگی و بیهدفی میکنند. این بیهدفی، موتور محرک ناامیدی و در نهایت، تصمیمات مرگبار است.
اگرچه مسائل معیشتی و فشار اقتصادی همواره در صدر دغدغهها قرار دارد، اما خودکشی صرفاً محصول فقر نیست؛ بلکه محصول استیصال است. زمانی که فرد احساس میکند تمام مسیرهای تلاش برای رسیدن به استقلال و ثبات، به بنبست میرسد، سلامت روان او دچار فروپاشی میشود. در استان ما، این احساس بیقدرتی در میان بخش وسیعی از نیروی کار و دانشآموختگان، به یک عامل خطر تبدیل شده است.
یکی از موانع اصلی در مقابله با این پدیده، نگاه سنتی به سلامت روان است. در بسیاری از مناطق استان، مراجعه به روانپزشک یا روانشناس هنوز با برچسبهایی همچون ضعف شخصیت یا جنون همراه است. این نگرش باعث میشود که افراد در اوج بحران، به جای کمک گرفتن، در سکوت و انزوا با خود بجنگند. علاوه بر این، دسترسی کافی و خدمات تخصصی و ارزانقیمت سلامت روان در سطح شهرستانها، همچنان یک نیاز مبرم و چالشبرانگیز است.
افزایش نرخ خودکشی در کهگیلویه و بویراحمد، تنها یک مسأله پزشکی نیست؛ بلکه یک زنگ خطر اجتماعی است که نشاندهنده …








