
سرویس جهان مشرق - تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، در ابتدا با اهداف اعلامشده تغییر حکومت در تهران، نابودی یا تضعیف شدید توانمندیهای نظامی و برنامه هستهای ایران طراحی شده بود.
تجاوز اولیه شامل حملات گسترده به اهداف نظامی، هستهای و ترور رهبری بود و حتی به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، شهید آیتالله سید علی خامنهای انجامید. با این حال، واکنش استراتژیک ایران، بهویژه بستن عملی تنگه هرمز و ایجاد اختلال پایدار در عبور کشتیهای تجاری و انرژی، زمین بازی را به گونهای تغییر داد که اولویتهای آمریکا بهتدریج از اهداف اولیه دور شد و بر بازگشایی این آبراه حیاتی متمرکز گردید.
بر اساس گزارشهای متعدد و اعلامهای رسمی مقامات غربی و صهیونیستی، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، صراحتاً با هدف ایجاد تغییر در حکومت ایران و هدف قرار دادن برنامه هستهای و موشکی بالستیک طراحی شده بود. حملات اولیه نه تنها تأسیسات نظامی و هستهای، بلکه ساختارهای فرماندهی را هدف قرار داد و به شهادت رهبر انقلاب انجامید.
ایران نیز با انتصاب رهبری جدید و انجام حملات متقابل به سرزمینهای اشغالی، پایگاههای آمریکایی در منطقه و اهداف در کشورهای عربی پاسخ گستردهای داد و یکی از گسترده ترین جنگهای منطقهای پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد.
در این میان، یکی از اقدامات کلیدی ایران، بستن عملی تنگه هرمز بود؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد. نیروهای مسلح ایران در نخستین ساعات جنگ، با استفاده از انبوه قایقهای تندرو، مینریزی گسترده دریایی، پرتاب موشکهای ساحلی ضدکشتی و حمله به چندین نفتکش متخلف، عملاً تنگه هرمز را به گورستانی برای کشتیرانی تبدیل کردند.
این اقدام بلافاصله قیمتهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داد و فشار اقتصادی قابل توجهی بر بازارهای بینالمللی ایجاد کرد. در مراحل اولیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی بر تضعیف قابلیتهای دفاعی و تهاجمی ایران تمرکز داشتند. با این حال، تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز و حملات به کشتیهای تجاری، معادلات را تغییر داد. گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که اهداف اولیه مانند رژیمچنج و نابودی کامل برنامه هستهای به مرور زمان در سایه بحران کشتیرانی قرار …












