
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
در حالی که حدود دو سال از وعده دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین در یک روز گذشته است، سفر رئیس سیا به مسکو در سهشنبه ۳ شهریور میتواند نشانهای از تغییر تدریجی محاسبات واشنگتن در قبال جنگ باشد. ترامپ در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود رویکردی متفاوت از دولت بایدن در قبال روسیه اتخاذ کرد و بر مذاکره مستقیم با کرملین و اعمال فشار بر کییف برای پذیرش مصالحه متمرکز شد. با این حال، ناکامی در دستیابی به توافق سریع نشان داد که تعامل شخصی با ولادیمیر پوتین، بدون ایجاد اهرمهای مؤثر علیه روسیه، برای تغییر محاسبات راهبردی کرملین کافی نیست.
محاسبه اولیه: فشار بر کییف و تعامل با کرملین
ترامپ و جریان محدودگرا در دولت او، از جمله جی.دی. ونس، بر این باور بودند که تداوم جنگ تا حد زیادی حاصل حمایت آمریکا از اوکراین، عدم فشار کافی بر کییف برای مصالحه و فقدان یک رابطه مستقیم میان واشنگتن و مسکو است. بر همین اساس، دولت ترامپ در سال نخست با کاهش یا توقف حمایتهای نظامی و اطلاعاتی از اوکراین، افزایش فشار بر زلنسکی و برقراری تماسهای مستقیم با پوتین، تلاش کرد هزینه ادامه جنگ را برای کییف افزایش و مسکو را به مذاکره ترغیب کند. این سیاست بر این فرض استوار بود که روسیه در نهایت توافقی را که از طریق مذاکره مستقیم با ترامپ حاصل شود، بر ادامه جنگ ترجیح خواهد داد. نقش ونس و چهرههایی مانند اندی بیکر در شکلدهی به این رویکرد، وزن قابلتوجه جریان محدودگرا را در سیاست اولیه دولت نشان میداد.
اشتباه محاسباتی ترامپ در قبال واقعیتهای جنگ
با وجود تلاشهای متعدد ترامپ، واقعیتهای ژئوپلیتیک بر محاسبات او غلبه کرد و جنگ اوکراین همچنان ادامه یافت. مشکل اصلی در برآورد نادرست از منطق تصمیمگیری روسیه و ظرفیت مقاومت اوکراین بود. کرملین همچنان میتوانست انتظار داشته باشد که گذر زمان و فرسایش اوکراین، موقعیت چانهزنی روسیه را تقویت کند. در مقابل، اوکراین نیز با اتکا به حمایت اروپا و ظرفیت داخلی، برخلاف برخی برآوردهای اولیه واشنگتن توانست مقاومت خود را حفظ کند. در نتیجه، فشار یکجانبه بر کییف نهتنها به توافق منجر نشد، بلکه بخشی از اهرمهای واشنگتن را نیز محدود کرد. ترامپ بهتدریج با این واقعیت مواجه …












