به گزارش مشرق، جنگ فقط میدان درگیری و صدای انفجار نیست؛ بخشی از آن در تصویری شکل میگیرد که از روزهای بحران برای نسلهای بعد باقی میماند. اینجاست که سینما و تلویزیون با یک مسئولیت مهم مواجه میشوند: ثبت تجربه آدمهایی که در میانه بحران زندگی کردهاند.
«سرو، سپید سرخ» نیز در چنین فضایی شکل گرفته است؛ مجموعهای اپیزودیک که تلاش میکند روایتهایی از جنگ و آدمهای آن را از زاویههای مختلف دنبال کند. فصل اول این مجموعه در شرایطی ساخته شد که فضای تولید تحت تأثیر مستقیم شرایط جنگی قرار داشت؛ مسئلهای که طبیعتاً بر روند تولید و شکل روایت اثر میگذاشت.
فصل دوم اما با شرایط متفاوتی ساخته شده است. در قسمتهای ابتدایی، مهمترین تفاوتی که به چشم میآید، فرصت بیشتر برای آمادهسازی و پرداخت روایتهاست؛ عاملی که میتواند بر کیفیت یک مجموعه اپیزودیک اثر مستقیم داشته باشد.
اما شاید اهمیت «سرو، سپید سرخ» فقط به خود این مجموعه محدود نباشد. بازگشت جدّیتر قالب اپیزودیک به تلویزیون میتواند اتفاق مهمی برای تولیدات نمایشی باشد؛ قالبی که بهجای کش دادن یک قصه واحد، امکان روایت چندین داستان با شخصیتها، موقعیتها و نگاههای متفاوت را فراهم میکند.
چرا قالب اپیزودیک مهم است؟
قالب اپیزودیک برای روایت جنگ ظرفیت ویژهای دارد. جنگ یک قصه واحد با یک قهرمان و یک نقطه آغاز و پایان نیست؛ مجموعهای از داستانهای کوچک و بزرگ است که هرکدام میتوانند از زاویهای متفاوت روایت شوند. در یک اپیزود میتوان سراغ یک رزمنده رفت، در دیگری خانوادهای را دید که در شهر با بحران دستوپنجه نرم میکند و در قصهای دیگر، زندگی یک آدم عادی را دنبال کرد که ناگهان درگیر اتفاقی بزرگ شده است.
این ویژگی باعث میشود یک مجموعه اپیزودیک بتواند به جای تکرار یک الگوی روایی، تصویری چندلایهتر از جنگ ارائه دهد. «سرو، سپید سرخ» نیز با حضور کارگردانان مختلف، امکان چنین تنوعی را فراهم کرده است. …













