
اقتصاد۲۴- طرح موضوع جبران خسارتهای متقابل در ادبیات سیاسی تهران و واشنگتن، بار دیگر چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار و پایان دادن به تنشهای پرهزینه را در هالهای از ابهام فرو برده است. در شرایطی که کانالهای دیپلماتیک با واسطهگری بازیگران منطقهای و بینالمللی برای تثبیت آتشبس، پایان دادن به درگیریهای فرسایشی نظامی و بازگشایی کامل آبراهههای حیاتی انرژی فعال شدهاند، ناگهان باز شدن پروندههای کهنه حقوقی و ادعاهای متقابل غرامت، سایه خود را بر مذاکرات سنگین کرده است.
دونالد ترامپ با پیش کشیدن ادعای متقابل دریافت غرامت برای تلفات نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، قربانیان حملات دهههای گذشته نظیر ناو یواساس کول و حتی قربانیان اعتراضات داخلی در ایران، سطح مطالبات را از یک چارچوب فنی و امنیتی به یک رویارویی حقوقی-تاریخی بیپایان ارتقا داده است. این مانور سیاسی، تحلیلگران و رسانههای بینالمللی را به این پرسش اساسی وامیدارد که آیا طرح مطالبات غرامتی، یک چانهزنی تاکتیکی برای امتیازگیری بیشتر در پای میز مذاکره است یا مانعی طراحیشده برای مسدود کردن مسیر هرگونه توافق و تداوم انسداد در گذرگاههای دریایی؟ تاکتیک چانهزنی یا انسداد دیپلماتیک؟
بررسی و رصد گزارشها و تحلیلهای رسانههای معتبر بینالمللی نشان میدهد که مفسران غربی و منطقهای، موضعگیری اخیر واشنگتن در قبال ادعای غرامت را از زوایای مختلف، اما همگرا مورد ارزیابی قرار دادهاند.
خبرگزاری رویترز در تحلیل خود از این موضعگیری، آن را یک «ضدحمله محاسباتی برای خلع سلاح روانی طرف مقابل» توصیف کرده است. به تحلیل رویترز، هنگامی که نمایندگان و محافل غیررسمی نزدیک به تهران بحث جبران خسارات زیرساختی و هزینههای اقتصادی درگیریهای نظامی ماههای اخیر را به عنوان پیششرط یا مطالبه در افکار عمومی مطرح ساختند، کاخ سفید با پیوند زدن این خواسته به فهرست بلندبالایی از تلفات تاریخی ارتش آمریکا و خسارات منطقهای، در عمل هزینه هرگونه پیگیری حقوقی یا مالی را برای تهران به شدت افزایش داد تا این پرونده از دستور کار جلسات محرمانه خارج شود.
در همین راستا، روزنامه والاستریتژورنال در مقالهای تحلیلی با تمرکز بر اقتصاد سیاسی درگیریها نوشت که طرح مباحث مالی سنگین و ارقام غیرقابل تحقق برای غرامت، به معنای ورود …








